صفحه ها
دسته
سايت گوگل
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 52384
تعداد نوشته ها : 53
تعداد نظرات : 20
Rss
طراح قالب
GraphistThem273
 


               چگونه بيشترين لذت را از زندگي ببريم

 

 


 

براي آنها كه تصميمات مهم مي‌گيرند، زندگي مي‌تواند كاملاً متفاوت باشد. معنا و مفهوم زندگي شما همان چيزي است كه خودتان هر روز با اعمال و افكارتان مي‌سازيد. زندگي از انتخاب‌هاي شما تشكيل مي‌شود و تصميم‌گيري اهميت زيادي دارد زيرا هر انتخاب شما هم عواقب و هم فوايدي به دنبال دارد؛ سعي كنيد هميشه قبل از هر تصميم اين دو را در نظر بگيريد.
 


مراحل


1. از زمان حال لذت ببريد. هر روز را طوري زندگي كنيد انگار آخرين روز زندگيتان است. امروز هديه‌اي به شماست. زندگي موقعيت‌ها و فرصت‌هاي زيادي را به شما هديه مي‌دهد اما زماني مي‌توانيد از فرصت زندگي كردن خود بيشتري استفاده را ببريد كه انتخاب‌هاي درستي داشته باشيد. از هر لحظه زندگي لذت ببريد. هر روز مي‌تواند شروعي تازه با انتخاب‌هايي پيش رويتان باشد، پس منتظر چه هستيد؟

2. ماجراجو باشيد. 
كمي به اكتشاف بپردازيد و از چالش‌هاي تازه استقبال كنيد. همراه با عزيزانتان به ديدن مكان‌هاي جديد برويد. راه‌هايي را انتخاب كنيد كه ديگران انتخاب نمي‌كنند. خودتان را اسير عادت‌هاي هميشگي نكنيد. زندگي با ماجراجويي بسيار هيجان‌انگيزتر خواهد بود.

3. دفترچه خاطرات داشته باشيد. 
موفقيت‌ها و شادي‌هاي زندگيتان را ثبت كنيد. وقت بگذاريد و نوشته‌هاي قبليتان را بخوانيد. اين مي‌تواند منبع الهام خوبي براي خودتان و ديگران باشد.

4. همه را دوست بداريد. 


- خودتان را دوست داشته باشيد. 
به زيبايي بيروني و دروني خودتان دقت كنيد تا بتوانيد همان را در ديگران ببينيد. پذيرش از درون مي‌آيد. به چيزهايي از خودتان كه دوست نداريد فكر نكنيد. درعوض، چيزهايي را در خودتان پيدا كنيد كه دوست داريد.

- ديگران را دوست داشته باشيد.
 كسانيكه با شما خوب رفتار مي‌كنند را دوست بداريد. بدون اينكه انتظار دوست داشته شدن و محبت ديدن داشته باشيد، دوست بداريد و محبت كنيد. در برخورد با ديگران خودخواه نباشيد.

5. همه آدمها را بپذيريد. مهربان و مودب باشيد. از همراهي ديگران لذت ببريد. خوبي‌هاي آنها را ببينيد نه تفاوت‌هايي كه با شما دارند. ديگران را قضاوت نكنيد و طوري با همه رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار كنند.

6. هدف زندگي را دريابيد.
 چيزي را پيدا كنيد كه به زندگيتان معنا و مفهوم دهد. وقتي چيزي پيدا كرديد كه برايش زندگي كنيد، مطمئناً بهتر زندگي خواهيد كرد. اگر روابطتان هدف اصلي زندگيتان نباشد، شغلتان يا هر چيز ديگري مي‌تواند باشد. معناي زندگي شما چيزي است كه خودتان تعيين مي‌كنيد. براي خودتان هدف تعيين كنيد و براي رسيدن به آن تلاش كنيد.

7. كمك كنيد. بي‌دريغ به ديگران خدمت كنيد. از همسايه‌تان شروع كنيد. به افراد نيازمند كمك كنيد. كمك كردن نه تنها باعث مي‌شود انسان بهتري باشيد، بلكه به رشد ديگران نيز كمك مي‌كند.

8.  واقع بين باشيد. اهدافي متناسب با توانايي‌ها و استعدادهايتان تعيين كنيد. هر تلاش را يك دستاورد درنظر بگيريد. 

9. به دنبال تعادل باشيد.
 روز و شب، جلو و عقب، خوب و بد را در هر چيزي بشناسيد.

10. مثبت باشيد. بر افكار و اتفاقات خوب تمركز كنيد. خيلي به خودتان سخت نگيريد. اذيت كردن و آزار رساندن به خودتان هيچ فايده‌اي ندارد. مثبت‌ باشيد. مثبت فكر كنيد، مثبت حرف بزنيد و مثبت عمل كنيد. هميشه نيمه پُر ليوان را ببينيد. 

11. كنترل خود را حفظ كنيد.
 مسئول رفتارها و اعمال خودتان باشيد. با خود صادق باشيد. در هر موقعيتي يك رمز شخصي داشته باشيد. به دنبال زمينه‌هاي مشترك باشيد.

12. به قلب و روحتان گوش دهيد. 
به نداي درونيتان گوش دهيد اما براي تصميم‌گيري آزاد باشيد. از غريزه‌تان استفاده كنيد. اجازه ندهيد ديگران به شما بگويند چه بكنيد.

13. ذهنتان را پاك كنيد.
 دعا و راز و نياز با خدا، تمرينات يوگا، مديتيشن و تاي‌چي روحتان را جوان و شاداب كرده و باعث مي‌شود بهتر تمركز كنيد.

14. سبكبار باشيد.
 خواسته‌ها، تمايلات و دارايي‌ها نبايد مالك شما باشند. خودتان را از تكانه‌ها آزاد كنيد. تصميم بگيريد فقط به نيازهاي ساده و روزمره خود فكر كنيد.

15. بخنديد.
 خنده بهترين دارو است. خنديدن در بدن اندورفين آزاد مي‌كند و طول عمر شما را افزايش مي‌دهد. شادي دروني واقعاً زيبا و لذت‌بخش است.

16. انعطاف‌پذير باشيد. به تغيير بعنوان چيزي مثبت در زندگي نگاه كنيد. گاهي اوقات بايد با جرياني كه پيش از شماست پيش رويد.

17. چند هدف روزانه ليست كنيد. يك دوست جديد پيدا كنيد، براي شنا يا پياده‌روي برويد. براي لذت بردن از هر روزتان برنامه داشته باشيد.

18. چيزهاي كوچك را تحسين كنيد.
 وقتي براي پياده‌روي در محل هميشگي مي‌رويد، سعي كنيد اين بار با دفعات قبل متفاوت بوده و چيزهايي جديد كشف كنيد. وانمود كنيد كه كشوري ديگر هستيد و بار اول است كه به آنجا آمده‌ايد. با خانواده‌تان بيرون برويد و خوش بگذرانيد. براي درك زيبايي‌هاي اطرافتان وقت بگذاريد.

19. خودتان و ديگران را ببخشيد.
 انرژي منفي كه بخاطر شكست‌هاي قبلي احاطه‌تان كرده و شما را عقب نگه داشته را آزاد كنيد. به استقبال هر چيزي برويد كه زندگي برايتان پيش مي‌آورد.

20. با خودتان و ديگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشيد.
 اگر با خودتان صادق نباشيد، استرسي پنهاني در شما ايجاد مي‌شود كه همه شادي و انرژي‌تان را مي‌گيرد. پذيرفتن خود خيلي مهم است. صادق بودن زندگي‌تان را ساده‌تر مي‌كند و باعث مي‌شود آنهايي كه بخاطر ديدگاه‌هايتان دوستتان ندارند از شما دور شوند. صداقت داشتن با ديگران اعتماد مي‌سازد و با خودتان اعتمادبه‌نفس.

21. در انتظار فردا باشيد. 
هر روز خاص است. هيچ روزي شبيه روز قبل نيست و هر روزي به نوبه خود زيباست. اگر همه چيز بر وفق مرادتان پيش نمي‌رود، به خاطر داشته باشيد كه هميشه فردايي وجود دارد. ممكن است فردا زندگيتان بهتر شود.

22. مرگ را بپذيريد. فكر كردن به مرگ باعث مي‌شود قدر زندگيتان را بدانيد. براي درك زيبايي زندگي و دنيا وقت بگذاريد. با مرگ نجنگيد يا از آن ترس نداشته باشيد.

23. محيط‌ اطرافتان را تحسين كنيد. 
هر از گاهي وقت بگذاريد و به پياده‌روي برويد. تصور كنيد از سياره‌اي ديگر آمده‌ايد. به همه چيز با ديدي تازه نگاه كنيد، حتي به رنگ آبي آسمان و نور خورشيد. به گياهان، درختان، برگ‌ها و گل‌ها و تكان خوردن آنها با وزش باد دقت كنيد؛ به جريان آب و شكل گرفتن آن وقتي درون ظرفي ريخته مي‌شود. به موجودات مختلف، حشرات، حيوانات، پرندگان و انسان‌ها نگاه كنيد. اين كار خاطرات مرده را از ذهنتان پاك مي‌كند و روزمرگي را از زندگيتان بيرون مي‌كند.

24. افكار منفي‌تان را پاك كنيد. 
براي پاك كردن ريشه افكار منفي (عصبانيت، ترس، ترديد، تنفر و ...) وارد عمل شويد. هر فكر منفي را با يك فكر مثبت جايگزين كنيد. ممكن است در آن لحظه خيلي حس خوبي نداشته باشيد اما وقتي به چيزهاي خوب فكر كنيد مطمئناً حالتان بهتر خواهد شد. به همه نعمت‌هايي كه در زندگي به شما داده شده فكر كنيد زيرا بااينكه ممكن است گاهي همه چيز به هم بريزد و اوضاع چندان مطلوب نباشد، اما آينده سرشار از اميد است. لبخند بزنيد و احساسات و افكار منفي را درون خود نگه نداريد.

25. پايه‌اي محكم براي اعتقاداتتان بسازيد. اما، متواضع باشيد و به عقايد ديگران احترام بگذاريد. از هر چيزي كه به آن اعتقاد داريد دفاع كنيد و اجازه ندهيد ديگران باورهايتان را سركوب كنند. مي‌توانيد در عين حفظ باورها و ارزش‌هاي خود اما از ايده‌هاي ديگران نيز استقبال كنيد. درگير جزئيات نشويد. وقتي تعارضات بزرگ برايتان پيش مي‌آيد سعي كنيد راه‌هايي خلاقانه براي زندگي با آنها پيدا كنيد—كدام مهمتر است، اينكه يكي از عزيزانتان با شما مخالف است يا اينكه دوستش داريد؟

26. ليست پيش از مرگ تهيه كنيد. 
ليستي از همه كارهايي كه دوست داريد قبل از مردن انجام دهيد تهيه كنيد، مثل ياد گرفتن يك مهارت سخت، پيشرفت كردن در يك كار يا ورزش، بانجي‌جامپينگ، ... هر بار كه كاري از ليستتان را انجام مي‌دهيد، جلوي آن تيك بزنيد. اين روند پيشرفتتان را نشان مي‌دهد.

27. دوستيابي كنيد. 
دوستاني واقعي پيدا كنيد؛ دوستاني كه در حضور آنها بتوانيد خودتان باشيد. با آنها به جاهاي بيشتري برويد تا بتوانيد در لذت‌هايتان با آنها شريك شويد. 

28. تقدير و قدرشناسي‌تان را ابراز كنيد. 
هر روز چيزهايي كه قدردانشان هستيد را تشخيص دهيد. بگذاريد خانواده، دوستان و عزيزانتان ببينند تا چه اندازه براي داشتن آنها قدردان هستيد. 

29. الهام‌بخش خود باشيد.
 كاري انجام دهيد كه الهام بخشتان باشد: پيدا كردن يك الگوي تازه براي زندگيتان يا خواندن كلامي عبرت‌آموز از بزرگي. 

30. خود را درگير گذشته نكنيد. 
نگران اشتباهاتي كه در گذشته مرتكب شديد نباشيد، سعي كنيد از آنها درس بگيريد. هر اشتباه درسي با خود دارد. نگران گذشته نباشيد زيرا گذشته است. نگران آينده هم نباشيد چون هنوز نيامده است. در امروز زندگي كنيد.

31. هيچ چيز را ناديده نگيريد. از همه چيز و همه كس در اطرافتان تقدير كنيد—خانواده، دوستان، خانه، حيوانات، محيط و دنيا. يك روز كه بيدار شويد مي‌بينيد كه يكي از آنها را از دست داده‌ايد. به همين دليل بايد وقتي آنها را داريد قدرشان را بدانيد.

32. همه چيز را پيش‌رو داشته باشيد.
 به خاطر داشته باشيد كه بااينكه ممكن است در حال حاضر همه چيز سخت به نظر برسد اما بدون شك يك نفر هست كه اتفاقات و موقعيتي بسيار بدتر از شما دارد.

33. اجازه ندهيد دارايي‌ها بر زندگيتان فرمانروايي كنند.
 اجازه ندهيد وسايل الكترونيكي جديد، لباس‌ها و ماشينتان كنترل زندگي شما را به دست گيرند. دارايي‌هاي مادي فقط وسيله‌اي براي كمك به بهبودي زندگي شما هستند. خودتان ارجح هستيد.

34. آرزوهايتان را دنبال كنيد.
 ليستي از همه چيزهايي كه روزي دوست داشتيد داشته باشيد يا انجام دهيد تهيه كنيد. با نشستن و نوشتن هيچ آرزويي برآورده نخواهد شد. بايد بلند شويد و دست به تلاش بزنيد. سخت كار كنيد و سعي كنيد آرزوهايتان را به واقعيت تبديل كنيد. اگر واقعاً چيزي را بخواهيد، راهي براي دست يافتن به آن پيدا خواهيد كرد.

35. دلسرد نشويد.
 شكست را نپذيريد، حتي اگر به نظر برسد تنها گزينه موجود باشد. به موانعي كه ديگران براي اينكه به آنچه كه هستند تبديل شوند پشت سر گذاشته‌اند نگاه كنيد. آن را وارد زندگي خود كرده و از آنها درس بگيريد. 

36. خودتان باشيد.
 شجاعت لازم براي اينكه خودتان باشيد را داشته باشيد. خجالت نكشيد! شما هماني هستيد كه هستيد. حتي اگر اجتماع دوستتان نداشته باشيد، همين هستيد، پس چيزي كه ديگران فكر مي‌كنند را فراموش كنيد و زنديگتان را بكنيد. كاري را بكنيد كه دوست داريد چون زندگي شما همان است كه خودتان مي‌سازيد. زندگي شما متعلق به خود شماست. هيچكس ديگر نمي‌خواهد زندگي شما را زندگي كند، پس همه چيز به خودتان بستگي دارد.

37. هر روز يك روز تازه است!
 از گذشته درس بگيريد، براي آينده هدف تعيين كنيد اما در حال زندگي كنيد.



نكات


• خودتان باشيد. حرف‌ها و قضاوت‌هاي ديگران برايتان بي‌اهميت باشد.
• زندگي كوتاه‌تر از آن است كه با پشيماني و حسرت زندگي كنيد. براي جلوگيري از بيماري، خشمتان را فروكش دهيد و سبك و ازاد زندگي كنيد.
• عشق را منتقل كنيد.
• بيشتر گوش دهيد، كمتر حرف بزنيد.
• اشتباهات و كمبودهايتان را پذيرفته و فراموش كنيد.
• به آنچه كه داريد ارزش بگذاريد.
• قدرشناسي تان را ابراز كنيد.

يکشنبه هجدهم 4 1391 15:2


10نكته كه به شما كمك مي‌كنند تا يك فرم درخواست عالي تنظيم كنيد و در مصاحبه بي نظير باشيد را خدمت شما ارائه مي‌كنيم.

 
اگر از شغل خود راضي نيستيد و آن را كسل كننده مي‌دانيد، دو راه پيش روي شماست. مي‌توانيد به روزهاي كسل كننده و حتي گاهي پر از بدبختي در اداره ادامه دهيد و يا مدتي كار را كنار بگذاريد تا شغل بهتري بيابيد.
 
در ادامه 10 نكته كه به شما كمك مي‌كنند تا يك فرم درخواست عالي تنظيم كنيد و در مصاحبه بي نظير باشيد را خدمت شما ارائه مي‌كنيم. اميدواريم در نهايت بتوانيد در كمپاني كه به آن علاقه داريد استخدام شويد.
 
10 - گردآوري يك رزومه‌كاري كه بتواند مخاطب را تحت تاثير قرار دهد.
با وجود اين كه من اصولا به رزومه اعتقادي ندارم (چرا كه معمولا خيلي سريع مرور مي‌شود و معمولا دقيق مورد بررسي قرار نمي گيرد ) اما اكثر مشاغلي كه به دنبالشان هستيد تقاضاي رزومه خواهند كرد. كمي خلاقيت مي‌تواند شما را به گزينه اي منحصر به فرد و متفاوت تبديل كند. ابزار آنلاين در اين زمينه مي‌توانند بسيار مفيد باشند، به خصوص اگر به دنبال چيزي نه چندان معمولي باشيد. Visualize.me مي‌تواند يك اينفوگرافيك جذاب را براي رزومه شما خلق كند. سايت هايي چون Re.vu و Zerply به شما كمك مي‌كنند تا صفحات حرفه اي را ايجاد كنيد كه مي‌توانند به عنوان رزومه ديجيتال مورد استفاده قرار گيرند. About.me و Flavors.me نيز مي‌توانند همين كاربرد را داشته باشند. بهترين ابزاري كه به كارتان مي‌آيد را استفاده كنيد و مطمئن شويد كه رزومه‌تان برجسته و منحصر به فرد باشد. بيشتر اوقات، اين كار به سادگي انتخاب فونت و رنگ مناسب است. زياد طول نمي كشد تا يك رزومه زيبا و حرفه اي بسازيد، پس در طراحي آن كمي دقت كنيد تا بخشي از توده رزومه هاي خوانده نشده نباشيد.
 
9 - هنگام تهيه رزومه از كلمات معمولي و عاميانه استفاده نكنيد.
وقتي رزومه خود را مي‌نويسيد، نبايد از لحني استفاده كنيد كه شما را مثل ساير افراد نشان مي‌دهد. يعني از اصطلاحات رايج و تكراري ( مثل با انگيزه، خلاق، پويا ) و عبارات كليشه اي ( مثل دقيق و جزء گرا، پايبند به كار تيمي، مهارت هاي ارتباطي عالي ) پرهيز كنيد. همچنين عباراتي چون "منابع و مدارك در صورت درخواست شما ارائه مي‌شوند" جملات زائدي هستند كه فقط فضا را اشغال مي‌كنند و نيازي نيست كه در رزومه نوشته شوند. بد نيست اگر در انتها يك بار رزومه را از انتها به ابتدا بخوانيد تا اگر خطايي بود آن را اصلاح كنيد و وقتي كار پايان يافت مي‌توانيد آن را روي RezScore اجرا كنيد تا در صورت امكان آن را بهينه كند.
 
8 - در سايت هاي كاريابي غير رسمي و مرتبط با يك شغل خاص نيز به جستجو بپردازيد.
 
اگر جاي خاصي را براي كار كردن مد نظر نداريد، مي‌توانيد به جستجوي در چندين گزينه بپردازيد. اما اگر براي اين كار سراغ سايت هاي محبوب مثل Monster و Craiglist برويد، به دنبال سوزني در كاهداني خواهيد بود. اين بدان معنا نيست كه اين سايت‌ها شغل مناسبي در جاهاي مختلف ندارند، اما در خيل عظيمي از موقعيت هاي نامطلوب پيشنهاد شده سر در گم خواهيد شد تا شايد بتوانيد گزينه مورد نظرتان را بيابيد. به جاي روش سنتي، يك سايت غير رسمي چون OneDayOneJob.com را امتحان كنيد، كه پيشنهاداتي را به صورت روزانه به شما ايميل مي‌كند. SimplyHired به ظاهر يك سايت كاريابي استاندارد است، اما ليست هايي را به طور مستقيم از وب سايت كمپاني‌ها تهيه مي‌كند. TweetMyJobs كار جستجو را براي شما ساده تر مي‌كند. كافي است بگوييد چه نوع كاري مي‌خواهيد تا گزينه هاي مختلف را به محض يافتن براي شما SMS، توييت و يا ايميل كند. حتي اگر چند سالي است كه از دانشگاه فارغ التحصيل شده ايد، شايد بدتان نيايد به ليست مشاغلي كه به فارغ التحصيلان جديد ارائه شده نگاهي بياندازيد. حتي اگر احساس كنيد بهتر از اين مشاغل حق شماست، از اين طريق مي‌توانيد بفهميد كدام كمپاني‌ها به دانش آموختگان دانشگاه شما علاقه بيشتري نشان مي‌دهند. مي‌توانيد براي موقعيت هاي بهتر نيز به سايت كمپاني مراجعه كنيد و براي آنها درخواست ارسال كنيد.
 
 

 

7 - به جاي جستجوي موقعيت و رتبه كاري بهتر است به دنبال كمپاني بهتري باشيد تا شغل بهتري داشته باشيد.
 
داشتن شغل عالي فقط به معناي لذت بردن از انجام آن نيست، بلكه محيط كاري مناسب نيز بسيار مهم است. يعني بايد به دنبال كمپاني هايي باشيد كه سابقه مقبولي در رفتار با كاركنانشان دارند. نيازي نيست تقاضاي كار به گوگل بدهيد، شما مي‌توانيد به دنبال شركت هايي باشيد كه مزاياي زيادي دارند. براي اين كار كمي تحقيق نياز است. همه كاري كه بايد بكنيد اين است كه با آنها تماس بگيريد و سعي كنيد با همه كاركنان صحبت كنيد. به آنها بگوييد "من قصد دارم به شركتي كه شما در آن كار مي‌كنيد تقاضاي كار بدهم اما قبل از آن مايلم درباره كار كردن در آنجا بيشتر بدانم. ممنون مي‌شوم اگر بگوييد كار كردن در آنجا چگونه است." اكثر افراد از به اشتراك گذاشتن نظراتشان خوشحال مي‌شوند و اگر سرشان شلوغ بود مي‌توانيد در وقت ديگري با آنها تماس بگيريد. اگر شرايط به نظر خوب بود، هنگام دادن درخواست كار مي‌توانيد روي دوستي كه در آنجا پيدا كرده ايد براي كمك حساب كنيد. در واقع با يك تير دو نشان زده ايد. اگر شرايط آن طور كه دوست داريد پيش نرفت، Glassdoor يك منبع آنلاين است كه تجربيات افراد را درباره كمپاني هاي مختلف در اختيار شما قرار مي‌دهد.
 
6 - ياد بگيريد كه حتي تجربه كاري بي ربط خود را نيز مرتبط با شغل مطلوبتان نشان دهيد.
من اكثر مواقع تلاش مي‌كنم به گونه اي از تجربه هاي كاري قبلي ام صحبت كنم كه مرتبط با شغل مورد نظرم به نظر برسند. معناي اين كار دروغگويي نيست. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بخشي از سابقه تان را كه در گرفتن شغل جديد موثر هستند پررنگ تر نماييد و تمركز بيشتري روي اين بخش‌ها بگذاريد.
 
اگر شغل كنوني شما كاملا متفاوت از شغلي است كه به دنبالش هستيد ، به همه كارهاي غير معمولي كه در شغل كنوني انجام داده ايد بيانديشيد. اكثر مواقع نمونه هايي مرتبط با شغل جديد پيدا خواهيد كرد، چرا كه شما به دليل علاقه تان به اين نوع كارها از فرصت هاي پيش آمده در كارتان براي انجام آنها با اشتياق استفاده كرده ايد. اگر موردي پيدا نكرديد ايرادي ندارد، هيچ وقت دير نيست. از همين حالا مي‌توانيد سابقه مرتبط با شغل مورد علاقه تان را در محل كار كنوني ايجاد كنيد تا بعدها هنگام مصاحبه كار جديد از آنها استفاده كنيد. به عنوان مثال اگر زمينه كاري تان به دور از ابتكار و نوآوري است، اما شما دوست داريد يك طراح خلاق باشيد فرصت هاي مناسب بسياري داريد.
 
اگر كارتان به گونه اي است كه بايد نمودارها و فلوچارت هاي زيادي توليد كنيد، راه هاي خلاقانه اي براي جذاب تر كردن آنها بيابيد. اگر شركتي كه در آن كار مي‌كنيد قرار است يك سفر كوتاه كاري يا آموزشي ترتيب دهد، از آنها بخواهيد تا بروشور يا بنر آن را شما طراحي كنيد. زماني كه من در دفتر پشتيباني مشتريان كار مي‌كردم، هميشه پوستر هايي با مضمون جوك هاي مربوط به دفتر يا تصاويري بر اساس گفته هاي خنده دار مشتريان درست مي‌كردم. گاهي آنها را در مصاحبه هاي كاري ام براي ارائه مهارت هاي فتوشاپ خود نشان مي‌دهم.
 
شايد فكر كنيد اين كار احمقانه است ولي نتيجه آن است كه نه تنها قابليت هاي من را به نمايش مي‌گذارد، بلكه نشان مي‌دهد كه چقدر با تيم رابطه نزديكي داشته ام. اگر خودتان را وقف كارتان كنيد متوجه مي‌شويد كه همان سابقه به ظاهر بي ربط شما مي‌تواند به راحتي به بسياري از مشاغلي كه درخواست آن‌ها را داده ايد مرتبط شود. ممكن است شروعي كه انتظارش را داريد برايتان اتفاق نيفتد اما اگر در كار سختكوش باشيد، به زودي راهش را خواهيد يافت.
 
5 - شيك و خوش لباس در مصاحبه حضور يابيد.
 
لباس مناسب براي مصاحبه لزوما به معناي لباس رسمي اتوكشيده نيست. بسته به شركت مورد نظر، ممكن است آنها شما را با لباس روزمره تان بيشتر بپسندند و يا ترجيح دهند چيزي بپوشيد كه نشان دهد شما بدون پوشيدن لباسي خاص، آراسته و شيك به نظر برسيد. اگر نمي دانيد در مصاحبه چه لباسي بپوشيد، كافي است با آن شركت تماس بگيريد و با بخش منابع انساني صحبت كنيد. ايرادي ندارد اگر آن‌ها بفهمند كه شما قصد آمدن به مصاحبه را داريد و براي اين كار مي‌خواهيد بدانيد چه لباسي بپوشيد. در اكثر موارد از كمك به شما خشنود خواهند شد. اگر مجبور شديد به طور ناگهاني به مصاحبه برويد لباس معمول كارمندان تجاري گزينه مناسبي است. از آنجا كه بسياري نمي دانند لباس كارمند تجاري چيست، احتمالا با يك شلوار پارچه اي مناسب و يك پيراهن يا پلوور دكمه دار مي‌توانيد مطمئن باشيد لباس نامناسبي انتخاب نكرده ايد. هدفتان بايد اين باشد كه نشان دهيد مي‌توانيد با نوع پوشش تان مقبوليت و اعتبارتان را به نمايش بگذاريد. اگر لباستان براي اندامتان مناسب است، خوب اتو شده و در خانه و اوقات فراغت از كار آن را نمي پوشيد، احتمالا انتخاب درستي داشته ايد.
 
4 - زبان اندام را ياد بگيريد تا مصاحبه موفق تري داشته باشيد.
 
فراگيري زبان اندام در بسياري از موقعيت‌ها كاربرد دارد، اما شناخت نشانه‌هايي كه شما ابراز مي‌كنيد و نشانه‌هايي كه از ديگران دريافت مي‌كنيد؛ مي‌تواند در يك مصاحبه كاري فوق العاده موثر باشد. اين موضوع موجب مي‌شود در برخورد اول كه بسيار تاثيرگذار است بتوانيد جذاب‌تر و مقبول‌تر باشيد. مهم‌ترين كار پرهيز از زبان اندام منفي است. بايد از تيك‌هاي عصبي مثل لمس مداوم صورت يا تكان دادن پا پرهيز كنيد. همچنين نبايد هنگام نشستن قوز كنيد. در كل بايد هدفتان اين باشد كه بسيار راحت اما حرفه اي به نظر برسيد. اگر اين توانايي را داريد، موقعيت بهتري در انتظار شماست.
 
 
3 - پاسخ هاي مناسب به سوالات هميشگي در مصاحبه را از قبل آماده كنيد.
 
نقطه ضعف اصلي تان چيست؟ اين سوال مسخره اي است اما در اكثر مصاحبه هاي كاري آن را مي‌شنويد. بحث در مورد چگونگي پاسخ به اين سوال بسيار است اما به نظر من بهترين روش آن است كه يك مهارت كه واقعا در آن بد هستيد و در ظاهر به شغل جديد مرتبط است اما عملا اين گونه نيست را بيان كنيد. با اين حال در حالت كلي نقطه ضعفتان خيلي نمي‌تواند تاثيري داشته‌باشد. اگر شغل جديد را مي‌خواهيد بايد به اين سوال پاسخ دهيد. پس دو راه پيش رو داريد: روند سوالات را كشف كنيد و از پيش پاسخ‌هايتان براي سوالات محتمل بعدي را آماده كنيد. براي اين كار كافي است خودتان را به جاي شركت مورد نظر قرار دهيد. چرا مي‌خواهند نقطه ضعف اصلي تان را بدانند؟ احتمالا بيشتر به دنبال اين هستند كه ببينند چگونه به سوالي كه در مورد آسيب پذيري شما است پاسخ مي‌دهيد، تا اين كه واقعا بخواهند بدانند در كدام بخش نياز به پيشرفت داريد.
 
همچنين ممكن است بخواهند بدانند آيا شما توانايي سنجش واقع بينانه و دقيق توانايي هايتان را داريد يا نه. اگر روند و انگيزه پشت اين سوالات مشترك اكثر مصاحبه‌ها را كشف كنيد، مي‌توانيد راحت تر پاسخ هاي مناسب را آماده كنيد. نيازي نيست پاسخ‌ها را طوطي وار به خاطر بسپاريد اما تهيه ليستي از كليت پاسخ‌ها مي‌تواند بسيار مفيد باشد هر چند بايد توانايي و انعطاف لازم براي دادن پاسخ مناسب را داشته باشيد تا طبيعي به نظر برسيد.
 
2 - درباره پيش پرداخت اوليه سوال كنيد.
 
تبريك مي‌گويم، شما موفق شديد براي شغل مورد نظرتان انتخاب شويد! اما اگر قبل از قبول اين موقعيت كاري درباره پاداش اوليه سوال نكنيد ممكن است حقوق يك ماه اضافه را از دست بدهيد. اگر درخواست شما براي يك كار، مهم و رقابتي باشد احتمال اين كه كمپاني پس از انتخاب تان شما را واقعا بخواهد بالا است و ممكن است در نظر داشته باشند تا با مقداري پاداش اوليه شما را بيشتر مشتاق كنند.
 
تنها كاري كه بايد بكنيد پرسشي در اين باره است. شما تقاضاي پاداش نمي كنيد و فقط يك سوال مي‌پرسيد. اين پرسش منجر مي‌شود كه اگر آنها واقعا مي‌خواهند استخدامتان كنند براي دادن اين پاداش مصمم تر شوند. اگر نمي توانند اين پاداش را بدهند به سادگي پاسخ منفي خواهند داد و مشكلي به وجود نخواهد آمد. اين از آن سوال هاي كم خطري است كه مي‌تواند پاداش فوق العاده اي به همراه داشته باشد.
 
1 - هنگام ترك شغل قبلي پل‌هاي پشت سرتان را خراب نكنيد.
 
اگر از شغل كنوني تان متنفريد ممكن است وسوسه شويد تا پس از ترك آن همه از اين نفرت باخبر شوند. همان قدر كه اين كار منجر به تخليه رواني تان مي‌شود، ممكن است در نهايت به ضررتان تمام شود. بايد شركت كنوني تان را با شرايطي مناسب ترك كنيد. كسي چه مي‌داند؟! شايد روزي با همكارتان دوباره روبرو شويد يا مجبور شويد با شركت سابقتان براي گرفتن اطلاعات يا انجام كاري تماس بگيريد. خراب كردن پل هاي پشت سر مسلما به سود شما نخواهد بود.
 
اگر آن قدر از كارتان متنفريد كه مي‌ترسيد كار دست خودتان بدهيد بد نيست به نمونه نامه هاي استعفا مراجعه كنيد و نكته هايي درباره چگونگي يك استعفاي موقرانه را بخوانيد. قبل از آن كه استعفايتان را تسليم كنيد، آن را با يك يا دو دوست تمرين كنيد و واكنش آن‌ها را بسنجيد. اگر نظر ديگران را بپرسيد و از آنها كمك بخواهيد مي‌توانيد مطمئن باشيد اشتباهي كه منجر به حسرت شود، نخواهيد كرد.
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 20:6
چاي سبز,انرژي بدن, افزايش انرژي بدن,مواد انرژي زا
 
 
عوامل بسياري مي تواند موجب از دست رفتن انرژي بدن شما شود اما روش هاي متعددي نيز براي افزايش سطح انرژي بدن شما در زماني كه انرژي تان به اتمام رسيده و تمركز كردن برايتان دشوار شده است، وجود دارد.يك راه افزايش دهنده انرژي، حفظ آب بدن است اما نيازي نيست كه شما به سراغ كافئين برويد. در ادامه چند روش انرژي زاي طبيعي و ساده به شما ارائه مي شود. اين چند روش انرژي افزاي طبيعي، موتور بدن شما را در كل روز روشن نگاه مي دارند:
 
۱) يك سيب ميل كنيد.
سيب داراي قند طبيعي است كه مي تواند به بدن انرژي بدهد. يك سيب همان اثر يك فنجان قهوه را دارد اما فاقد اثرات جانبي افت انرژي است. هر نوع سيبي (در انواع و اقسامي كه در طبيعت وجود دارد)، انرژي زاست. بنابراين شما مي توانيد سيبي را كه بيشتر از همه دوست داريد انتخاب كنيد.
 
۲) ۵ يا ۶ بار شناي روي زمين انجام دهيد.
ممكن است مصرف انرژي در هنگام خستگي غيرمنطقي به نظر برسد، اما در كمال تعجب انجام چند شناي روي زمين در زمان احساس خستگي برايتان مفيد است و انرژي تان را افزايش مي دهد. شناي روي زمين، خون را در سراسر بدنتان به جريان مي اندازد.با اين كار بدن شما اكسيژن را به مغز و بافت ها مي رساند و باعث مي شود با نشاط و پرانرژي شويد.
 
۳) يك خواب كوتاه ۱۵ تا ۳۰ دقيقه اي براي تجديد قواي سيستم هاي بدن كافي است و به شما در رفع خستگي تان كمك مي كند.
 
۴) يك فنجان چاي سبز بنوشيد.
يكي از دلايلي كه مردم احساس مي كنند كم انرژي شده اند، اين است كه بدن آنها واقعا بي آب شده است. آبرساني به بدن يك روش انرژي زاي طبيعي است. بهتر است براي تأمين مجدد مايعات بدنتان يك فنجان چاي سبز يا چاي سفيد كه از جوانه هاي چاي تهيه مي شود، ميل كنيد. چاي سبز حاوي مقدار اندكي كافئين است و كافئين چاي سفيد حتي از مقدار كافئين چاي سبز نيز كمتر است، اما مايعي است كه مي تواند باعث تجديد قوايتان شود. حتي نوشيدن آب ساده نيز مي تواند در تأمين انرژي شما مفيد باشد.
 
۵) بيرون از منزل قدم بزنيد.
نور خورشيد به شما انرژي مي بخشد زيرا شما زير نور خورشيد ويتامينD كسب مي كنيد و ويتامين D مي تواند روحيه و عملكرد ذهني تان را افزايش دهد. با اين حال صورتتان را در معرض نور خورشيد قرار ندهيد و خود را برنزه نكنيد و هميشه خود را از تماس با اشعه مضر UV خورشيد دور نگاه داريد. تنها ۱۰ تا ۱۵ دقيقه هوا خوري و استفاده از نور خورشيد در بيرون از منزل باعث مي شود كه شما شاداب و پرانرژي به سر كار خود بازگرديد.
 
۶) به يكي از دوستانتان زنگ بزنيد.
روابط اجتماعي يكي ديگر از عوامل انرژي زاي طبيعي است. مطالعات نشان داده است مردم مي توانند ضمن معاشرت با دوستان خود، با كمك به ديگران و خود را صرف ديگران كردن، سرشار از انرژي شوند. اگر شما احساس بي حوصلگي مي كنيد يا كم انرژي شده ايد، چند دقيقه با فردي كه صدايش به شما انرژي مي بخشد، تلفني صحبت كنيد. يا يك راه بهتر اينكه برنامه هايي را براي انجام يك كار مثبت براي افراد ديگر ترتيب دهيد؛ مثلا كمك داوطلبانه به مراكز عام المنفعه يا كمك به يكي از همسايگان سالخورده.
 
۷) مواد غذايي پرانرژي ميل كنيد.
منظور نوشيدني هاي انرژي زا نيست زيرا نوشابه هاي انرژي زا در عين تامين انرژي سريع مي توانند به محض به اتمام رسيدن اثرشان شما را از پا بيندازند. به جاي نوشابه هاي انرژي زا از مواد غذايي پرانرژي حاوي ويتامين و مواد معدني ضروري بدن استفاده كنيد. ويتامين B۱،B۲ و B۶ مي توانند به بدن شما در تبديل كربوهيدرات ها به انرژي كمك كنند.
مواد غذايي غني از ويتامين هاي گروه B كه مانند يك نوشابه انرژي زا عمل خواهند كرد شامل ماست، غلات كامل و تخمه آفتاب گردان است. مواد معدني موجود در آجيل، غلات كامل و فراورده هاي لبني با كمك به سوخت و ساز بدن نيز انرژي را افزايش مي دهند.
 
۸) از پله بالا برويد.
مانند شناي روي زمين، بالا رفتن سريع از پله هاي ساختمان دفتركارتان يك ورزش هوازي به شمار رفته و شما را پرانرژي خواهد كرد. ورزش نه تنها عملكرد بدنتان را بهتر مي كند بلكه ميزان اكسيژن خونتان را نيز افزايش مي دهد و موجب مي شود قلبتان تندتر بزند و در نتيجه جريان خون به ماهيچه و بازگشت به ريه ها تقويت شود. ورزش همچنين موجب ترشح آندرفين ( يك ماده شبه هورموني) مي شود و يك احساس خوب جسمي را در شما ايجاد مي كند.
 
۹) چند مسئوليتي (چند شغله بودن) را كنار بگذاريد.
مردم با قبول چند مسئوليت همزمان، واقعا به خود صدمه مي زنند. شما با برعهده گرفتن چند مسئوليت فشار بسياري را بر خود وارد مي كنيد و نمي توانيد به خوبي زماني كه تنها يك وظيفه برعهده داشتيد و توجه كامل تان را بر هر مسئوليت معطوف مي كرديد، متمركز شويد. اگر شما فعاليت هاي روزانه خود را يك به يك انجام دهيد، مي توانيد انرژي بيشتري را صرف هر كدام كنيد. اين كار مي تواند احساس پرانرژي بودن را به شما القا كند.
اكثر روش هاي انرژي افزاي طبيعي ساده هستند و حداكثر ۱۰ تا ۱۵ دقيقه وقت مي گيرند، اما فوايد آنها مي تواند ساعت ها به طول بينجامد.
دوشنبه جهاردهم 1 1391 16:44

 


 
تفكرات منفي افكار منفي خصلتهاي مثبتمنفي
 
اگر عادت داريد دائم بر روي كمبودها و نقاط ضعف خود تاكيد كنيد، اين عادت را كنار بگذاريد و به جنبه هاي مثبت خود (كه بسيار زياد هم هست) فكر كنيد.
هنگامي كه بيش از حد از خود انتقاد مي كنيد، درباره يك نكته يا حركت يا رفتار مثبتي هم كه داشته ايد فكر و براي خود بازگو كنيد. هر روز چند كار يا رفتاري كه انجام داده ايد و موجب رضايت و شادي تان شده است را بر روي كاغذ بنويسيد.
هدف تان انجام كار باشد نه انجام كامل و بي نقص آن؛ همچنين گاهي بعضي از افراد به حد كمال رسيدن را مانعي براي زندگي خود مي كنند و در نتيجه تا به آن حد مطلوب نرسند كاري انجام نمي دهند و در واقع زندگي خود را متوقف مي كنند در صورتي كه بايد نقاط مثبت را ديد و كار را انجام داد و از آن لذت برد.
اشتباهات را فرصتي براي يادگيري در نظر بگيريد؛ هميشه به خود بگوييد كه هركسي ممكن است اشتباه كند و از اشتباه كردن نهراسيد، اشتباه بخشي از يادگيري است.
كارها و تجربيات جديد را امتحان كنيد؛ انجام كارها و فعاليتهاي متفاوت در شناخت استعدادها و توانايي هاي تان كمك بزرگي به شما مي كند همچنين در نتيجه كسب مهارت هاي جديد احساس غرور و رضايت به شما دست مي دهد.
آنچه را كه مي توانيد، تغيير دهيد و آنچه را كه نمي توانيد، مشخص كنيد؛ درباره عادات و خصلت هاي خود فكر كنيد. اگر دريافتيد كه برخي از آنها شما را ناراحت مي كند، براي تغيير آن اقدام كنيد، اما اگر چيزي است كه نمي توان آن را تغيير داد (مانند قد) سعي كنيد از آنچه كه هستيد لذت ببريد و سازگاري كنيد.
اهدافتان را مشخص كنيد؛ فكر كنيد چه كاري دوست داريد انجام دهيد و سپس براي انجام آن برنامه ريزي كنيد و طبق برنامه جلو برويد.
از نظرات و عقايد خود احساس رضايت كنيد؛ از بيان افكار خود ابايي نداشته باشيد.
به ديگران كمك كنيد؛ با اين كار احساس مي كنيد مفيد هستيد كه خود در اعتماد به نفس نقش مهمي دارد.
ورزش كنيد؛ با ورزش از استرس رهايي مي يابيد و سالم تر و شادتر خواهيد بود.
تفريح كنيد؛ از وقت خود لذت ببريد، با دوستانتان معاشرت كنيد و زندگي خود را با افكار منفي متوقف نكنيد.
 
افرادي كه اعتماد به نفس بالايي دارند به راحتي با ديگران دوست مي شوند، شادترند و روابط بهتري با همكاران، همسالان و ... دارند و با آرامش و راحتي با اشتباهاتشان كنار مي آيند. هيچ وقت براي به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دير نيست. اعتماد به نفس از جمله مهارت هاي زندگي است.
دوشنبه جهاردهم 1 1391 16:14
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
● مقدمه
از ديدگاه يونگ (۱۹۱۳) پديده‌هاي برونگرايي (Extraversion) و درونگرايي (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصيت انساني را تشكيل مي‌دهند.
▪ برونگرايي:هنگامي كه توجه به اشيا و امور خارج چنان شديد باشد كه افعال ارادي و ساير اعمال اساسي آدمي نتيجه ارزيابي ذهني نباشد، بلكه معلول مناسبات امور و عوامل خارجي باشد، برونگرايي خوانده مي‌شود. (سياسي، علي‌اكبر، ۱۳۷۱، ص ۸۲).
افراد درون گرا از لحاظ رواني داراي سرعت فعاليت مغزي بالاتر از حد طبيعي هستند و اين امر سبب مي‌‌شود كه افراد درون‌گرا به قواي محركه (Stimulation) كمتر از حد طبيعي نياز پيدا نمايند. افراد درون‌گرا داراي ديدگاه دروني و ذهني هستند و آمادگي بيشتري را براي خود داري و تسلط بر نفس خويش از خود نشان مي‌دهند.
اين افراد اوقات خود را به مطالعه و بيشتر در تنهايي سپري نموده و كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستند. (بنزيگو، ۱۹۹۹).
از سوي ديگر افراد برون‌گرا داراي سرعت فعاليت مغزي پايين‌تر از حد طبيعي هستند و از اين رو اين افراد براي اداره امور زندگي خويش به قواي محركه بالاتر از حد طبيعي نياز دارند.
افراد برون‌گرا بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي بوده و داراي فعاليت عملي عاليتري هستند (سياسي ـ علي‌اكبرـ همان منبع). ولي ميزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا كمتر است. اين افراد مايلند كه بر محيط افراد خود تأثير گذارده و به رقابت با ديگران پرداخته و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي‌شوند. (بنزيگر ـ ۱۹۹۹).
بنابراين اگر درونگرايي و برونگرايي در حد كمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصيت نابهنجار قرار مي‌دهند كه اولي به صورت اختلال اسكيزفرني و دومي به صورت اختلال هيستري تظاهر خواهد نمود. تعداداين افراد البته بسيار كم است و اكثريت مردم ميان اين دو قطب نهايي جاي دارند. عده‌اي نزديكتر به قطب نهايي درونگرايي و گروهي نزديكتر به قطب نهايي برون‌گرايي هستند. و عده كثيري هم هر دو جنبه برونگرايي و درونگرايي را به صورت متعادل دارا مي‌باشند كه اصطلاح آمبي‌وِرت (ambivert) به آنها اطلاق مي‌‌شود. (سياسي علي‌اكبر به نقل از يونگ (۱۹۱۳)).
از سوي ديگر اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارب دردآور تكرار شوند. از ديدگاه فرويد، اضطراب هسته مركزي روان نژندي است و علامت اخطاري است به «خود».

● اهميت پژوهش
زماني كه افراد به مدت نسبتاً طولاني در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار مي‌گيرند، سيستم‌هاي عصبي رتيكلوآندوتليال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌اي خود را تنظيم مي‌نمايند كه فرد به طور طبيعي در حالت بيداري، هوشياري بيشتري را نسبت به وقايع اطراف خويش نشان مي‌دهد. اين امر طبيعتاً سبب مي‌شود كه نياز به محرك خارجي در آنها كمتر شده و تا زماني كه منبع اضطراب كشف و رفع نگردد به سوي درونگرايي متمايل مي‌شوند. (بنزيگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده مي‌شود كه وجود اضطراب در افراد جامعه تأثير بسزايي در ميزان درونگرايي و برون‌گرايي آنها دارد. به گونه‌اي كه ممكن است يك فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهاي وارده ناشي از اضطراب به تدريج به فردي درون‌گرا تبديل شود و در صورتيكه اين فشار همچنان ادامه داشته باشد ممكن است در افرادي كه با مشاغل اجتماعي سر و كار دارند و بايد در تعامل دايم با جامعه باشند سبب كاهش شديد كارآيي آنها بشود. اين موضوع در جامعه معلمان بسيار حائز اهميت است.
براساس ديدگاه آيزنگ نظريه يونگ مبني بر اينكه «درونگرايي به عنوان يك حالت روانشناختي طبيعي در شرايط خاص محيطي است» كاملاً صحيح مي‌باشد و اين امر مبتني بر خواص فيزيولوژيكي بدن است و به عنوان يك واكنش طبيعي در برابر اضطراب تلقي مي‌شود.
از سوي ديگر افراد درونگرا در مواردي كه جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدير و ستايش قرار مي‌گيرند، دچار خجالت زدگي شده و احساس كم ارزشي مي‌كنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنين بسياري از افرادي كه در معرض اضطرابهاي مداوم قرار مي‌گيرند ممكن است نسبت به زندگي داراي ديدگاه منفي شوند. ولي بايد اعلام نمود كه اضطراب در زندگي افراد به علت انتخابي است كه آنها براي ادامه زندگي خويش انجام داده‌اند و اين انتخاب بنا به هر دليلي ممكن است آنها را با مشكلات مواجه كرده باشد. اما نكته مهم اين است كه تمايل افراد به درون‌گرايي در زمان رويارويي با اضطراب‌هاي ممتد اين توانايي را به آنها مي‌دهد كه با تمركز بيشتري به مشكل خود توجه نموده و نهايتاً درحل آن مشكل كوشش نموده و موفق شوند.
در اين موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر كه به جمع‌آوري اطلاعات در خصوص علل بروز مشكلات و چگونگي رفع آنها مي‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر كوشش مي‌كنند تا نهايتاً با حل مشكلات مورد نظر به طور طبيعي به ديدگاه مثبت نسبت به زندگي دست مي‌يابند.
دراينجا بايد به نظريه آيزنك اشاره نماييم كه بروز درون‌گرايي و برون‌گرايي در افراد هميشه حالت نسبي داشته و در ارتباط با وقايع خارجي زندگي آنها مي‌باشد به صورتي كه در شرايط مناسب افراد داراي يك حد تعادل در رفتارهاي درون‌گرا و برون‌گراي خويش بوده و براساس شرايط زندگي خويش ممكن است بيشتر به سوي درون‌گرايي و يا برون‌گرايي متمايل شوند.
به طور مثال فردي كه درحالت عادي برون‌گرا است ممكن است پس از تماس طولاني مدت با اضطراب مزمن تبديل به يك فرد درون‌گرا بشود و پس از رفع اضطراب مي‌تواند دوباره به شخصيت برون‌گراي خويش برگشت نمايد. (آيزنك Eysenek- ۱۹۸۱).
بنابراين با توجه به روابط پويا و ديناميك ما بين دو بعد رفتاري درونگرايي و برون‌گرايي و ارتباط آن با اضطراب، اهميت اين امر مشاهده مي‌‌شود.
Eysenck, Hans J. A Model of Personality, Springer-Verlag, Berlin, ۱۹۸۱.
از پرسشنامة مربوط به ۱۶ فاكتور شخصيتي (۱۶PF) كه توسط كاتل (Cattel) و اِبِر (Eber) و تاتسوكا (Tatsuoka) در ۱۹۸۶ طراحي شده است براي ارزيابي جنبه‌هاي شخصيتي افراداستفاده مي‌‌شود. در اين پرسشنامه اختصاصاً سوالات مربوط به چهارگونه شخصيتي شامل برون‌گرايي، درون‌گرايي، اضطراب
شديد و اضطراب خفيف استخراج و ارائه مي‌شوند.

● تعريف واژه‌ها
▪ اضطراب: anxiety
ـ تعريف نظري: اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارت دردآور گذشته تكرار شوند. از ديدگاه فرويد فرويد كششهاي غريزي نامطلوب موجب اضطراب مي‌شوند. اضطراب با احساس ترس مترادف است با اين تفاوت كه ترس منشاء خارجي دارد ولي اضطراب منشاء دروني دارد. (شفيع‌آبادي ـ ۱۳۷۸ ص ۵۲).
▪ درون گرايي: Introversion
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه دروني ذهني همراه بوده و فرد درون گرا آمادگي بيشتري براي خود داري و تسلط بر نفس از خود نشان مي‌دهد. اين افراد كمتر تمايل به حضور در جمع دارند و و بيشتر دقت خود را به مطالعه و فعاليتهاي ذهني انفرادي مي‌گذرانند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
▪ برون گرايي: (Extraversion)
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه عيني و خارجي مشخص شده و با فعاليت عملي بالاتري همراه است، افراد برون‌گرا (آمادگي كمتري براي تسلط بر نفس خويش برخوردارند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
از پرسشنامه (MBTI) (Myers-Briggs) براي ارزيابي ميزان برون‌گرايي ـ درون‌گرايي و از پرسشنامه اضطراب (State-Trait) براي ارزيابي ميزان اضطراب استفاده خواهد شد.
در پرسشنامه ۱۶PF كه توضيح داده شد هر چهار موضوع درون‌گرايي ـ برون‌گرايي، اضطراب خفيف و شديد با هم قابل محاسبه هستند
شنبه دوازدهم 1 1391 20:6

اهميت نه گفتن

  • چرا بايد نه بگوئيم؟
  • آيا نه يك مهارت است؟
  • چگونه مي‌توان آنرا ياد گرفت؟


اينها سوالاتي هستند كه شايد براي برخي افراد مطرح شده باشند. از آنجايي كه زندگي اجتماعي مستلزم رعايت مواردي است كه هم حقوق ديگران و هم حقوق فرد در آن بايد مورد توجه قرار گيرد مهارت نه گفتن يكي از لازمه‌هاي موفقيت فرد در زندگي شخصي اجتماعي‌اش است. هر فردي ، براي خود عقايد ، ايده‌ها و اهدافي دارد، شيوه زندگي را براي خود برگزيده است و لازم است در مواردي كه احساس كند اين اهداف و ايده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشكل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهاي خاصي استفاده كند تا بتواند خود را در مسير مناسبي كه براي خود برگزديده است، نگه دارد. انسان اراده و اختيار و آگاهي دارد. بر اساس اراده خود مي‌تواند تصميمهايي براي زندگي داشته باشد. اين تصميمها از موارد بسيار جزئي يا موارد بزرگ و پراهميت را شامل مي‌شود، آنچه كه به عنوان مانعي او را عملي ساختن تصميمات خود باز دارد بايد به نحوي از گذر مسير او برداشته شود. براي چنين اقدامي قاطعيت ، قدرت و به عبارتي مهارتهايي چون نه گفتن و ... مورد نياز است.



تصوير

 

از چه سني نه گفتن را ياد بگيريم؟

كودكان در سنين خاصي ويژگيهايي دارند كه اندكي متفاوت از ويژگيهاي آنها در سالهاي ديگر زندگي است. در حدود سنين 4 - 5 سالگي تمايل دارند، استقلال بيشتري داشته باشند. در مقابل خواسته‌هاي ديگران مخالفت مي‌كنند و به عبارتي از قول والدين لجبازي مي‌كنند. اين دوره سني به سن ، نه گفتن معروف است. بطوري كه رفتار معكوس به نحوي در اكثر عملكردهاي كودك ديده مي‌شود و او به نحوي مي‌خواهد بر خلاف خواسته والدين خود عمل بكند. اين ويژگيها بطور طبيعي در اين سنين آغاز مي‌شوند و مي‌توان گفت تمرينات اوليه‌اي براي پيدا كردن مهارتهاي مرتبط در سنين بزرگسالي هستند.

مشابه اين حالت را ما يكبار ديگر در دوره نوجواني مشاهده مي‌كنيم. در اين دوره سني نيز فرد بويژه نسبت به خواسته‌هاي والدين فرد حالت عناد و منفي كاري به خود مي‌گيرد و تلاش مي‌كند بيشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل كند. اين كار روشي براي نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اينكه اين دوره‌ها به عنوان دوره‌هاي اختصاصي نه گفتن معروفند، اما يادگيري نه گفتن در هر سني امكان پذير است، با توجه به اينكه جهت دهي ويژگيهاي فرد اهميت قابل توجهي پيدا مي‌كند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهيم انواع مواردي كه ما در آنها ناچار به استفاده از اين مهارت هستيم را دسته بندي كنيم، به دو طبقه كلي مي‌رسيم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به ديگران.

نه گفتن به خود

هر فرد براي خود اهدافي در نظر مي‌گيرد و بر اين اساس تصميماتي اتخاذ مي‌كند. بر اين اساس و براي عملي ساختن تصميمات خود لازم است با هر آنچه كه در ارتباط با خود و مانع عملي شدن تصميمات او مي‌شود، مبارزه كند. در چنين حالتي فرد بايد به خواسته‌هاي خود نه بگويد تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور كنيد فردي را كه تصميم گرفته است با اجراي يك رژيم غذايي مناسب تعدادي از وزن خود را كاهش دهد. كاهش دادن وزن هدف اساس اوست كه براي رسيدن به آن بايد دست از برخي رفتارهاي خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شيرينجات خودداري كنيد.

زماني كه فرد در مقابل و وسوسه خوردن يك تكه شيريني خوشمزه مقاومت مي‌كند، در واقع به خواسته‌هاي خود جواب نه مي‌دهد. خواسته‌هايي كه با خواسته‌هاي اساسي‌تر او منافات دارد. به عنوان يك مثال ديگر دانش آموزي را در نظر بگيريد كه قصد دارد نمرات بالايي در امتحان پايان سال بدست آورد. برنامه ريزي مي‌كند و تصميماتي مي‌گيرد. طبعا در چنين برنامه ريزي ما زمان كمتري صرف تفريحات و غيره خواهد شد. زماني كه در مقابل وسوسه تماشاي يك برنامه تلويزيوني مقاومت مي‌كند، در واقع از مهارت خود براي نه گفتن به خود استفاده مي‌كند.

نه گفتن به ديگران

زماني كه خواسته‌هاي فرد و تمايلات فرد با خواسته‌هاي ديگران منافات پيدا مي‌كند. در اين حالت فردي كه تمايلات و خواسته‌هاي خود را ترجيح مي‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كند. چگونه مي‌تواند اين كار را انجام دهد؟ تصور كنيد دانش آموزي كه كتاب درسي خود را براي مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش كه كتاب او را شب امتحان به امانت مي‌خواهد، چه عكس العملي بايد داشته باشد. در چنين مواردي معمولا مهارت نه گفتن احساس مي‌شود.

در چه مواردي نه مي‌گوييم؟

آيا در همه موارد بايد از اين مهارت استفاده كرد؟ آيا هميشه در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كرد و با جديت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است كه بايد طبقه بندي مناسبي روي موارد و موضوعاتي كه نه گفتن در آنها لازم به نظر مي‌رسد، داشته باشيم. زماني كه قبول درخواستها خطرات و مشكلات جدي براي فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعيت رفتار كند. مثل درخواست فردي مبني بر استفاده از سيگار ، يا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اينها مواردي هستند كه نتايج وخيم و جدي براي فرد به بار مي‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم براي ابراز قاطعيت در اين موارد را داشته باشد. در موارد ديگري چون امانت دادن كتاب به دوستي كه خودمان آنرا نياز داريم يا موارد مشابه ديگري مي‌توان در ابتدا به دنبال راهكارهاي ديگر بود در صورت عدم وجود اين راهكارها از اين مهارتها استفاده كرد.

ويژگي افرادي كه مهارت نه گفتن دارند.

اين افراد قاطعيت خوبي دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌هاي شخصي در زندگي دارند و اهدافشان روشن و واضح است و مي‌دانند كه از چه راهي به اهداف خود خواهند رسيد. در مقابل افرادي كه توان كافي براي نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعيفي دارند، به راحتي تسليم ديگران مي‌شوند. ممكن است اهداف و برنامه ريزيهاي مشخصي نداشته باشند و اگر داشته باشند اهميت لازم را به آنها نمي‌دهند. اين افراد معمولا به برآورده شدن خواست ديگران اهميت مي‌دهند كه مي‌تواند ناشي از ترس آنها به از دست دادن دوستيها ، طرد شدن و ... باشد.

تقويت مهارتهاي نه گفتن

  • مشخص كردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در اين راه است. اهداف مشخصي داشته باشيد و مسيرهاي خود را براي رسيدن به اين اهداف معين كنيد.
  • اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد.
  • نه گفتن را با تمرين در مسائل جزئي‌تر تكرار كنيد.
  • به افرادي كه قاطعيت دارند و مهارتهاي خوبي در اين زمينه دقت كنيد و ويژگيهاي آنها را مورد توجه قرار دهيد.
  • اطلاعات و آگاهيهاي خود را افزايش دهيد.

 

  • خود را تقويت كنيد و مطمئن باشيد كه نه گفتن ، روابط اجتماعي شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردي هم كه نه گفتن به مسائل جدي و خطرناكي مربوط مي‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراري روابط سالمتر اجتماعي جايگزيني براي رابطه از دست رفته خواهيد داشت.
شنبه دوازدهم 1 1391 20:3

كدام شخصيت‌ها به درد هم مي‌خورند؟

توصيه‌هايي به آنها كه دنبال نيمه گمشده خودشان مي‌گردند

مي‌گويند اگر دنبال همسر ايده‌آل‌تان مي‌گرديد، راهش اين است كه اول، شخصيت خودتان را بشناسيد و بعدش براساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد كه با شما سازگار باشد. اگر شما هم اين تئوري را قبول داريد، با ما همراه شويد...


● ماجراجويان با ماجراجويان ازدواج كنند
افراد ماجراجو عاشق ريسك كردن هستند. اگر چنين شخصيتي داشته باشيد، احتمالا بسيار كنجكاو، خلاق و پرانرژي هستيد و معمولا فرد خودانگيخته‌اي هستيد. علايق فراواني داريد؛ از كوهنوردي و ماهي‌گيري گرفته تا رفتن به سينما و تئاتر.
▪ گزينه ازدواج: شما با افراد ماجراجويي كه درست مانند خودتان باشند، به خوبي رابطه برقرار مي‌كنيد. اگر دنبال همسر ايده‌آل خودتان هستيد، عجله نكنيد؛ چون ماجراجويي شما باعث مي‌شود خيلي سريع در عشق گرفتار شويد و عاقلانه‌ عمل نكنيد. اگر به كسي واقعا علاقه داريد، به خودتان فرصت دهيد تا بهتر او را بشناسيد. در عين حال گاهي ماجراجويي بيش از اندازه ممكن است شما را وسوسه‌ كند كه روابط جديد را امتحان كنيد ولي بايد با اين خصوصيت نادرست مبارزه كنيد.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جان‌اف‌كندي، پرنسس دايانا، آنجلينا جولي.
▪ روان‌شناسي شخصيت: افراد ماجراجو شخصيت خود را بيش از همه مديون ميزان ترشح زياد هورمون دوپامين در مغزشان هستند. اين هورمون، همان هورموني است كه به شما احساس شادي و شادابي و سرزندگي مي‌بخشد.


● خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج كنند
اگر آدم خلاقي باشيد، احتمالا خصلتا باوفا هستيد و وظيفه‌شناسي و آبروداري از خصوصيات عالي شخصيت شماست. آرامش، اجتماعي بودن و مديريت عالي منابع انساني از خصوصيات عالي شخصيت شماست. شما دوست داريد از قوانين پيروي كنيد و مي‌توانيد به راحتي براي زندگي خودتان برنامه‌ريزي داشته باشيد و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسيد. ديگران از شما بسيار راضي و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمي قابل اعتماد مي‌شناسند.
▪ گزينه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبي براي شما هستند. طرف مقابل‌تان ممكن است قدرت حمايت‌گري شما را بپرستد ولي مواظب باشيد اين حمايت همه‌جانبه، اين احساس را در همسرتان ايجاد نكند كه داريد مرتب او را كنترل مي‌كنيد. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگي خواهيد كرد چون افرادي مثل شما براي حفظ و تداوم زندگي‌شان هر كاري مي‌كنند و وفاداري به طرف مقابل ركن نخست زندگي‌شان است.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جورج واشنگتن، ملكه اليزابت، جنيفرانيستون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: شخصيت آرام و موقر خود را بايد مديون هورمون سروتونين باشيد. اين ماده شيميايي مي‌تواند اخلاق شما را تعديل كرده و عصبانيت و حالت تهاجمي شما را كنترل كند.

 
● مديرها با سازگارها ازدواج كنند
اگر مديريت بخش غالب از شخصيت‌ شما است، حتما مي‌دانيد كه بسيار رك و راست هستيد و بدون پرده نظرتان را مي‌دهيد. از سوي ديگر با مسايل بسيار منطقي و واقع‌بينانه برخورد مي‌كنيد. قاطعيت و استواري از شما جدانشدني است. شما به آساني مي‌توانيد در روابط و كار خودتان تمركز كنيد و در رياضيات، مكانيك و موزيك مي‌توانيد زبردست باشيد. رقابت‌جويي و جاه‌طلبي عشق هميشگي زندگي شماست.


▪ گزينه ازدواج: افرادي مي‌توانند براي شما بهترين زوج باشند كه خصوصيت اصلي شخصيت‌شان كنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطاف‌پذيري داشته باشند و گرنه كار شما با يك مدير به دعوا و جنگ قدرت مي‌كشد. اگر شما در روابط خانوادگي و عاشقانه خود دست از كنترل و امر و نهي برداريد، عشق آرام آرام وارد زندگي شما خواهد شد و از درگير شدن در رابطه عاشقانه كه نمي‌توانيد آن را كاملا كنترل كنيد، نمي‌هراسيد. شما شخصيت محكمي داريد كه مشكلات خود را نشان نمي‌دهيد ولي اين خصوصيت شما ممكن است باعث شود همسرتان فكر كند شما پنهان‌كار، مرموز، سرد و بي‌روح هستيد. اجازه دهيد دست‌كم در روابط خانوادگي احساسات شما بر قدرت مديريت مطلق و محكم و دست‌نيافتني شما غلبه كند.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: آلبرت اينشتين، دانلدترامپ (مشاور املاك مشهور آمريكايي)، هيلاري كلينتون و مارگارت‌تاچر.
▪ روان‌شناسي شخصيت: هورمون مردانه تستوسترون كه در بدن مردان بيشتر و در بدن بانوان كمتر ترشح مي‌شود اين خصوصيت شخصيتي شما را پررنگ تر مي‌كند.


● انعطاف‌پذيرها با مبادي آداب‌ها ازدواج كنند
اگر شما شخصيت انعطاف‌پذيري داشته باشيد، ديگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانايي زيادي در روابط اجتماعي داريد و در صحبت كردن عالي هستيد. احساسات قوي و روشن و واضح از خصوصيات برجسته شماست.
▪ گزينه ازدواج: شما بيش از همه با افرادي كه مبادي آداب و مؤدب هستند كنار خواهيد آمد. اين افرد كه سياست بالايي در روابط خود دارند، رفتار شما را مي‌پذيرند. فقط مراقب باشيد با زبان بازي و صحبت‌هاي بي‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نكنيد. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نكنيد. توصيه ما به همسر شما اين است كه در صحبت كردن كم نياوريد. گرچه طرف مقابل شما بسيار خوش‌صحبت است ولي شما هم با اعتماد به نفس از خصوصيات خودتان بگوييد. افرادي مثل همسر شما دوست دارند كه شما نظرتان را درباره شخصيت و رفتارشان بي‌پرده بگوييد.


▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: گاندي، بيل كلينتون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: استروژن كه يك هورمون زنانه است و در بدن بانوان بيش از آقايان ترشح مي‌شود نقش اصلي را در بروز اين خصوصيات شخصيت شما ايفا مي‌كند.

چهارشنبه نهم 1 1391 14:13

 

چگونه خبر بد را به بهترين روش به كسي برسانيم

 

اگر شما حامل خبر بدي هستيد . بايد آن را به كسي اطلاع دهيد از روش ساندويچ استفاده كنيد :

 

با خبرهاي خوب شروع كنيد ، سپس بسرعت خبرهاي بد را به آن اضافه كنيد ، بعد دوباره چند خبر خوب را ضميمه اش كنيد. همانطور كه تعميركار ماشين تان با شما صحبت مي كند:

 

"ماشين شما به نسبت مدل قديمي اش خيلي خوب مانده ؛ بعد از اينكه موتورش را عوض كرديم – ميداني كه موتورش سوخته- ده سال ديگر هم براي شما كار مي كند"
به گزارش نيك صالحي ، او براي بيان خبر بد خود"موتور ماشين شما از كار افتاده" از تئوري ساندويچ استفاده كرده است.

 

 بچه ها لطفا نظر بديد

 

چهارشنبه نهم 1 1391 9:49

شخصيت شناسي عطسه

عطسه

بسياري از مردم از نوع عطسه كردن خود نزد ديگران خجل و شرمسار هستند. عطسه هاي بلند و پياپي مي تواند در جمع ، مزاحمت هاي گاه و بيگاه ايجاد كند، اما اكنون براساس مطالعات انجام شده از سوي برخي از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده كه نوع عطسه انسان ها مي تواند بازگوكننده ي شخصيت آنها باشد. اين آزمايش ها شامل مطالعه برروي صداهاي مختلفي است كه مردم به هنگام عطسه كردن از خود توليد مي كنند. همه مي دانند كه افراد به گونه هاي مختلف عطسه مي كنند و شايد به همين دليل است كه هيچ دو نفري، شخصيتي مشابه ندارند. اكنون بگوييد چگونه و با چه صدايي عطسه مي كنيد تا بگوييم البته تاحدي چه شخصيتي داريد و نكات پنهان آن چيست؟

 

افرادي كه با صداي بلند عطسه مي كنند: اين افراد عموما تمايل دارند كه رهبران و روسايي با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر اين اعتقادند كه صداي بلند عطسه اين افراد، نشان دهنده ميزان نفوذي است كه آنها دوست دارند بر ديگران داشته باشند. اين افراد مي توانند به راحتي در ديگران نفوذ كنند و آنها را به سمت و سويي كه خود تمايل دارند سوق دهند. اين افراد عموما مديراني لايق، كارآمد رهبراني با نفوذند.  آنها شخصيت قدرتمندي دارند كه به آنها كمك مي كند در حوزه مديريت بسيار شجاع و زيركانه عمل كنند. در حوزه اجتماعي سخنوري عالي و بي مثال هستند. اين افراد مي توانند با نفوذ كلام خود موضوع بحث را به آن طريقي كه خود مي خواهند پيگيري كنند. معمولا زندگي بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نيز مي توانند از نفوذي بي اندازه برخوردار باشند.

عطسه

 

افرادي كه ملايم عطسه مي كنند: اين افراد عموما شخصيتي آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسي گفته مي شود كه اين افراد نمي توانند بدون وابستگي به غير، كاري از پيش ببرند. شخصيت وابسته آنها نشان دهنده ي آن است كه بايد حتما در موارد مهم تصميم گيري، شخص ديگري آنها را به سمت و سوي مورد نظر سوق دهد. اين افراد مي توانند و مي خواهند كه به مردم خدمت كنند و اين خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمايل دارند انجام مي دهند. بسياري از اين افراد اگر چه منزوي به معناي عام كلمه نيستند ولي چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضايت نمي كنند. شخصيت آرام آنها تنها در خدمت به ديگران خلاصه مي شود. اين افراد بسيار وفادار و در زندگي ثابت قدم هستند. در حوزه كاري به لحاظ آرامي ممكن است تاثير چنداني در جمع نداشته باشند ولي همين منش آرام آنها باعث مي شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعي نيز پرهيز از تجمع و قيل و قال هاي روزانه شعار اصلي آنان است ولي در اين بين انجام دادن كارها و وظايف اصلي كه برعهده آنهاست به هيچ وجه فراموش نمي شود.

افرادي كه به هنگام عطسه جلو دهان خود را مي گيرند: طبق پژوهش هاي انجام شده افرادي كه به هنگام عطسه كردن جلو دهان خود را مي گيرند بسيار موقر و به لحاظ روحي متعادل هستند. اين افراد معمولا در هيچ زمينه اي چه به لحاظ عرفي و چه به لحاظ شرعي، خلاف نمي كنند. روانشناسان بر اين عقيده اند كه اين افراد معمولا زندگي آرام، متعادل و كم دردسري دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار اين اشخاص مشهود است و رعايت آداب و معاشرت از خصايص ذاتي اين افراد و نشان دهنده ي نوع نگرش آنها به زندگي است. آنها مي گويند زندگي همچون رودخانه آرامي است كه فقط برخي اوقات مواج مي شود و نيازي نيست كه شما سرعت حركت آن را تند يا كند كنيد. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه يا سرفه، نشان مي دهد كه اين افراد در حوزه كاري خود نيز افرادي قابل اطمينان و با وقارند و مديران هميشه از آنها به عنوان افرادي قابل اعتماد ياد مي كنند. در حوزه اجتماعي و در جمع دوستان حضورشان هميشه مايه قوت قلب است، هر چند كه در برخي از اجتماعات دوستانه كه بسيار صميمي است حضور اين افراد به منزله آن است كه بسياري از موارد معاشرتي كه ممكن است در جمعي اينچنيني ناديده گرفته شود، بايد رعايت شود و اين كار ممكن است براي برخي افراد، خوشايند نباشد.

عطسه

افرادي كه ريز و سريع عطسه مي كنند: گفته مي شود كه اين افراد، غالبا شخصيتي تند و تيز دارند. تند تند صحبت مي كنند و دوست دارند هر مساله اي را فورا حل كرده و به سراغ مساله بعدي بروند! اين افراد بسيار باهوش، اهل مطالعه و نكته سنج هستند. مطالعه براي اين نوع افراد بهترين سرگرمي است و از هر فرصتي براي كتاب خواندن استفاده مي كنند. اين افراد كارمنداني نمونه اند كه مي توانند در هر سطحي نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه كاري، افرادي شايسته، لايق و قابل اعتمادند و حاضر نيستند هيچ چيزي را با اعتماد ديگران به خود عوض كنند. حس همكاري و همياري در اين افراد به شدت بالاست هر چند ديگران در بعضي از موارد عدم همكاري با آنها را به دليل بيش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجيح مي دهند. در حوزه اجتماعي، ممكن است محبوبيت ديگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعيت هاي مختلف اجتماعي اگر بتوانند پايه ريزي و برنامه ريزي خوبي داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعي خويش را به نمايش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نيز، چنانچه ياري موافق داشته باشند، پيروز مي شوند. معمولا ديگران به سختي آنها را درك مي كنند، اما چنانچه روحيه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه مي شوند كه دوستاني ثابت قدم پيدا كرده اند!

سه شنبه هشتم 1 1391 22:12

 

798067Untitled-1.jpg

 


چشم‌انداز مغز ما محل منطقي نيست.

 

ما هنوز هم همان مغز عصر حجري پيشينيانمان—حجمي از احساسات، خاطرات ناقص و يك محدوده توجه كوتاه—را داريم. مغز ما هيچوقت همه حقايق براي گرفتن تصميم "ايدآل" را در خود ندارد.

 

از اينجا داستان بدتر مي‌شود. حتي گاهي بدون اينكه بدانيم تصميم مي‌گيريم.

 

وقتي دانشمندان علوم اعصاب فعاليت مغز را در طول يك آزمايش تصميم‌گيري ساده بررسي كردند، متوجه شدند كه افراد معمولاً 10 ثانيه قبل از اينكه آگاه شوند تصميم گرفته‌اند، تصميم مي‌گيرند.

 

چطور مي‌توانيم اميدوار باشيم كه تصميم درست گرفته‌ايم؟

 

در واقعيت وضعيت به اين بدي نيست، ما هر روز تصميماتي در زندگيمان مي‌گيريم. دنيا تغيير مي‌كند و احساس مي‌كنيم كه كنترل آن را به دست داريم.

 

خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و كمبودهاي مغز انسان آگاه كرده است. با دانستن اين ضعف‌ها، مي‌توانيد از يك استراتژي ساده براي غلبه بر آنها استفاده كنيم.

 

9 راه براي تصميم‌گيري درست

 

1. به غريزه خود توجه كنيد اما اجازه ندهيد بر شما رياست كند.

 

ما به يك دليل غرايزمان را رشد داده‌ايم—آنها واقعاً خوب عمل مي‌كنند. توانايي گرفتن يك تصميم سريع براي پيشينيان عصر حجري ما مي‌توانست تفاوت خورده شدن توسط يك ببر وحشي يا شكار آن ببر باشد. اما اخيراً با چند ببر روبه‌رو شده‌ايد؟ واقعيت اين است كه در اين عصر ديگر نيازي به اينگونه تصميمات سريع نيست اما باز هم نمي‌توانيد دست از گرفتن اين تصميمات برداريد. با آن مقابله نكنيد اما به آن هم بسنده نكنيد. از خودتان بپرسيد "چرا اين فكر را كردم؟" يا "چرا چنين احساسي داشتم؟"

 

2. گزينه‌هايتان را ليست كنيد.

 

مغز قدرتمندترين كامپيوتر موجود است اما قادر به انجام چند كار همزمان نيست. دشوار است كه بيشتر از 7 فكر مختلف را در يك زمان در ذهنتان داشته باشيد و غيرممكن است كه بتوانيد روي دو مورد از آن به طور همزمان تمركز كنيد. دليل اينكه وقتي موقع رانندگي با تلفن‌همراه صحبت ميكنيم، تصادف نكرده و ماشينمان را داغان نمي‌كنيم اين است كه مي‌توانيم خيلي سريع تمركز روي كارها را تغيير دهيم—اما خيلي كندتر و بي‌دقت‌تر از زمانيكه هركدام را به تنهايي انجام مي داديم. براي تصميمي كه مي‌خواهيم بگيريد، همه انتخاب‌ها و گزينه‌هاي موجود را ليست كنيد، آن را بيرون ذهنتان بكشانيد و زماني را به بررسي هر كدام به تنهايي اختصاص دهيد.

 

3. سوالات را بازنويسي كنيد.

 

مي‌دانيد براي اينكه يك دانشمند تمام‌عيار باشيد به چه چيزي لازم است؟ گرفتن نمرات عالي يا به خاطر سپردن چيزها كافي نيست. مهم اين است كه سوالات درست بپرسيد. هر مشكلي كه داريد، سعي كنيد آن را به سه يا چهار شكل مختلف بنويسيد. اينكه خودتان را مجبور كنيد به طرق مختلف به آن مشكل نگاه و فكر كنيد باعث مي‌توانيد بتوانيد راهكارهاي متفاوتي نيز پيدا كنيد.

 

4. تاريخ را پيش‌بيني كنيد.

 

حافظه ما آنقدرها كه تصور مي‌كنيم خوب نيست و درنتيجه يادمان نمي‌ماند كه چقدر ممكن است بد باشد. همين حافظه‌هاي انتخابي است كه باعث مي‌شود يادتان بماند امروز با چه كسي حرف زديد اما يادتان نيايد كه چهارشنبه هفته پيش صبحانه چه خورديد. استفاده از تاريخ براي گرفتن تصميم نيازمند اين است كه به خاطر بياوريم دفعه قبلي كه در موقعيتي مشابه بوديم چه اتفاقي افتاد. كند پيش برويد و خاطره‌تان را خوب بررسي كنيد—نبايد فقط پيروزي‌هايتان را به خاطر سپرده باشيد و شكست‌ها را فراموش كرده باشيد.

 

5. به خاطر داشته باشيد كه زمان طرف شماست.

 

سعي كنيد خودتان را از احساسات آن لحظه دور كنيد. البته انجام فوري اين كار غيرممكن است اما بهترين راهكار اين است كه بين زمان حال و زماني كه مي‌خواهيد تصميم بگيريد كمي فاصله بيندازيد.

 

6. اين را يك آزمايش ببينيد.

 

مغز انسان جداشده نيست—براي عمل كردن در موقعيت‌هاي اجتماعي با همتايان خود طراحي شده است. حاصل آن اين است كه زمان و انرژي زيادي را براي كار گروهي و رابطه با دوستانمان صرف مي‌كنيم. تصور كنيد كه قرار است براي تصميمي كه مي‌گيريد به شما نمره بدهند و اتوماتيك‌وار توجه بيشتري به آن مي‌كنيد. بنويسيد كه چرا چنين تصميمي گرفتيد و بعد فكر كنيد: "اين يك امتحان است. من از پس آن برمي‌آيم و فرصت ديگري براي تغيير آن ندارم. بقيه قرار است تصميم من را ببينند و به آن نمره بدهند". اينكار باعث مي‌شود بيشتر به چراي تصميمي كه مي‌گيريد فكر كنيد و برنامه‌ها و ديدگاه‌هاي ضعيف را كنار بگذاريد.

 

7. دانش عمومي نيست.

 

زمان‌هاي "فراموش‌شده" را پيدا كنيد و ببينيد چرا آنطور بوده است. همه مي‌دانند كه نبايد بعد از غذا خوردن شنا كرد اما چرا؟ براي همه همينطور است؟ تصوراتتان را زير سوال ببريد و قضاوت كنيد آيا درمورد شما هم صدق مي‌كند يا خير.

 

8. تصميم را بگيريد.

 

آيا مي‌خواهيد درمورد وضعيت شغليتان تصميم بگيريد يا اينكه چه مارك پنيري را براي صبحانه بخوريد؟ همه تصميمات برابر نيستند پس وقتتان را تلف نكنيد. لازم نيست براي هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال كنيد.

 

9. تصميم را عملي كنيد.

 

مي‌توانيد تا بي نهايت تصميمي كه گرفته‌ايد را دوباره و دوباره تحليل و بررسي كنيد. اما بالاخره بايد يكجا آن را متوقف كنيد. آن را واقعي كنيد، يادداشتش كنيد. وقتي تصميمتان بيرون از مغزتان و به دنياي واقعي آمد، مغزتان از بررسي گزينه‌هاي مختلف دست كشيده و سراغ كار بعدي مي‌رود.

 

يادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقي نيست. شما حتي نبايد مغزتان را وادار به دنبال كردن قدم 1 تا 9 كنيد. بهترين تصميمي كه مي‌توانيد اينجا بگيريد اين است كه فقط قدم هايي كه دوست داريد را دنبال كنيد، آن هم با هر ترتيبي كه دوست داشتيد. هر كاري كه مي‌كنيد، رمز گرفتن بهترين تصميمات در زندگي اين است كه بخواهيد.

 

سه شنبه هشتم 1 1391 17:25
X