سخنان بزرگان درباره‌ي پشيماني و تأسف

به جاست از سر حسرت آه بكشيم كه برخي با استعدادشان مي توانند ژرفترين ادراك ها را از احساس هاي خويش بيرون آورند، حال آنكه افرادي مانند ما با ترديد رنج آور و تلاش هاي مداوم مي تواند به آن راه پيدا كند.((زيگموند فرويد))  

فرزانه ترين انسانها براي آسايش خاطر من چنين گفته اند: دريغا كاش امروز نيز چنين مي بود! زيرا شر بهترين نيروي انسان است.((نيچه))  

براستي؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود، يا وفاداري و يا عدالت؛ اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن و آسودگي نكبت بار است.((نيچه))  

عشق همچون تعطيلات است: با لذت تدارك ديده مي‌شود، با رنج تجربه مي‌شود و از سر افسوس از آن ياد مي‌شود.((شي ويليامز))  

مي‌بايست به روشي زندگي كنيد و به گونه‌اي با مسائل و دشواري‌هايتان روبرو شويد كه در پايان زندگي، با افسوس نگوييد، اي كاش چنين و چنان كرده بودم.((آنتوني رابينز))  

افسوس كه نمي توان كساني را كه از پيش در خود احساسي نيافته اند، به درجه اي بالاتر از راستي و درستي رسانيد.((كريستين بوبن))  

هر شك و ترديدي تأخيرهاي خاص خود را به همراه دارد و ايام، با افسوس بر روزهاي از دست رفته مي گذرد.((گوته))  

لذتي كه هنر بر ما ارزاني مي دارد، نيازمنديم و چون به گونه اي هنر ما نيست، نه وجهي مي پردازيم و نه تاسف مي خوريم.((فرناندو پسوا))  

من هيچ جمله ي اسف باري را نمي شناسم كه بتواند انسانيت بشر را تمام و كمال افشا كند.((فرناندو پسوا))  

آه! جوان ها! افسوس كه شما قيمت و بهاي وقت را نمي دانيد!((گوته))  

افسوس گذشته را خوردن و به اميد آينده به سر بردن نادرست است؛ بايد از اين لحظه بيشترين بهره را برد.((جين وبستر))  

افسوس، كه همه ي ما مانند شركت كنندگان در مسابقه ي اتومبيل راني هستيم. هيجان اول شدن، باعث مي شود كه آسيب هاي وارده بر خود و ديگران را نبينيم.((مك ملين))  

زيان را به ثروتي كه از راه نادرست به دست آمده است، برتري دهيد؛ زيرا اولي، شما را زمان كوتاهي مي آزارد و دومي، شما را تا ابد پشيمان مي كند.((چيلو))  

اگر بخواهيد، مي توانيد هر گونه احساس بيزاري، افسوس و خشم را از خود دور كنيد.((ريچارد تمپلر))  

بر گامهاي برداشته شده و بر مرگهاي رخ داده، نبايد افسوس خورد.((هرمان هسه))  

بله گفتن از روي ترس، چيزي جز پشيماني در بر ندارد.((گاي فينلي))  

كار بد بهتر آنكه انجام نپذيرد، چه پشيماني آورد. كار نيك بهتر آنكه انجام گردد، چه كس از انجام آن پشيماني نخورد.((بودا))  

آنچه كس از كردنش پشيمان گردد، نيك نيست و پادافراه [ =سزاي ] وي شيون و چهره‌ي اشكبار باشد. آن كرده‌ي نيك است كه كس از آن پشيماني نخورد و پادافراه آن شادمانه و شادمان نبيند.((بودا))  

حقيقت پشيماني، ابري تيره است كه بر انديشه سايه مي‌افكند.((جبران خليل جبران))  

دردناك ترين امور زندگي دو چيز است: يكي درد ناشي از انضباط و ديگري درد ناشي از تاسف؛ درد تاسف به مراتب سنگين تر است.((؟))  

مي گويند زمان مي گذرد. افسوس كه چنين نيست؛ اين ما هستيم كه مي گذريم و زمان، باقي مي ماند.((هانري دابسن))  

يك لحظه اشتباه، يك عمر پشيماني به بار مي آورد.((مثل چيني))  

تاسف، ابر سياهي است كه آسمان ذهن آدمي را تيره مي سازد، در حالي كه تاثير جرايم را از بين نمي برد.((جبران خليل جبران))  

پشيماني، اولين گام براي پوزش است.((ارد بزرگ))  

بيكاري نه تنها موجب پريشاني فكر و ناراحتي خيال است، بلكه كدورت و پشيماني هميشگي و باطني پديد مي آورد.((فريدريش شيلر))  

كسي كه خرد ندارد، همواره از كرده هاي خويش پشيمان و در رنج است.((فردوسي))  

تاسف خوردن، جبران قرض را نمي كند.((مثل آمريكايي))  

چرا كسي از كاري پشيمان گردد كه يكبار ديگر هم از آن پشيمان شده است؟((؟))  

اگر با خونسردي گناهان كوچك را مرتكب شويم، روزي مي رسد كه بدترين گناهان را هم بدون خجالت و پشيماني انجام مي دهيم.((؟))  

نيمه اول زندگي صرف انتظار كشيدن براي نيمه دوم مي شود و نيمه دوم با حسرت خوردن بر نيمه اول مي گذرد.((؟))  

تبعيد، تنهـا يـك مفهوم جغرافيـايي نيست، بلكـه بيشتر يـك مفهوم دروني، عاطفي و فرهنگي است. تبعيد، حسرت خواستن هـايـي است كه در حيرت نتوانستن ها پرپر مي شوند و مي سوزند ... و تبعيدي، كسي است كه تنها از پشت شيشـه هاي اشك، ميهن و مجبوب خويـش را به ياد مي آورد.((علي ميرفطروس))  

افسوس كه جويندگان خرد اندكند. بايد كه به سخن دانندگان راه جست و بايد جهان را كاوش نمود و از هر كسي دانشي آموخت و يك دم را هم براي آموختن نبايد از دست داد.((فردوسي))  

افسوس كه پيش بيني هاي بشر در كار آينده، ناگزير از رخ دادن نيست و حتي درباره ي يكي از آنها هم نمي توان به گونه اي روشن و ثابت، حكم نمود. بسا كه يك عمر آرزو در يك لحظه، نابود گرديده است!((مَثَل چيني))  

بر سر دوراهي هاي زندگي گاهي اتفاق مي افتد كه عاطفه و وظيفه با هم تماس پيدا مي كنند؛ كساني كه از عاطفه پيروي كنند، هميشه از خود شادمانند، اما مردمي كه در اين گونه از مراحل، تبعيت عقل و وجدان را ترجيح داده و انجام وظيفه نمايند، غالبأ از كرده ي خود پشيمان هستند.((فرانسوا ولتر))  

زن و فرزندان خود را از كسب دانش و پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردي.((پندنامه آذرآباد))  

از كارهايي كه كرده ام پشيمان نيستم، تنها از كارهايي كه انجام نداده ام پشيمانم.((اينگريد برگمن))  

ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است.((سقراط))  

بيست سال بعد، بابت كارهايي كه نكرده اي بيشتر افسوس مي خوري تا بابت كارهايي كه كرده اي. بنابراين، روحيه تسليم پذيري را كنار بگذار، از حاشيه امنيت بيرون بيا، جستجو كن، بگرد، آرزو كن و كشف كن.((مارك تواين))  

كساني كه راهنمايي هاي خيرخواهانه را به رايگان نمي پذيرند، در نهايت ناگزير خواهند شد ندامت را به بهايي گزاف بخرند.((لرد آويبوري))  

پشيماني براي كارهايي كه انجام داده ايم، با مرور زمان كم مي شود؛ اما براي كارهايي كه انجام نداده ايم هميشگي است.((سيدني هاريس))  

هر عيش و لذتي را كه در دنيا مي بينيد، داراي رنج و زحمت است و اگر همان زمان براي ما زحمت ايجاد نكند، در آينده اسباب دردسر مي شود. فقط دو لذت وجود دارد كه هرگز نتيجه ناگوار و پشيماني دربر ندارند: نيكي كردن به مردم و انجام وظيفه.((ژان ژاك روسو))  

به هر عشق ناكام! به آتش پر شرار و بي دريغ دوزخ! اي كاش چيزي بدتر مي شناختم كه بتوانم بدان سوگند ياد كنم!((گوته))  

چه سبك سرانه است براي انسان كه بر فرصتهاي گذشته افسوس بخورد و دل بسوزاند.((آرتور شوپنهاور))  

ما چنان زندگي مي كنيم كه گويي همواره در انتظار چيزي بهتر هستيم، حال آنكه اغلب آرزو مي كنيم كه اي كاش گذشته باز گردد و بر آن حسرت مي خوريم.((آرتور شوپنهاور))  

جواني اشتباه است، كهولت، مبارزه و پيري پشيماني.((ديزرائيلي))  

قلب شما در سكوت و آرامش به اسرار روزها و شبها شناخت مي يابد، اما گوشهايتان در حسرت و آرزويند كه آواي چنين شناختي را كه بر قلبهايتان فرود مي آيد، بشنوند.((جبران خليل جبران))  

زندگي را نبايد تنها با پول سنجيد. من از اين كه بكارم و ديگران درو كنند ناراحت نيستم. زماني بايد تاسف خورد كه بكاريم و كسي درو نكند.((چارلز گوديِر))  

به حال كساني كه نمي توانند از كارشان به هيجان بيايند، تاسف مي خورم. اينها نه تنها هرگز راضي نمي شوند، بلكه هرگز به چيز ارزشمندي دست پيدا نمي كنند.((والتر كرايسلر))  

كسي كه بيشترين تلاش خود را مي كند، هرگز پشيمان نمي شود.((جرج هالاس))  

خيلي كم اتفاق مي افتد كه نسبت به آنچه داريم احساس رضايت و خشنودي كنيم و در عوض، هميشه براي آنچه كه نداريم تاسف مي خوريم و غصه دار هستيم.((آرتور شوپنهاور)) 

انديشه كردن كه چه گويم به از پشيماني خوردن كه چرا گفتم.((سعدي))  

سه نوع دوستي است كه در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستي ديگر هست كه زيان آور و باعث پشيماني است : دوستي با كساني كه در دوستي خود پايدار و با وفا هستند و با كساني كه درستكار و راستگويند و با آنان كه تجربه بسيار دارند، سودمند است، ولي دوستي و رفاقت با چاپلوسان، رياكاران و ياوه گويان موجب بدبختي و رسوايي است.((كنفوسيوس))  

اي پسر، مراقب باش كه به خاموشي عادت كني. من از سكوت هيچ گونه شرمسار نشدم، ليكن بسيار وقت سخن گفتم و پشيماني بردم.((لقمان))  

زندگي دو نيمه است : نيمه اول در انتظار نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.((اسپنسر جانسون))  

كسي كه پند ارزان را رد كند، طولي نمي كشد كه پشيماني را با بهاي زيادي خريداري خواهد كرد.((مثل فرانسوي))  

همه مي خواهند بشريت را عوض كنند، ولي افسوس هيچ كس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند.((لئو نيكولايويچ تولستوي))  

خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد.((فيثاغورث))  

يك بار پشيمان نشدم از اينكه چرا نگفتم، ولي بارها پشيمان شدم از آنچه گفتم.((؟))  

عشق يعني هرگز پشيمان نشدن.((اريش سكال))  

چه بسا آن كه به ظاهر آراسته و مايه حسرت شماست، درمانده و محتاج دلداري و ياري شما باشد.((حجازي)) 

آزادي هيچ وقت انتظار ما را نمي كشد، ما بايد در بدست آوردنش، از دل و جان دريغ نكنيم. چون در هيچ جايي از زواياي تاريخ سراغ نداريم كه آزادي و دموكراسي، سهل و آسان به دست آمده باشد.((رالف والدو امرسون))



 
دسته ها : مطالب جالب
يکشنبه سیزدهم 1 1391 21:16
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
● مقدمه
از ديدگاه يونگ (۱۹۱۳) پديده‌هاي برونگرايي (Extraversion) و درونگرايي (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصيت انساني را تشكيل مي‌دهند.
▪ برونگرايي:هنگامي كه توجه به اشيا و امور خارج چنان شديد باشد كه افعال ارادي و ساير اعمال اساسي آدمي نتيجه ارزيابي ذهني نباشد، بلكه معلول مناسبات امور و عوامل خارجي باشد، برونگرايي خوانده مي‌شود. (سياسي، علي‌اكبر، ۱۳۷۱، ص ۸۲).
افراد درون گرا از لحاظ رواني داراي سرعت فعاليت مغزي بالاتر از حد طبيعي هستند و اين امر سبب مي‌‌شود كه افراد درون‌گرا به قواي محركه (Stimulation) كمتر از حد طبيعي نياز پيدا نمايند. افراد درون‌گرا داراي ديدگاه دروني و ذهني هستند و آمادگي بيشتري را براي خود داري و تسلط بر نفس خويش از خود نشان مي‌دهند.
اين افراد اوقات خود را به مطالعه و بيشتر در تنهايي سپري نموده و كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستند. (بنزيگو، ۱۹۹۹).
از سوي ديگر افراد برون‌گرا داراي سرعت فعاليت مغزي پايين‌تر از حد طبيعي هستند و از اين رو اين افراد براي اداره امور زندگي خويش به قواي محركه بالاتر از حد طبيعي نياز دارند.
افراد برون‌گرا بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي بوده و داراي فعاليت عملي عاليتري هستند (سياسي ـ علي‌اكبرـ همان منبع). ولي ميزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا كمتر است. اين افراد مايلند كه بر محيط افراد خود تأثير گذارده و به رقابت با ديگران پرداخته و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي‌شوند. (بنزيگر ـ ۱۹۹۹).
بنابراين اگر درونگرايي و برونگرايي در حد كمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصيت نابهنجار قرار مي‌دهند كه اولي به صورت اختلال اسكيزفرني و دومي به صورت اختلال هيستري تظاهر خواهد نمود. تعداداين افراد البته بسيار كم است و اكثريت مردم ميان اين دو قطب نهايي جاي دارند. عده‌اي نزديكتر به قطب نهايي درونگرايي و گروهي نزديكتر به قطب نهايي برون‌گرايي هستند. و عده كثيري هم هر دو جنبه برونگرايي و درونگرايي را به صورت متعادل دارا مي‌باشند كه اصطلاح آمبي‌وِرت (ambivert) به آنها اطلاق مي‌‌شود. (سياسي علي‌اكبر به نقل از يونگ (۱۹۱۳)).
از سوي ديگر اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارب دردآور تكرار شوند. از ديدگاه فرويد، اضطراب هسته مركزي روان نژندي است و علامت اخطاري است به «خود».

● اهميت پژوهش
زماني كه افراد به مدت نسبتاً طولاني در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار مي‌گيرند، سيستم‌هاي عصبي رتيكلوآندوتليال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌اي خود را تنظيم مي‌نمايند كه فرد به طور طبيعي در حالت بيداري، هوشياري بيشتري را نسبت به وقايع اطراف خويش نشان مي‌دهد. اين امر طبيعتاً سبب مي‌شود كه نياز به محرك خارجي در آنها كمتر شده و تا زماني كه منبع اضطراب كشف و رفع نگردد به سوي درونگرايي متمايل مي‌شوند. (بنزيگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده مي‌شود كه وجود اضطراب در افراد جامعه تأثير بسزايي در ميزان درونگرايي و برون‌گرايي آنها دارد. به گونه‌اي كه ممكن است يك فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهاي وارده ناشي از اضطراب به تدريج به فردي درون‌گرا تبديل شود و در صورتيكه اين فشار همچنان ادامه داشته باشد ممكن است در افرادي كه با مشاغل اجتماعي سر و كار دارند و بايد در تعامل دايم با جامعه باشند سبب كاهش شديد كارآيي آنها بشود. اين موضوع در جامعه معلمان بسيار حائز اهميت است.
براساس ديدگاه آيزنگ نظريه يونگ مبني بر اينكه «درونگرايي به عنوان يك حالت روانشناختي طبيعي در شرايط خاص محيطي است» كاملاً صحيح مي‌باشد و اين امر مبتني بر خواص فيزيولوژيكي بدن است و به عنوان يك واكنش طبيعي در برابر اضطراب تلقي مي‌شود.
از سوي ديگر افراد درونگرا در مواردي كه جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدير و ستايش قرار مي‌گيرند، دچار خجالت زدگي شده و احساس كم ارزشي مي‌كنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنين بسياري از افرادي كه در معرض اضطرابهاي مداوم قرار مي‌گيرند ممكن است نسبت به زندگي داراي ديدگاه منفي شوند. ولي بايد اعلام نمود كه اضطراب در زندگي افراد به علت انتخابي است كه آنها براي ادامه زندگي خويش انجام داده‌اند و اين انتخاب بنا به هر دليلي ممكن است آنها را با مشكلات مواجه كرده باشد. اما نكته مهم اين است كه تمايل افراد به درون‌گرايي در زمان رويارويي با اضطراب‌هاي ممتد اين توانايي را به آنها مي‌دهد كه با تمركز بيشتري به مشكل خود توجه نموده و نهايتاً درحل آن مشكل كوشش نموده و موفق شوند.
در اين موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر كه به جمع‌آوري اطلاعات در خصوص علل بروز مشكلات و چگونگي رفع آنها مي‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر كوشش مي‌كنند تا نهايتاً با حل مشكلات مورد نظر به طور طبيعي به ديدگاه مثبت نسبت به زندگي دست مي‌يابند.
دراينجا بايد به نظريه آيزنك اشاره نماييم كه بروز درون‌گرايي و برون‌گرايي در افراد هميشه حالت نسبي داشته و در ارتباط با وقايع خارجي زندگي آنها مي‌باشد به صورتي كه در شرايط مناسب افراد داراي يك حد تعادل در رفتارهاي درون‌گرا و برون‌گراي خويش بوده و براساس شرايط زندگي خويش ممكن است بيشتر به سوي درون‌گرايي و يا برون‌گرايي متمايل شوند.
به طور مثال فردي كه درحالت عادي برون‌گرا است ممكن است پس از تماس طولاني مدت با اضطراب مزمن تبديل به يك فرد درون‌گرا بشود و پس از رفع اضطراب مي‌تواند دوباره به شخصيت برون‌گراي خويش برگشت نمايد. (آيزنك Eysenek- ۱۹۸۱).
بنابراين با توجه به روابط پويا و ديناميك ما بين دو بعد رفتاري درونگرايي و برون‌گرايي و ارتباط آن با اضطراب، اهميت اين امر مشاهده مي‌‌شود.
Eysenck, Hans J. A Model of Personality, Springer-Verlag, Berlin, ۱۹۸۱.
از پرسشنامة مربوط به ۱۶ فاكتور شخصيتي (۱۶PF) كه توسط كاتل (Cattel) و اِبِر (Eber) و تاتسوكا (Tatsuoka) در ۱۹۸۶ طراحي شده است براي ارزيابي جنبه‌هاي شخصيتي افراداستفاده مي‌‌شود. در اين پرسشنامه اختصاصاً سوالات مربوط به چهارگونه شخصيتي شامل برون‌گرايي، درون‌گرايي، اضطراب
شديد و اضطراب خفيف استخراج و ارائه مي‌شوند.

● تعريف واژه‌ها
▪ اضطراب: anxiety
ـ تعريف نظري: اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارت دردآور گذشته تكرار شوند. از ديدگاه فرويد فرويد كششهاي غريزي نامطلوب موجب اضطراب مي‌شوند. اضطراب با احساس ترس مترادف است با اين تفاوت كه ترس منشاء خارجي دارد ولي اضطراب منشاء دروني دارد. (شفيع‌آبادي ـ ۱۳۷۸ ص ۵۲).
▪ درون گرايي: Introversion
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه دروني ذهني همراه بوده و فرد درون گرا آمادگي بيشتري براي خود داري و تسلط بر نفس از خود نشان مي‌دهد. اين افراد كمتر تمايل به حضور در جمع دارند و و بيشتر دقت خود را به مطالعه و فعاليتهاي ذهني انفرادي مي‌گذرانند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
▪ برون گرايي: (Extraversion)
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه عيني و خارجي مشخص شده و با فعاليت عملي بالاتري همراه است، افراد برون‌گرا (آمادگي كمتري براي تسلط بر نفس خويش برخوردارند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
از پرسشنامه (MBTI) (Myers-Briggs) براي ارزيابي ميزان برون‌گرايي ـ درون‌گرايي و از پرسشنامه اضطراب (State-Trait) براي ارزيابي ميزان اضطراب استفاده خواهد شد.
در پرسشنامه ۱۶PF كه توضيح داده شد هر چهار موضوع درون‌گرايي ـ برون‌گرايي، اضطراب خفيف و شديد با هم قابل محاسبه هستند
شنبه دوازدهم 1 1391 20:6

اهميت نه گفتن

  • چرا بايد نه بگوئيم؟
  • آيا نه يك مهارت است؟
  • چگونه مي‌توان آنرا ياد گرفت؟


اينها سوالاتي هستند كه شايد براي برخي افراد مطرح شده باشند. از آنجايي كه زندگي اجتماعي مستلزم رعايت مواردي است كه هم حقوق ديگران و هم حقوق فرد در آن بايد مورد توجه قرار گيرد مهارت نه گفتن يكي از لازمه‌هاي موفقيت فرد در زندگي شخصي اجتماعي‌اش است. هر فردي ، براي خود عقايد ، ايده‌ها و اهدافي دارد، شيوه زندگي را براي خود برگزيده است و لازم است در مواردي كه احساس كند اين اهداف و ايده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشكل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهاي خاصي استفاده كند تا بتواند خود را در مسير مناسبي كه براي خود برگزديده است، نگه دارد. انسان اراده و اختيار و آگاهي دارد. بر اساس اراده خود مي‌تواند تصميمهايي براي زندگي داشته باشد. اين تصميمها از موارد بسيار جزئي يا موارد بزرگ و پراهميت را شامل مي‌شود، آنچه كه به عنوان مانعي او را عملي ساختن تصميمات خود باز دارد بايد به نحوي از گذر مسير او برداشته شود. براي چنين اقدامي قاطعيت ، قدرت و به عبارتي مهارتهايي چون نه گفتن و ... مورد نياز است.



تصوير

 

از چه سني نه گفتن را ياد بگيريم؟

كودكان در سنين خاصي ويژگيهايي دارند كه اندكي متفاوت از ويژگيهاي آنها در سالهاي ديگر زندگي است. در حدود سنين 4 - 5 سالگي تمايل دارند، استقلال بيشتري داشته باشند. در مقابل خواسته‌هاي ديگران مخالفت مي‌كنند و به عبارتي از قول والدين لجبازي مي‌كنند. اين دوره سني به سن ، نه گفتن معروف است. بطوري كه رفتار معكوس به نحوي در اكثر عملكردهاي كودك ديده مي‌شود و او به نحوي مي‌خواهد بر خلاف خواسته والدين خود عمل بكند. اين ويژگيها بطور طبيعي در اين سنين آغاز مي‌شوند و مي‌توان گفت تمرينات اوليه‌اي براي پيدا كردن مهارتهاي مرتبط در سنين بزرگسالي هستند.

مشابه اين حالت را ما يكبار ديگر در دوره نوجواني مشاهده مي‌كنيم. در اين دوره سني نيز فرد بويژه نسبت به خواسته‌هاي والدين فرد حالت عناد و منفي كاري به خود مي‌گيرد و تلاش مي‌كند بيشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل كند. اين كار روشي براي نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اينكه اين دوره‌ها به عنوان دوره‌هاي اختصاصي نه گفتن معروفند، اما يادگيري نه گفتن در هر سني امكان پذير است، با توجه به اينكه جهت دهي ويژگيهاي فرد اهميت قابل توجهي پيدا مي‌كند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهيم انواع مواردي كه ما در آنها ناچار به استفاده از اين مهارت هستيم را دسته بندي كنيم، به دو طبقه كلي مي‌رسيم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به ديگران.

نه گفتن به خود

هر فرد براي خود اهدافي در نظر مي‌گيرد و بر اين اساس تصميماتي اتخاذ مي‌كند. بر اين اساس و براي عملي ساختن تصميمات خود لازم است با هر آنچه كه در ارتباط با خود و مانع عملي شدن تصميمات او مي‌شود، مبارزه كند. در چنين حالتي فرد بايد به خواسته‌هاي خود نه بگويد تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور كنيد فردي را كه تصميم گرفته است با اجراي يك رژيم غذايي مناسب تعدادي از وزن خود را كاهش دهد. كاهش دادن وزن هدف اساس اوست كه براي رسيدن به آن بايد دست از برخي رفتارهاي خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شيرينجات خودداري كنيد.

زماني كه فرد در مقابل و وسوسه خوردن يك تكه شيريني خوشمزه مقاومت مي‌كند، در واقع به خواسته‌هاي خود جواب نه مي‌دهد. خواسته‌هايي كه با خواسته‌هاي اساسي‌تر او منافات دارد. به عنوان يك مثال ديگر دانش آموزي را در نظر بگيريد كه قصد دارد نمرات بالايي در امتحان پايان سال بدست آورد. برنامه ريزي مي‌كند و تصميماتي مي‌گيرد. طبعا در چنين برنامه ريزي ما زمان كمتري صرف تفريحات و غيره خواهد شد. زماني كه در مقابل وسوسه تماشاي يك برنامه تلويزيوني مقاومت مي‌كند، در واقع از مهارت خود براي نه گفتن به خود استفاده مي‌كند.

نه گفتن به ديگران

زماني كه خواسته‌هاي فرد و تمايلات فرد با خواسته‌هاي ديگران منافات پيدا مي‌كند. در اين حالت فردي كه تمايلات و خواسته‌هاي خود را ترجيح مي‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كند. چگونه مي‌تواند اين كار را انجام دهد؟ تصور كنيد دانش آموزي كه كتاب درسي خود را براي مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش كه كتاب او را شب امتحان به امانت مي‌خواهد، چه عكس العملي بايد داشته باشد. در چنين مواردي معمولا مهارت نه گفتن احساس مي‌شود.

در چه مواردي نه مي‌گوييم؟

آيا در همه موارد بايد از اين مهارت استفاده كرد؟ آيا هميشه در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كرد و با جديت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است كه بايد طبقه بندي مناسبي روي موارد و موضوعاتي كه نه گفتن در آنها لازم به نظر مي‌رسد، داشته باشيم. زماني كه قبول درخواستها خطرات و مشكلات جدي براي فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعيت رفتار كند. مثل درخواست فردي مبني بر استفاده از سيگار ، يا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اينها مواردي هستند كه نتايج وخيم و جدي براي فرد به بار مي‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم براي ابراز قاطعيت در اين موارد را داشته باشد. در موارد ديگري چون امانت دادن كتاب به دوستي كه خودمان آنرا نياز داريم يا موارد مشابه ديگري مي‌توان در ابتدا به دنبال راهكارهاي ديگر بود در صورت عدم وجود اين راهكارها از اين مهارتها استفاده كرد.

ويژگي افرادي كه مهارت نه گفتن دارند.

اين افراد قاطعيت خوبي دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌هاي شخصي در زندگي دارند و اهدافشان روشن و واضح است و مي‌دانند كه از چه راهي به اهداف خود خواهند رسيد. در مقابل افرادي كه توان كافي براي نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعيفي دارند، به راحتي تسليم ديگران مي‌شوند. ممكن است اهداف و برنامه ريزيهاي مشخصي نداشته باشند و اگر داشته باشند اهميت لازم را به آنها نمي‌دهند. اين افراد معمولا به برآورده شدن خواست ديگران اهميت مي‌دهند كه مي‌تواند ناشي از ترس آنها به از دست دادن دوستيها ، طرد شدن و ... باشد.

تقويت مهارتهاي نه گفتن

  • مشخص كردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در اين راه است. اهداف مشخصي داشته باشيد و مسيرهاي خود را براي رسيدن به اين اهداف معين كنيد.
  • اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد.
  • نه گفتن را با تمرين در مسائل جزئي‌تر تكرار كنيد.
  • به افرادي كه قاطعيت دارند و مهارتهاي خوبي در اين زمينه دقت كنيد و ويژگيهاي آنها را مورد توجه قرار دهيد.
  • اطلاعات و آگاهيهاي خود را افزايش دهيد.

 

  • خود را تقويت كنيد و مطمئن باشيد كه نه گفتن ، روابط اجتماعي شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردي هم كه نه گفتن به مسائل جدي و خطرناكي مربوط مي‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراري روابط سالمتر اجتماعي جايگزيني براي رابطه از دست رفته خواهيد داشت.
شنبه دوازدهم 1 1391 20:3

كدام شخصيت‌ها به درد هم مي‌خورند؟

توصيه‌هايي به آنها كه دنبال نيمه گمشده خودشان مي‌گردند

مي‌گويند اگر دنبال همسر ايده‌آل‌تان مي‌گرديد، راهش اين است كه اول، شخصيت خودتان را بشناسيد و بعدش براساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد كه با شما سازگار باشد. اگر شما هم اين تئوري را قبول داريد، با ما همراه شويد...


● ماجراجويان با ماجراجويان ازدواج كنند
افراد ماجراجو عاشق ريسك كردن هستند. اگر چنين شخصيتي داشته باشيد، احتمالا بسيار كنجكاو، خلاق و پرانرژي هستيد و معمولا فرد خودانگيخته‌اي هستيد. علايق فراواني داريد؛ از كوهنوردي و ماهي‌گيري گرفته تا رفتن به سينما و تئاتر.
▪ گزينه ازدواج: شما با افراد ماجراجويي كه درست مانند خودتان باشند، به خوبي رابطه برقرار مي‌كنيد. اگر دنبال همسر ايده‌آل خودتان هستيد، عجله نكنيد؛ چون ماجراجويي شما باعث مي‌شود خيلي سريع در عشق گرفتار شويد و عاقلانه‌ عمل نكنيد. اگر به كسي واقعا علاقه داريد، به خودتان فرصت دهيد تا بهتر او را بشناسيد. در عين حال گاهي ماجراجويي بيش از اندازه ممكن است شما را وسوسه‌ كند كه روابط جديد را امتحان كنيد ولي بايد با اين خصوصيت نادرست مبارزه كنيد.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جان‌اف‌كندي، پرنسس دايانا، آنجلينا جولي.
▪ روان‌شناسي شخصيت: افراد ماجراجو شخصيت خود را بيش از همه مديون ميزان ترشح زياد هورمون دوپامين در مغزشان هستند. اين هورمون، همان هورموني است كه به شما احساس شادي و شادابي و سرزندگي مي‌بخشد.


● خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج كنند
اگر آدم خلاقي باشيد، احتمالا خصلتا باوفا هستيد و وظيفه‌شناسي و آبروداري از خصوصيات عالي شخصيت شماست. آرامش، اجتماعي بودن و مديريت عالي منابع انساني از خصوصيات عالي شخصيت شماست. شما دوست داريد از قوانين پيروي كنيد و مي‌توانيد به راحتي براي زندگي خودتان برنامه‌ريزي داشته باشيد و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسيد. ديگران از شما بسيار راضي و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمي قابل اعتماد مي‌شناسند.
▪ گزينه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبي براي شما هستند. طرف مقابل‌تان ممكن است قدرت حمايت‌گري شما را بپرستد ولي مواظب باشيد اين حمايت همه‌جانبه، اين احساس را در همسرتان ايجاد نكند كه داريد مرتب او را كنترل مي‌كنيد. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگي خواهيد كرد چون افرادي مثل شما براي حفظ و تداوم زندگي‌شان هر كاري مي‌كنند و وفاداري به طرف مقابل ركن نخست زندگي‌شان است.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جورج واشنگتن، ملكه اليزابت، جنيفرانيستون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: شخصيت آرام و موقر خود را بايد مديون هورمون سروتونين باشيد. اين ماده شيميايي مي‌تواند اخلاق شما را تعديل كرده و عصبانيت و حالت تهاجمي شما را كنترل كند.

 
● مديرها با سازگارها ازدواج كنند
اگر مديريت بخش غالب از شخصيت‌ شما است، حتما مي‌دانيد كه بسيار رك و راست هستيد و بدون پرده نظرتان را مي‌دهيد. از سوي ديگر با مسايل بسيار منطقي و واقع‌بينانه برخورد مي‌كنيد. قاطعيت و استواري از شما جدانشدني است. شما به آساني مي‌توانيد در روابط و كار خودتان تمركز كنيد و در رياضيات، مكانيك و موزيك مي‌توانيد زبردست باشيد. رقابت‌جويي و جاه‌طلبي عشق هميشگي زندگي شماست.


▪ گزينه ازدواج: افرادي مي‌توانند براي شما بهترين زوج باشند كه خصوصيت اصلي شخصيت‌شان كنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطاف‌پذيري داشته باشند و گرنه كار شما با يك مدير به دعوا و جنگ قدرت مي‌كشد. اگر شما در روابط خانوادگي و عاشقانه خود دست از كنترل و امر و نهي برداريد، عشق آرام آرام وارد زندگي شما خواهد شد و از درگير شدن در رابطه عاشقانه كه نمي‌توانيد آن را كاملا كنترل كنيد، نمي‌هراسيد. شما شخصيت محكمي داريد كه مشكلات خود را نشان نمي‌دهيد ولي اين خصوصيت شما ممكن است باعث شود همسرتان فكر كند شما پنهان‌كار، مرموز، سرد و بي‌روح هستيد. اجازه دهيد دست‌كم در روابط خانوادگي احساسات شما بر قدرت مديريت مطلق و محكم و دست‌نيافتني شما غلبه كند.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: آلبرت اينشتين، دانلدترامپ (مشاور املاك مشهور آمريكايي)، هيلاري كلينتون و مارگارت‌تاچر.
▪ روان‌شناسي شخصيت: هورمون مردانه تستوسترون كه در بدن مردان بيشتر و در بدن بانوان كمتر ترشح مي‌شود اين خصوصيت شخصيتي شما را پررنگ تر مي‌كند.


● انعطاف‌پذيرها با مبادي آداب‌ها ازدواج كنند
اگر شما شخصيت انعطاف‌پذيري داشته باشيد، ديگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانايي زيادي در روابط اجتماعي داريد و در صحبت كردن عالي هستيد. احساسات قوي و روشن و واضح از خصوصيات برجسته شماست.
▪ گزينه ازدواج: شما بيش از همه با افرادي كه مبادي آداب و مؤدب هستند كنار خواهيد آمد. اين افرد كه سياست بالايي در روابط خود دارند، رفتار شما را مي‌پذيرند. فقط مراقب باشيد با زبان بازي و صحبت‌هاي بي‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نكنيد. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نكنيد. توصيه ما به همسر شما اين است كه در صحبت كردن كم نياوريد. گرچه طرف مقابل شما بسيار خوش‌صحبت است ولي شما هم با اعتماد به نفس از خصوصيات خودتان بگوييد. افرادي مثل همسر شما دوست دارند كه شما نظرتان را درباره شخصيت و رفتارشان بي‌پرده بگوييد.


▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: گاندي، بيل كلينتون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: استروژن كه يك هورمون زنانه است و در بدن بانوان بيش از آقايان ترشح مي‌شود نقش اصلي را در بروز اين خصوصيات شخصيت شما ايفا مي‌كند.

چهارشنبه نهم 1 1391 14:13

 

چگونه خبر بد را به بهترين روش به كسي برسانيم

 

اگر شما حامل خبر بدي هستيد . بايد آن را به كسي اطلاع دهيد از روش ساندويچ استفاده كنيد :

 

با خبرهاي خوب شروع كنيد ، سپس بسرعت خبرهاي بد را به آن اضافه كنيد ، بعد دوباره چند خبر خوب را ضميمه اش كنيد. همانطور كه تعميركار ماشين تان با شما صحبت مي كند:

 

"ماشين شما به نسبت مدل قديمي اش خيلي خوب مانده ؛ بعد از اينكه موتورش را عوض كرديم – ميداني كه موتورش سوخته- ده سال ديگر هم براي شما كار مي كند"
به گزارش نيك صالحي ، او براي بيان خبر بد خود"موتور ماشين شما از كار افتاده" از تئوري ساندويچ استفاده كرده است.

 

 بچه ها لطفا نظر بديد

 

چهارشنبه نهم 1 1391 9:49

شخصيت شناسي عطسه

عطسه

بسياري از مردم از نوع عطسه كردن خود نزد ديگران خجل و شرمسار هستند. عطسه هاي بلند و پياپي مي تواند در جمع ، مزاحمت هاي گاه و بيگاه ايجاد كند، اما اكنون براساس مطالعات انجام شده از سوي برخي از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده كه نوع عطسه انسان ها مي تواند بازگوكننده ي شخصيت آنها باشد. اين آزمايش ها شامل مطالعه برروي صداهاي مختلفي است كه مردم به هنگام عطسه كردن از خود توليد مي كنند. همه مي دانند كه افراد به گونه هاي مختلف عطسه مي كنند و شايد به همين دليل است كه هيچ دو نفري، شخصيتي مشابه ندارند. اكنون بگوييد چگونه و با چه صدايي عطسه مي كنيد تا بگوييم البته تاحدي چه شخصيتي داريد و نكات پنهان آن چيست؟

 

افرادي كه با صداي بلند عطسه مي كنند: اين افراد عموما تمايل دارند كه رهبران و روسايي با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر اين اعتقادند كه صداي بلند عطسه اين افراد، نشان دهنده ميزان نفوذي است كه آنها دوست دارند بر ديگران داشته باشند. اين افراد مي توانند به راحتي در ديگران نفوذ كنند و آنها را به سمت و سويي كه خود تمايل دارند سوق دهند. اين افراد عموما مديراني لايق، كارآمد رهبراني با نفوذند.  آنها شخصيت قدرتمندي دارند كه به آنها كمك مي كند در حوزه مديريت بسيار شجاع و زيركانه عمل كنند. در حوزه اجتماعي سخنوري عالي و بي مثال هستند. اين افراد مي توانند با نفوذ كلام خود موضوع بحث را به آن طريقي كه خود مي خواهند پيگيري كنند. معمولا زندگي بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نيز مي توانند از نفوذي بي اندازه برخوردار باشند.

عطسه

 

افرادي كه ملايم عطسه مي كنند: اين افراد عموما شخصيتي آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسي گفته مي شود كه اين افراد نمي توانند بدون وابستگي به غير، كاري از پيش ببرند. شخصيت وابسته آنها نشان دهنده ي آن است كه بايد حتما در موارد مهم تصميم گيري، شخص ديگري آنها را به سمت و سوي مورد نظر سوق دهد. اين افراد مي توانند و مي خواهند كه به مردم خدمت كنند و اين خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمايل دارند انجام مي دهند. بسياري از اين افراد اگر چه منزوي به معناي عام كلمه نيستند ولي چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضايت نمي كنند. شخصيت آرام آنها تنها در خدمت به ديگران خلاصه مي شود. اين افراد بسيار وفادار و در زندگي ثابت قدم هستند. در حوزه كاري به لحاظ آرامي ممكن است تاثير چنداني در جمع نداشته باشند ولي همين منش آرام آنها باعث مي شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعي نيز پرهيز از تجمع و قيل و قال هاي روزانه شعار اصلي آنان است ولي در اين بين انجام دادن كارها و وظايف اصلي كه برعهده آنهاست به هيچ وجه فراموش نمي شود.

افرادي كه به هنگام عطسه جلو دهان خود را مي گيرند: طبق پژوهش هاي انجام شده افرادي كه به هنگام عطسه كردن جلو دهان خود را مي گيرند بسيار موقر و به لحاظ روحي متعادل هستند. اين افراد معمولا در هيچ زمينه اي چه به لحاظ عرفي و چه به لحاظ شرعي، خلاف نمي كنند. روانشناسان بر اين عقيده اند كه اين افراد معمولا زندگي آرام، متعادل و كم دردسري دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار اين اشخاص مشهود است و رعايت آداب و معاشرت از خصايص ذاتي اين افراد و نشان دهنده ي نوع نگرش آنها به زندگي است. آنها مي گويند زندگي همچون رودخانه آرامي است كه فقط برخي اوقات مواج مي شود و نيازي نيست كه شما سرعت حركت آن را تند يا كند كنيد. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه يا سرفه، نشان مي دهد كه اين افراد در حوزه كاري خود نيز افرادي قابل اطمينان و با وقارند و مديران هميشه از آنها به عنوان افرادي قابل اعتماد ياد مي كنند. در حوزه اجتماعي و در جمع دوستان حضورشان هميشه مايه قوت قلب است، هر چند كه در برخي از اجتماعات دوستانه كه بسيار صميمي است حضور اين افراد به منزله آن است كه بسياري از موارد معاشرتي كه ممكن است در جمعي اينچنيني ناديده گرفته شود، بايد رعايت شود و اين كار ممكن است براي برخي افراد، خوشايند نباشد.

عطسه

افرادي كه ريز و سريع عطسه مي كنند: گفته مي شود كه اين افراد، غالبا شخصيتي تند و تيز دارند. تند تند صحبت مي كنند و دوست دارند هر مساله اي را فورا حل كرده و به سراغ مساله بعدي بروند! اين افراد بسيار باهوش، اهل مطالعه و نكته سنج هستند. مطالعه براي اين نوع افراد بهترين سرگرمي است و از هر فرصتي براي كتاب خواندن استفاده مي كنند. اين افراد كارمنداني نمونه اند كه مي توانند در هر سطحي نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه كاري، افرادي شايسته، لايق و قابل اعتمادند و حاضر نيستند هيچ چيزي را با اعتماد ديگران به خود عوض كنند. حس همكاري و همياري در اين افراد به شدت بالاست هر چند ديگران در بعضي از موارد عدم همكاري با آنها را به دليل بيش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجيح مي دهند. در حوزه اجتماعي، ممكن است محبوبيت ديگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعيت هاي مختلف اجتماعي اگر بتوانند پايه ريزي و برنامه ريزي خوبي داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعي خويش را به نمايش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نيز، چنانچه ياري موافق داشته باشند، پيروز مي شوند. معمولا ديگران به سختي آنها را درك مي كنند، اما چنانچه روحيه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه مي شوند كه دوستاني ثابت قدم پيدا كرده اند!

سه شنبه هشتم 1 1391 22:12

 

798067Untitled-1.jpg

 


چشم‌انداز مغز ما محل منطقي نيست.

 

ما هنوز هم همان مغز عصر حجري پيشينيانمان—حجمي از احساسات، خاطرات ناقص و يك محدوده توجه كوتاه—را داريم. مغز ما هيچوقت همه حقايق براي گرفتن تصميم "ايدآل" را در خود ندارد.

 

از اينجا داستان بدتر مي‌شود. حتي گاهي بدون اينكه بدانيم تصميم مي‌گيريم.

 

وقتي دانشمندان علوم اعصاب فعاليت مغز را در طول يك آزمايش تصميم‌گيري ساده بررسي كردند، متوجه شدند كه افراد معمولاً 10 ثانيه قبل از اينكه آگاه شوند تصميم گرفته‌اند، تصميم مي‌گيرند.

 

چطور مي‌توانيم اميدوار باشيم كه تصميم درست گرفته‌ايم؟

 

در واقعيت وضعيت به اين بدي نيست، ما هر روز تصميماتي در زندگيمان مي‌گيريم. دنيا تغيير مي‌كند و احساس مي‌كنيم كه كنترل آن را به دست داريم.

 

خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و كمبودهاي مغز انسان آگاه كرده است. با دانستن اين ضعف‌ها، مي‌توانيد از يك استراتژي ساده براي غلبه بر آنها استفاده كنيم.

 

9 راه براي تصميم‌گيري درست

 

1. به غريزه خود توجه كنيد اما اجازه ندهيد بر شما رياست كند.

 

ما به يك دليل غرايزمان را رشد داده‌ايم—آنها واقعاً خوب عمل مي‌كنند. توانايي گرفتن يك تصميم سريع براي پيشينيان عصر حجري ما مي‌توانست تفاوت خورده شدن توسط يك ببر وحشي يا شكار آن ببر باشد. اما اخيراً با چند ببر روبه‌رو شده‌ايد؟ واقعيت اين است كه در اين عصر ديگر نيازي به اينگونه تصميمات سريع نيست اما باز هم نمي‌توانيد دست از گرفتن اين تصميمات برداريد. با آن مقابله نكنيد اما به آن هم بسنده نكنيد. از خودتان بپرسيد "چرا اين فكر را كردم؟" يا "چرا چنين احساسي داشتم؟"

 

2. گزينه‌هايتان را ليست كنيد.

 

مغز قدرتمندترين كامپيوتر موجود است اما قادر به انجام چند كار همزمان نيست. دشوار است كه بيشتر از 7 فكر مختلف را در يك زمان در ذهنتان داشته باشيد و غيرممكن است كه بتوانيد روي دو مورد از آن به طور همزمان تمركز كنيد. دليل اينكه وقتي موقع رانندگي با تلفن‌همراه صحبت ميكنيم، تصادف نكرده و ماشينمان را داغان نمي‌كنيم اين است كه مي‌توانيم خيلي سريع تمركز روي كارها را تغيير دهيم—اما خيلي كندتر و بي‌دقت‌تر از زمانيكه هركدام را به تنهايي انجام مي داديم. براي تصميمي كه مي‌خواهيم بگيريد، همه انتخاب‌ها و گزينه‌هاي موجود را ليست كنيد، آن را بيرون ذهنتان بكشانيد و زماني را به بررسي هر كدام به تنهايي اختصاص دهيد.

 

3. سوالات را بازنويسي كنيد.

 

مي‌دانيد براي اينكه يك دانشمند تمام‌عيار باشيد به چه چيزي لازم است؟ گرفتن نمرات عالي يا به خاطر سپردن چيزها كافي نيست. مهم اين است كه سوالات درست بپرسيد. هر مشكلي كه داريد، سعي كنيد آن را به سه يا چهار شكل مختلف بنويسيد. اينكه خودتان را مجبور كنيد به طرق مختلف به آن مشكل نگاه و فكر كنيد باعث مي‌توانيد بتوانيد راهكارهاي متفاوتي نيز پيدا كنيد.

 

4. تاريخ را پيش‌بيني كنيد.

 

حافظه ما آنقدرها كه تصور مي‌كنيم خوب نيست و درنتيجه يادمان نمي‌ماند كه چقدر ممكن است بد باشد. همين حافظه‌هاي انتخابي است كه باعث مي‌شود يادتان بماند امروز با چه كسي حرف زديد اما يادتان نيايد كه چهارشنبه هفته پيش صبحانه چه خورديد. استفاده از تاريخ براي گرفتن تصميم نيازمند اين است كه به خاطر بياوريم دفعه قبلي كه در موقعيتي مشابه بوديم چه اتفاقي افتاد. كند پيش برويد و خاطره‌تان را خوب بررسي كنيد—نبايد فقط پيروزي‌هايتان را به خاطر سپرده باشيد و شكست‌ها را فراموش كرده باشيد.

 

5. به خاطر داشته باشيد كه زمان طرف شماست.

 

سعي كنيد خودتان را از احساسات آن لحظه دور كنيد. البته انجام فوري اين كار غيرممكن است اما بهترين راهكار اين است كه بين زمان حال و زماني كه مي‌خواهيد تصميم بگيريد كمي فاصله بيندازيد.

 

6. اين را يك آزمايش ببينيد.

 

مغز انسان جداشده نيست—براي عمل كردن در موقعيت‌هاي اجتماعي با همتايان خود طراحي شده است. حاصل آن اين است كه زمان و انرژي زيادي را براي كار گروهي و رابطه با دوستانمان صرف مي‌كنيم. تصور كنيد كه قرار است براي تصميمي كه مي‌گيريد به شما نمره بدهند و اتوماتيك‌وار توجه بيشتري به آن مي‌كنيد. بنويسيد كه چرا چنين تصميمي گرفتيد و بعد فكر كنيد: "اين يك امتحان است. من از پس آن برمي‌آيم و فرصت ديگري براي تغيير آن ندارم. بقيه قرار است تصميم من را ببينند و به آن نمره بدهند". اينكار باعث مي‌شود بيشتر به چراي تصميمي كه مي‌گيريد فكر كنيد و برنامه‌ها و ديدگاه‌هاي ضعيف را كنار بگذاريد.

 

7. دانش عمومي نيست.

 

زمان‌هاي "فراموش‌شده" را پيدا كنيد و ببينيد چرا آنطور بوده است. همه مي‌دانند كه نبايد بعد از غذا خوردن شنا كرد اما چرا؟ براي همه همينطور است؟ تصوراتتان را زير سوال ببريد و قضاوت كنيد آيا درمورد شما هم صدق مي‌كند يا خير.

 

8. تصميم را بگيريد.

 

آيا مي‌خواهيد درمورد وضعيت شغليتان تصميم بگيريد يا اينكه چه مارك پنيري را براي صبحانه بخوريد؟ همه تصميمات برابر نيستند پس وقتتان را تلف نكنيد. لازم نيست براي هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال كنيد.

 

9. تصميم را عملي كنيد.

 

مي‌توانيد تا بي نهايت تصميمي كه گرفته‌ايد را دوباره و دوباره تحليل و بررسي كنيد. اما بالاخره بايد يكجا آن را متوقف كنيد. آن را واقعي كنيد، يادداشتش كنيد. وقتي تصميمتان بيرون از مغزتان و به دنياي واقعي آمد، مغزتان از بررسي گزينه‌هاي مختلف دست كشيده و سراغ كار بعدي مي‌رود.

 

يادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقي نيست. شما حتي نبايد مغزتان را وادار به دنبال كردن قدم 1 تا 9 كنيد. بهترين تصميمي كه مي‌توانيد اينجا بگيريد اين است كه فقط قدم هايي كه دوست داريد را دنبال كنيد، آن هم با هر ترتيبي كه دوست داشتيد. هر كاري كه مي‌كنيد، رمز گرفتن بهترين تصميمات در زندگي اين است كه بخواهيد.

 

سه شنبه هشتم 1 1391 17:25

 

رازهايي بسيار جالب درمورد چهره و خصوصيات اخلاقي‌تان!!!

 

به جواب اين سؤال‌ها فكر كنيد و جوابتان را به خاطر داشته باشيد. آخر مقاله دوباره اين جواب كار داريم.شخصيت ما قبل از هر جاي ديگري روي صورتمان بروز پيدا مي‌كنند. حالات و تغييرات چهره، هرچند

 

جزئي و خفيف، پيام شفاف، سريع و كارآمدي است كه مي‌تواند يك زبان جهاني هم باشد، به شرطي كه شما بتوانيد حالات چهره‌هاي مختلف را تشخيص بدهيد و بدانيد كه هر چهره‌اي چه چيزي مي‌گويد. دانستن اين نكات از بهترين ابزارهاي برقراري ارتباط با ديگران است.
دانستن اين‌كه طرف مقابل چه شخصيتي دارد و چه واكنش‌هاي احساسي از خود نشان مي‌دهد، مي‌تواند نقش مهم و حياتي در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانيم احساسات مردم را زود تشخيص بدهيم، بهتر مي‌توانيم در موقعيت‌هاي مختلف با آن‌ها برخورد كنيم. مثلاً اگر ما بتوانيم تشخيص بدهيم كه فردي غمگين است، شايد بتوانيم واكنش درستي نسبت به ناراحتي او نشان بدهيم.
براي فهميدن برخي از حالات چهره نيازي به آموزش نيست، چون شناسايي آن‌ها ساده است و حتي آن‌طور كه روان‌شناسان مي‌گويند ما از يك توانايي ذاتي براي انجام اين كار برخورداريم. داروين گفته است روزي مادري هنگام مراقبت از كودك خودش شروع به گريه كرد. كودك با اين‌كه هيچ‌وقت با چنين صحنه‌اي مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردي روي شانه مادرش زد. بعد داروين نتيجه مي‌گيرد كه اين كودك تا آن موقع نديده بوده كسي گريه بكند، پس نمي‌توانسته اين احساسات را ياد گرفته باشد. بنابراين تشخيص يك صورت گريان امري ذاتي و غريزي است. با اين حال نكات ظريفي هم هست كه توجه بيشتر به آن مي‌تواند به ما در درك بهتر از چهره خودمان و ديگران كمك كند.
قبل از شروع بحث بايد دو نكته را مد نظر داشت. اول اين‌كه همان‌طور كه گفتيم چهره‌خواني يك علم دقيق و ثابت‌شده نيست و حتي با گذراندن دروه‌هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي‌توان به‌طور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صحبت كرد. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحليل قبلي دارد. نكته دوم كه اهميت بسيار زيادي هم دارد اين‌كه چهره را بايد به طور كامل و دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و تا رسيدن به همه حقايق، از قضاوت‌هاي شتابزده اجتناب كنيد. با به ياد داشتن اين نكات مي‌‌توانيد قبل از صحبت كردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آن‌ها شويد.

 

صورتم مثل هلو
شكل صورت، اولين نكته‌اي است كه در هنگام تعبير چهره بايد به آن دقت كرد. فرم كلي صورت و شكل هندسي آن اين نكات را به ما مي‌گويد:

 

- صورت دراز و كشيده: صبور
افرادي كه داراي چنين صورتي هستند عموماً صبر و تحمل زيادي دارند و توانايي حل مشكلات در آن‌ها بيشتر است. جذابيت و خوش‌تركيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است كه آن‌ها معمولاً كارهاي خود را نيمه‌تمام رها نمي‌كنند و عادت به انجام امور به شكل تمام و كمال دارند.

 

- صورت مربعي: سخت‌كوش
طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سخت‌كوشي براي دستيابي به آرزوها، زيركي و فعال بودن از ويژگي‌هاي اين افراد محسوب مي‌‌شود.

 


- صورت پهن: دانا و مهربان
اين‌گونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفكر به حساب مي‌آيند.

 


- صورت گرد: پرانرژي
اين شكل دلالت بر اميدواري، زنده‌دلي و انرژي دارد. اين افراد مي‌‌توانند اتاقي دلگير و ساكت را به بمبي از خنده و شادي تبديل كنند.

 

بختت بلند باشد
پيشاني شما تابلويي است براي يادآوري طرز فكر شما و نشانه‌اي از چگونگي تصميمات و تاثيرات آن بر رفتارتان و شايد هم به اين دليل بوده كه پيشاني را اكثر اديان مكاني براي به خاك گذاشتن انتخاب نموده‌اند.

 

- پيشاني محدب و بيرون زده: مبتكر
اين پيشاني نشان‌دهنده علاقه فرد به استفاده از تخيل و راه‌حل‌هاي مبتكرانه است، چه در كار و چه در زندگي.
- بالاي ابروها روي پيشاني، يك برآمدگي استخواني باشد: قاطع، منظم
مجري درجه يك قانون از هر نوع كه باشد؛ چه قوانين علمي چه اجتماعي. اين فرد براي اطمينان به راه‌حل‌ها نيازمند يك بار امتحان كردن آن‌ها است. در زندگي نيز راحت اطمينان نمي‌كند، اما راحت هم شك نمي‌كند.

 

- يك برجستگي گوشتي ميان ابروها: سختكوش
اين برجستگي روي ناحيه اراده روييده است، پس اين خصوصيت نشانه سخت كوشي و همت اعلاي فرد است، از كودكي تا كهن‌سالي. او را در زندگي و كار جدي بگيريد.

 

- پيشاني صاف و بدون گره: افكار منظم
اين اشخاص عموماً داراي افكاري منظم و قدرت تصميم‌گيري در زمان حال هستند. ايشان پذيراي عقايد روشن و تازه نيز مي‌باشند و نگرش و برخوردي معقول و متعادل دارند.

 

- پيشاني چروكيده: پريشان
وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي‌‌دهد كه اين افراد به سرعت هيجان‌زده و احساساتي مي‌شوند و سريع آشفته و پريشان‌حال مي‌‌گردند.

 

ابرو عين كمونچه
هنگامي كه پيشاني بيانگر افكار است، پس عجيب نيست ابروها كه مرز پيشاني و چشم هستند را سمبل و بيانگر احساسات بدانيم. فاصله زياد ابروها تا چشم نشانه صبوري و مشكل‌پسندي است و فاصله كم آن نيز نشانه عجول بودن و قدرت تصميم‌گيري سريع است. اين را هم به ياد داشته باشيد كه معمولاً ابروها قرينه نيستند، حتي در صورت خودتان.

 

- ابروي بسيار كم‌پشت و كم‌رنگ: اجتماعي
تشخيص انديشه اين فرد مانند ابروانش مشكل است. اما مردم با او خيلي راحت ارتباط برقرار مي‌كنند. او بيشتر سعي در شنيدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبي است.

 

- ابروهاي پيوسته: متفكر و خلاق
پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه فرد دايماً در حال تفكر و انديشه است و در مواقع رويارويي با مشكل ايده‌هاي جالبي در سر دارد.

 

- ابروي دم باريك (در وسط پهن و در انتها نازك): خلاق
كارهاي بزرگتان را به اين شخص بسپاريد زيرا براي آن‌ها راه حل‌هاي خوبي ارايه مي‌دهد. اما هرگز سعي نكنيد در اجرا نيز كار را به او بسپاريد زيرا او يك طراح و خلاق بزرگ است و ذهن خود را براي كارهاي عملي آماده نكرده است.

 

- ابروي نازك و نخي: دهن‌بين
اين افراد معمولًا داراي اعتماد به نفس كمي هستند. خود را بيش از مقداري كه واقعاً تحت نظرند مورد توجه مي‌دانند. آن‌قدر نسبت به حرف ديگران حساس هستند كه كه دچار وسواس مي‌شوند .

 

- ابروي پرپشت و پهن: دورانديش
از نظر ذهني فعال و منبعي براي افكار و عقايد است. اين فرد در بيان تفكرات نيز مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.

 

- ابروي صاف: متفكر
صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفكر و ايده‌گرايي فرد هستند.

 

- ابروي كماني: واقع‌گرا
افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هستند از حكايت‌ها و داستان‌هاي واقعي لذت مي‌‌برند.

 

با پلك‌هاي باز
وقتي مي‌خواهيد با مردم رابطه برقرار كنيد اولين كاري كه لازم است انجام دهيد بازكردن پلك‌ها است. پلك بالا كه خيلي هم تحرك دارد نشانه سطح روابط اجتماعي است.

 

- هنگام باز بودن چشم قسمت زيادي از پلك قابل رويت است: نيازمند صميميت
صاحب اين پلك‌ها نيازمند واقعي صميميت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در كارها هم از همين خصلت ناشي مي‌شود و گاهي به خاطر توجه زياد، اطرافيان را تحت فشار قرار مي‌دهد.

 

- هنگام بازبودن چشم، قست باريكي از پلك بالا قابل مشاهده است: مستقل
اين فرد به علت اين كه داراي حد معقولي از صميميت است روابطي عادي و خوب دارد. يعني نه تك‌روي را دوست دارد و نه وابستگي را. براي خودش وقت صرف مي‌كند و مراقب آزادي شخصي خويش است.

 

- هنگام باز بودن چشم، پلك بالا مخفي است: متمركز
اين افراد براي پست‌هايي مناسب هستند كه كه نيازمند تمركز بالا و كم‌اشتباهي است. اين افراد معمولاً محدوديت‌هاي عاطفي ندارند و حتي به مسائل عاطفي هم اجازه نمي‌دهند تمركزشان را به هم بزنند.
دماغ نگو، تربچه
ركورد جراحي بيني در دنيا متعلق به ايران است. اين عضو مورد توجه، نقش مهمي در صورت دارد و حرف‌هاي زيادي براي گفتن. از نظر چهره‌شناسي، بيني نشانگر توانايي ما در حفظ مقام، قدرت و نفوذ بين مردم و همچنين بيانگر توانايي و عكس‌العمل ما در برابر پول است.

 

- بيني بسيار بزرگ: عزم راسخ
در محيط كارش رئيس است، حتي اگر صندلي رياست نداشته باشد. اگر كارش در خور استعدادش باشد شكوفايي چشمگيري خواهد داشت ولي از انجام كارهاي كوچك كراهت دارد.

 

- بيني خيلي كوچك: ساعي
گفته مي‌‌شود اشخاصي كه بيني كوچكي دارند، ذاتاً افرادي ضعيف و اغلب غيرقابل‌اتكا هستند و در تصميم‌هايشان استوار و ثابت‌قدم نيستند.

 

- بيني بلند و كشيده: مسلط بر كار و محيط
كارها را جدي و منطقي براي بلند مدت برنامه‌ريزي مي‌كند و نظريات جديد را در حل مشكلات كشف مي كند .

 

- انحنائي مقعر روي بيني در نيمرخ: احساساتي و نيازمند توجه
از محيط تاثير زيادي مي‌گيرد و اگر شغل يا محل تحصيل مطابق ميل او نباشد در انجام وظايفش درمي‌ماند. ضمناً براي كارهايي كه انجام مي‌دهد انتظار تشكر و قدرداني دارد.

 

- برآمدگي روي بيني در نيمرخ: مبتكر
زيبايي‌شناس و از آن بهتر استاد حل مشكلات است. خلاقيت بالايي هم دارد.

 

- بيني داراي پهناي بسيار زياد: حامي دوستان و علاقه‌مند دوستي
هم حمايت مي‌كند و هم دوست دارد حمايت شود. اگر چيزي داشته باشد با ديگران به اشتراك مي‌گذارد.

 

- يك افتادگي پايين بيني درنيمرخ: تحليل‌گر
اگر مشكلي بزرگ داريد كه از پس تحليل آن برنمي‌آييد اين شخص را خبر كنيد. او استاد تجزيه و تحليل مسائل پيچيده است، آن هم بدون درگير شدن با جزئيات.
نوك بيني و حفره‌هاي آن، درست مانند شماره حساب بانكي افراد، نشانه سرمايه‌دوستي ويا برعكس، ولخرجي آن‌هاست:

 

- نوك بيني پهن و گوشتالو: تضمين سرمايه‌گذاري
حداكثر امنيت مالي را مي‌خواهد و با پول جدي برخورد مي‌كند. در كل به دنبال يك حامي مي‌گردد كه علاقه‌اش به پول‌هم به همين دليل است.

 

- يك برجستگي گرد در نوك بيني: هنردوست
اگر يك اثر هنري خلق كرديد اول به او نشان دهيد چون قدر آن را مي‌داند.

 

- بيني لاغر و باريك و پره هاي كناري آن نازكند: ولخرج
به پول وابستگي ندارد و براي روز مبادا پس‌انداز نمي‌كند.

 

- يك شيار واضح روي نوك بيني: نگرش عاطفي به دنيا
مدام از خود اين سوال را مي‌كند كه آيا شغل مورد نظر من پيدا خواهد شد وآيا اين شغل مناسب من است؟ در كل دنبال كار است نه پول.

 

- حفره هاي بيني گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحي در سر داريد كه نيازمند اجرايي خلاق است به او بدهيد، چراكه با جسارت و خلاقيت آن را انجام مي‌دهد. اگر هم چيزي داشته باشد با شما قسمت مي‌كند.

 

- حفره هاي بيني تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنين شخصي اول پول جيبش را مي‌شمارد بعد خرج مي‌كند يا به بيان بهتر دخل وخرج را با هم تنظيم مي‌كند.
زاويه بيني نشانه‌اي براي ميزان سنجيدگي رفتار فرد است. اين زاويه را مي‌توان با خطي كه از پايه بيني يعني از محل اتصال به صورت شروع شده و در نيمرخ ديده مي‌شود تعيين كرد.

 

- بيني سربالا با نوك گرد: اعمال نسنجيده و سرعت پايين تجزيه وتحليل اطلاعات
شخصي. خوش‌گذران با اعمالي نسنجيده و مبتني بر افكار سطحي است. رازدار نيست و به گذشته نگاه نمي‌كند و فقط حال را درنظر دارد.

 

- بيني سر بالا و نوك‌تيز: كنجكاو و ولخرج
درباره ديگران بيش از حد كنجكاو است و به جزئيات هم زياد اهميت مي‌دهد. پول براي او حكم چيزي را داردكه بايد خرج شود. خود را مقيد به رعايت آداب و رسوم ندانسته و با اطرافيان به راحتي برخورد مي‌كند. خودش را باور دارد.

 

- بيني كاملا بدون زاويه: عاقل و مطمئن
بدون اين‌كه اقوا يا شيفته شود، اعتماد مي‌كند و قابل اعتماد نيز هست.

 

- بيني با زاويه رو به پايين: حسابگر و شكاك
او به كار ديگران به گونه‌اي مي‌نگرد كه گويي خطايي در آن رخ داده. زيادتر از چيزي كه لازم است شك مي‌كند.

 

رد پاي خنده‌ها
حتماً توي روزنامه‌ها و مجله‌ها چشمتان‌ به آگهي‌هايي كه داروهاي ضدچروك صورت را تبليغ مي‌كنند، افتاده است. اين داروها قرار است معجزه بكنند و براي شما پوستي بسازند بهتر وتازه‌تر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً اين چروك‌ها اين‌قدر بد هستند؟ يعني هيچ چيزي براي ما ندارند؟ مارك تواين مي‌گفت: «چروك‌هاي صورت، رد پاي خنده‌هاست.»

 

- يك چاله روي چانه: شوخ و بخشاينده
مشكلات زندگي او را از پا در نمي‌آورد چون آن‌ها را جدي نمي‌گيرد. برعكس، دوستانش را جدي مي‌گيرد و همواره آن‌ها را شاد نگه مي‌دارد.

 

- تورفتگي گونه‌ها: سازگار
تورفتگي گونه به خصوص در موقع خنديدن، علاوه بر جذابيت و زيبايي، دليلي بر خوش‌مشربي و سازگاري فرد مي‌‌باشد.

 

- خط‌هاي عمودي كوچك ميان ابروها: وجدان كاري
در زندگي شخصي و كاري تمركز را حاكم كرده و نسبت به خود سخت‌گير است. حتي در سخت‌ترين شرايط، دقت خود را براي انجام كار حفظ مي‌كند.

 

- خطوط گوشه دهان كه به طرف چانه پايين آمده‌اند: دلسوز
اين فرد به علت شكست‌ها و سختي‌هاي زندگي، به يك همدرد عالي و دلسوز واقعي تبديل شده است. از دست دادن عزيزان و مشكلات كاري مي‌تواند اين خطوط را به يك‌باره ايجاد كند.

 

- خطوط عمودي در اطراف لب: غلبه غالب برمشكلات
اين خطوط گواهي مبارزات طولاني وسخت در برابر مصائب زندگي است. او در تمام زندگي از نيروي دروني خود كمك مي‌گيرد كه شايد خودش نيز از آن خبر نداشته باشد اما اكنون مانند سدي در برابر مشكلات محكم شده.

 

- چانه فشرده و لايه لايه: روحيه آهنين در زندگي
از زندگي انتظار رويايي ندارد و براي بدترين روزها آماده است. سرسخت و يك‌دنده است و از مشكلات فرار نمي‌كند.

 

- چانه برآمده: از خود راضي
اين‌گونه افراد، اشخاصي خودستا هستند و تصور مي‌كنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف كس ديگري را قبول ندارند و خود را عقل كل مي‌‌دانند.

 

- قب‌قب زير چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف كم نمي آورد و اگر سكوت كنند احتمالا دارند به يك گفتگوي جديد فكر مي‌كنند. به راحتي ارتباط برقرار مي‌كنند و برخورد خوبي دارند.
دماغ و دهن، يه گردو
جز اين‌ها كه گفتيم، باقي اجزاي صورت هم مي‌توانند به شناخت خصوصيات روحي صاحب چهره كم كنند.

 

- لب قلوه‌اي: بخشنده و خودنما
لب‌هاي قلوه‌اي، نشانه بخشش و گشاده‌دستي هستند. معمولا اين‌گونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو كنند.

 

- لب بالايي نازك، لب پايين قلوه‌اي: قدرت توجيه
نشانه اين است كه فردي متقاعدكننده و مجاب‌كننده مي‌‌باشد.

 

- لب نازك: توي خود
نازك بودن لب بيانگر خويشتن‌گرايي ذاتي در اشخاص است.

 

- گوش كوچك: احساس خطر
كوچكي گوش نشانه تزلزل و احساس ناامني در افراد است، هرچند اين‌گونه افراد مي‌‌دانند كه چه مي‌‌خواهند و معمولاً سخت‌ كوش و كاري هستند.

 

- گوش بزرگ و دراز: جوشي
اين قبيل افراد معمولا انعطاف‌پذير نيستند و به سختي آرام و بي‌خيال مي‌شوند.

 

- گوش پرمو: وسواسي
افرادي كه داراي گوش‌هايي پرمو هستند معمولًا وسواسي و نكته‌بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي‌كنند.

 

- فك چهارگوش: سرسخت
افراد با فك مربعي انسان‌هاي تسخيرناپذير و سركش هستند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.
خب حالا كه ديديد، يك وجب صورت چقدر حرف و حديث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله دوباره فكر كنيد. صورت شما، صورت خود شما است. يك جور شناسنامه. باز هم از آن ناراضي هستيد و مي‌خواهيد آن را عوض كنيد؟ به قول شكسپير «خداوند به شما يك چهره اعطا كرده و شما ميخواهيد چهره ديگري براي خود بسازيد»؟!
اشتباه اتللو
جايي در پايان داستان اتللو، اثر معروف شكسپير، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق به مرد ديگري متهم مي‌كند و او را مي‌كشد. اما دزدمونا واقعاً خيانتكار نبوده است. پس چرا اتللو اشتباه مي‌كند؟
به اين آخرين گفتگوي اتللو و دزدمونا دقت كنيد. اتللو به همسرش مي‌گويد اعتراف كند، چون مي‌خواهد او را به خاطر خيانتش بكشد. دزدمونا جواب مي‌دهد كه كاسيو، همان مردي كه متهم به داشتن رابطه با او است، بر بي‌گناهي او شهادت خواهد داد. اتللو ميگويد كاسيو را كشته. دزدمونا مي‌فهمد كه ديگر نخواهد توانست بي‌گناهي خود را ثابت كند و اتللو او را خواهد كشت. پس مي‌گويد: « دريغ، به او خيانت شد، و من تباه شدم!» اتللو: «دور شو، بدكار! در مقابل چهره من به خاطر او اشك مي‌ريزي؟» دزدمونا: «آه، سرورم! مرا از خويش بران، اما مكُش!» اتللو: «خاموش شو، بدكار!»
از اين صحنه چه مي‌فهميم؟ اشتباه اتللو چه بود؟ اتللو ناراحتي و ترس را در چهره دزدمونا به درستي تشخيص داده بود. اشتباه او آن بود كه فكر مي‌كرد ناراحتي دزدمونا به خاطر مرگ كاسيو و ترس او، ترس همسر بدكاري است كه خيانتش آشكار شده است. او دزدمونا را كشت بدون اين‌كه فكر كند حالات چهره او مربوط به حس ترس و ناراحتي زن بي‌گناهي است كه مي‌داند همسر بسيار حسودش مي‌خواهد او را بكشد واو نمي‌تواند بي‌گناهي خود را ثابت كند.

 

پلكم دارد مي‌خارد
در عقايد عامه، پيش‌بيني‌هايي هم در مورد اجزاي صورت وجود دارد:
پيشاني بلند علامت اقبال و دولت است.
قوز روي دماغ خوش‌شانسي مي‌آورد.
بيني كه بخارد، به مهماني خواهي رفت.
چشم كه تير بكشد، مهمان خواهد آمد.
سق (سقف دهان) اگر سياه باشد، نفرين گيرا است.
كسي زبانش را گاز بگيرد، معلوم است جايي دارند غيبتش را مي‌كنند.
پلك چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپريدن پلك راست، نشانه غم و غصه.
مژه افتاده را اگر درست حدس بزني كه مال كدام چشم است، آرزويت برآورده مي‌شود.

 

از كجا معلوم؟
جز چهره‌خواني، علم‌ها يا به عبارت درست‌تر شبه علم‌هاي متعددي در ارتباط با چهره در طول تاريخ به وجود آمده، كه امروزه (جز چهره‌خواني) تمامشان از نظر علمي رد شده‌اند. با اين حال وجود چنين تفكراتي نشان مي‌دهد كه به هرحال يك خط ارتباطي بين چهره و فرد، وجود دارد كه اين‌قدر همه به دنبال كشفش بوده‌اند.
جمجمه‌خواني (Phrenology) نظريه‌اي است كه مي‌گويد شخصيت، اميال و احساسات افراد را مي‌شود از روي شكل جمجمه آن‌ها تشخيص داد. بيشتر، پستي و بلندي‌هاي سر مورد توجه جمجمه‌خوان‌ها است. اين افراد ادعا دارند كه بزهكار بودن يا نبودن اشخاص را هم مي‌توان از قرائن روي جمجمه ايشان ديد. ايده جمجمه‌خواني در سال 1800 پيدا شد و در قرن نوزدهم گاهي براي تحقيقات پليسي هم از آن استفاده مي‌شد.
پيشاني‌خواني (Metoposcopy) دانش پي بردن به سيرت و درون آدم‌ها از روي خطوط پيشاني است. بيشتر با فالگيري ارتباط دارد تا علم، و در قرن شانزدهم خيلي طرفدار داشت.
حس‌خواني (Pathognomy) به بررسي و مطالعه احساسات دروني و بازتاب‌ اين احساسات در ظاهر فرد، مثلآ در حرف زدن يا حركات بدن كار دارد. حس‌خوان‌ها سعي مي‌كنند از روي حركات و سكنات افراد به احساسات دروني آن لحظه فرد پي ببرند.
شخص‌شناسي (Personology) شكل نو علم چهره‌خواني است كه در اوايل قرن بيستم ارايه شد. پيسنهاددهندگان اين روش مدعي بودند مي‌شود بين شكل ظاهري چهره و بدن افراد و رفتار و منش آن‌ها ارتباط و پيوندي پيدا كرد.
منش‌شناسي (Characterology) از روش‌هاي تشخيص شخصيت است كه در دهه 1920 ساخته شد. و تركيبي است از روش‌هاي چهره‌شناسي، جمجمه‌خواني و حس‌خواني با دانش‌هاي نژادشناسي، جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي.

 

دسته ها : مطالب جالب
سه شنبه هشتم 1 1391 15:49

 

نسخه‌اي براي وقتي استرس داري

 

همان طور كه علم و تكنولوژي پيشرفت مي كند، عواملي كه موجب اضطراب، نگراني، استرس و افسردگي مي شوند نيز بيشتر شده اند. استرس پديده اي اجتناب ناپذير است و صرف نظر از جنس، سن، طبقه اجتماعي، ثروت، شغل و مقطع زماني همواره حضور دارد.

 

استرس

 

بعنوان يك پديده روحي و رواني ، استرس حالتي است كه اكثر ما در زندگي روزمره چه در محيط خانواده و چه در اجتماع و محيط كار آنرا تجربه مي نماييم و اين تجربه منجر به نتايج گاه مثبت و گاه منفي مي گردد. استرس لزوماً مضر نيست و مادامي كه بتوان بين افراد رقابت سالم برقرار كرد به يك موهبت تبديل مي شود. اگر استرس وجود نداشت فعاليت هاي سازنده زيادي صورت نمي پذيرفت. ولي از آنجا كه استرس عمدتاً به پيامدهاي ناگوار منجر مي شود ضروريست تا استرس و موقعيت هاي استرس زا به نحو شايسته اي مهار كرد.

 


كنترل تنفس(تنفس شكمي)

 

مسلماً هر كسي طرز نفس كشيدن را مي داند. اما تعداد كمي از افراد از روش صحيح تنفس آگاهند. كنترل تنفس، يا تنفس كردن به مدت چند دقيقه اغلب به خودي خود راه موثري براي استراحت و تمدد اعصاب است. اين شكل تنفس(شكمي) بر حسب مقدار اكسيژني كه دريافت مي كنيد موثرترين نوع تنفس است. اگر عادت كنيم كه به اين شكل نفس بكشيم علاوه بر آرامش ذهني مي توانيم فشار خون را كاهش داده و اضطراب را كم كنيم. نفس كشيدن شكمي نه فقط به ايجاد آرامش جسم كمك مي كند، بلكه قادر است اثرات منفي فشار رواني را نيز خنثي سازد.

 


ورزش كنيد

 

اگر ورزش كنيد و وضعيت جسمي خود ر ا در حالت طبيعي و مناسب نگهداريد، نسبت به زماني كه از نظر جسمي وضعيت خوبي نداريد، كمتر مضطرب و افسرده خواهيد شد. ورزش كردن از نظر روحي اضطراب را كاهش مي دهد، سبب بهبود عملكرد در مدرسه شده، تمركز و حافظه را تقويت مي كند، افسردگي را از بين مي برد، اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و حتي باعث بيشتر شدن خلاقيت مي شود. و بالاخره ورزش نيرو و نرمي و قدرت بدني را افزايش مي دهد و مقاومت دستگاه قلبي- عروقي را زيادتر مي كند.

 


تغذيه سالم داشته باشيد

 

استرس به روش هاي گوناگون بر افراد تاثير مي گذارد كه از شمار آنها مي توان به نوع تغذيه، تغييردر رژيم غذايي، حضور در مكان هاي پر جمعيت و شلوغ، بي نظمي و خستگي مفرط اشاره كرد. وقتي تغذيه مناسب باشد و ساعات خواب تنظيم شود، بدن آمادگي بيشتري براي روبه رو شدن با فشار رواني پيدا خواهد كرد. يك رژيم غذ ايي متعادل كه در آن مواد لازم رعايت شده باشد در كاهش استرس نقش اساسي دارد.
هرچه بيشتر از اهداف و ارزش هايمان مطلع باشيم بهتر مي توانيم آنطور كه دوست داريم و به آن معتقديم زندگي كنيم. انسان بايد بداند كه از زندگي چه مي خواهد و سپس براي رسيده به آن برنامه ريزي كند
مديريت زمان داشته باشيد

 

بسياري از افراد محدوديت هاي زماني را به عنوان يكي از مهم ترين منابع استرس خود ذكر مي كنند. درست مثل كم كردن وزن كه نياز به تغذيه به جا و ورزش دارد، عادت اجراي الويت ها و مديريت شخصي هم محتاج رعايت حق تقدم در كارهاست.از نشانه هاي ضعف در مديريت زمان مي توان به تعجيل دايمي و دستپاچگي- دير رسيدن هميشگي- احساس كمبود انگيزه و انرژي- عصبانيت- به پايان نرساندن كارها و.. اشاره كرد. زمان يكي از مهم ترين مهارت هايي است كه انسان براي موفقيت در انجام هر كاري به آن نياز دارد.مديريت زمان رابطه مستقيم با تعيين اهداف كوتاه مدت و درازمدت در زندگي دارد. ابتدا بايد فعاليت هايمان را الويت بندي كنيم. هرچه بيشتر از اهداف و ارزش هايمان مطلع باشيم بهتر مي توانيم آنطور كه دوست داريم و به آن معتقديم زندگي كنيم. انسان بايد بداند كه از زندگي چه مي خواهد و سپس براي رسيده به آن برنامه ريزي كند.

 

سه شنبه هشتم 1 1391 15:42

 

خوراكي كه بلافاصله شما را شاد مي كند

 

اگر خسته و بي حوصله ايد ، انرژي كافي نداريد و... كمي شكلات تلخ بخوريد. اين خوراكي خوشمزه به طور مستقيم با سلول هاي پيام آورنده مغز در ارتباط هستند.
به گزارش نيك صالحي ، دانشمندان فرانسوي اخيرا كشف كرده اند زمانيكه به موش هاي آزمايشگاهي كمي شكلات تلخ مي دهند ، آنها به سرعت افسردگي و بي حالي را كنار گذاشته و به جنب و جوش مشغول مي شوند.

 

جالب اينجاست كه دانشمندان از كجا به افسردگي موش ها پي مي برند؟! آنها موش ها را داخل يك كاسه آب مي گذارند ، موش هايي كه افسرده نيستند از كاسه بيرون مي پرند و آنهايي كه افسرده اند در آن مي مانند.

 

 

 

 

 

دسته ها :
سه شنبه هشتم 1 1391 15:38
X