خوراكي كه بلافاصله شما را شاد مي كند

 

اگر خسته و بي حوصله ايد ، انرژي كافي نداريد و... كمي شكلات تلخ بخوريد. اين خوراكي خوشمزه به طور مستقيم با سلول هاي پيام آورنده مغز در ارتباط هستند.
به گزارش نيك صالحي ، دانشمندان فرانسوي اخيرا كشف كرده اند زمانيكه به موش هاي آزمايشگاهي كمي شكلات تلخ مي دهند ، آنها به سرعت افسردگي و بي حالي را كنار گذاشته و به جنب و جوش مشغول مي شوند.

 

جالب اينجاست كه دانشمندان از كجا به افسردگي موش ها پي مي برند؟! آنها موش ها را داخل يك كاسه آب مي گذارند ، موش هايي كه افسرده نيستند از كاسه بيرون مي پرند و آنهايي كه افسرده اند در آن مي مانند.

 

 

 

 

 

دسته ها :
سه شنبه هشتم 1 1391 15:38

 

هفت نكته روانشناسي در انتخاب رنگ بخش هاي مختلف منزل

 

در طراحي و دكوراسيون منزل، انتخاب رنگ براي ديوارها، سقف و برخي وسايل منزل، از لحاظ روانشناسي بسيار مهم است. زيبايي و تاثير رواني، فاكتورهاي مهمي در انتخاب رنگ براي بخش هاي مختلف منزل، هستند. در اين مطلب با چند نكته در رعايت اين دو فاكتور اساسي در انتخاب رنگ مناسب، آشنا شويد.

 


۱- رنگ هاي روشن: استفاده از رنگ هاي شاد مانند سبز، آبي روشن، زرد و نارنجي، احساسات را بر انگيخته و موجب افزايش روحيه مي شود. اين رنگ ها نشان دوستي و مشوق ايجاد ارتباط هستند. اگر با انتخاب رنگ ديوارهاي آشپزخانه و اتاق غذاخوري به مشكل برخورده ايد، شايد استفاده از اين رنگ ها انتخاب مناسبي باشد.

 


۲- رنگ هاي تيره: رنگ هايي مانند قرمز، بنفش، آبي پررنگ و سبز يشمي، مي تواند حس محدود شدن و حتي غم را القا كند. اما استفاده آنها در جاي مناسب و يا براي برخي از وسايل منزل حس آرامش و امنيت را در فرد ايجاد مي كند.

 


۳- رنگ هاي گرم: استفاده از رنگ هايي مانند نارنجي و زرد در برخي بخش هاي خانه يا وسايل منزل، مي تواند حس حرارت و گرما را منتقل كند. به همين دليل استفاده از چنين رنگ هايي در بخش هايي از خانه كه مكان هايي براي راحتي و استراحت افراد هستند، توصيه مي شود.

 


۴- رنگ هاي سرد: رنگ هايي مانند آبي بسيار روشن و نزديك به سفيد يا طوسي و يا سبز روشن، اثر آرامبخش دارند. چنين رنگ هايي براي اتاق نشيمن و حتي اتاق خواب استفاده مي شوند.

 


۵- آبي تيره: استفاده از اين رنگ، موجب افزايش حس ارتباط متقابل خواهد بود و استفاده از آن در كنار رنگ هاي متضاد، براي مكان هايي مانند اتاق غذا خوري مناسب است.

 


۶- قرمز: رنگ قرمز مي تواند انرژي موجود در اتاق را افزايش دهد و تحريك پذيري بيشتر را منجر شود. پس بهتر است به جاي استفاده از چنين رنگي در اتاق كودك، آن را براي بخش هايي از آشپزخانه و يا راهرو ها استفاده كنيد.

 


۷- طوسي يا فيلي: از استفاده از اين رنگ در اتاق غذاخوري و آشپزخانه اجتناب كنيد؛ مگر اينكه بخواهيد اشتهايتان كم شود. اين رنگ، آرامش و البته بي تفاوتي را القا مي كند.

 


سعي كنيد با دريافت اين نكات، رنگ هاي مناسب را براي اتاق ها و وسايل خانه خود انتخاب كنيد تا از نهايت آرامش و انرژي در محيط منزل بهره مند شويد.
منبع: سالم زي

 

دسته ها :
شنبه بیست و هفتم 12 1390 21:4

رابطه ميان «فيس بوك» و «نمره درسي» دانش آموزان

دانش آموزاني كه در طول روز بيشتر از فيس‌بوك استفاده مي‌كنند، زمينه بيشتري براي ابتلا به اختلالات ذهني دارند و در مدرسه نمرات بدتري مي‌گيرند

به گزارش سه نسل به نقل از برنا: «لري دي. روزن» استاد روان‌شناسي در دانشگاه كاليفرنيا در سال ۲۰۱۱ تحقيقاتي با موضوع «بررسي تاثير فيس‌بوك و تكنولوژي‌هاي ديگر بر روي سلامتي و به-زيستي جوانان امروز» انجام داد كه نتايج جالبي دارد.

طبق اين تحقيقات كودكاني كه والدين آن‌ها در مورد فعاليت‌هاي اينترنتي پرسشي نمي‌كنند و مواظب استفاده از فيس‌بوك نيستند، داراي سطح پايين‌تري در سلامت بوده، داراي صفات خود شيفته هستند و به نسبت هم دوره‌اي‌هاي خود كه والدينشان براي آن‌ها محدوديت‌هاي براي استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد قائلند عملكرد تحصيلي پايين‌تري دارند.

روزن دريافت دانش آموزاني كه در طول روز بيشتر از فيس‌بوك استفاده مي‌كنند، زمينه بيشتري براي ابتلا به اختلالات ذهني دارند و در مدرسه نمرات بدتري مي‌گيرند و نسبت به كساني كه كمتر از اين رسانه‌ها استفاده مي‌كنند آمادگي بيشتري براي بيمار شدن دارند.

روزن مي‌گويد «كودكان‌‌ همان جوري به تكنولوژي نگاه مي‌كنند كه ما به هوا نگاه مي‌كنيم. براي آن‌ها تكنولوژي ابزار نيست بلكه آن‌ها با تكنولوژي مي‌خوابند و با تكنولوژي بيدار مي‌شوند و تكنولوژي قسمتي از زندگي آن‌ها شده است»

در يك مطالعه انتشار نايافته، روزن عادات ۲۷۹ دانش آموز راهنمايي، دبيرستان و دانشجويان را مورد بررسي قرار داد. وي ميزان زمان درس خواندن هر دانش آموز و دانشجو را قبل از چك كردن فيس بوك يا فرستادن پيام به يكي از دوستان اندازه گيري كرد.

دانش آموزاني كه بين درس خواندن و استفاده از اين تكنولوژي‌ها در رفت و آمد بودند نسبت به دانش آموزاني تا درسشان تمام نشده به فيس بوك نمي‌رفتند يا پيام نمي‌دادند، نمرات بدتري گرفتند.

روزن مي‌گويد: حتي چك كردن فيس بوك در هر ده دقيقه يكبار پيش بين نمره است.

در مطالعه‌اي ديگر روزن از ۱۰۰۰ والد پرسيد كه كودكانشان چه ميزان زمان را صرف آنلاين شدن، عادات غذايي، ورزش روزانه و ديگر تكنولوژي‌ها مانند بازي‌هاي ويدئويي مي‌كنند.

روزن بعد از بررسي دريافت كه عادات غذايي، كمبود ورزش و استفاده از تكنولوژي تاثيرات قدرتمندي بر سلامتي كودكان دارند.

به گفته روزن «چند ساعت استفاده كردن از رسانه‌ها سلامتي را به شكل گسترده‌اي از دوره ابتدايي تا دوره دبيرستان تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين افراد بيشتر مريض مي‌شوند، روزهاي بيشتري گزارش مي‌كنند كه شكم درد دارند، افسردگي بيشتري نشان مي‌دهند و رفتارهاي بدي در مدرسه دارند».

روزن براي بررسي تاثيرات مشابه رسانه‌هاي اجتماعي بر روي سلامتي ذهني با بررسي تحقيقات استنباط مي‌كند كه استفاده مداوم به خصوص از فيس بوك مي‌تواند نشانه‌ها و سندرم‌هاي اختلالات شخصيت را در ميان جوانان پيش بيني كند.

يافته‌هاي ابتدايي وي نشان مي‌دهد در نوجوانان استفاده غالبي از فيس بوك تنها با شخصيت خودشيفته در ارتباط است اما براي جوانان استفاده از فيس بوك با نشانه‌هاي اختلالات مختلف شامل شخصيت خودشيفته، اختلالات شخصيت ضد اجتماعي، اختلال دو قطبي و اختلال شخصيت مرزي در ارتباط است.

همچنين طبق اين تحقيقات رسانه‌هاي اجتماعي تاثيرات مثبتي هم بر جوانان دارد. در سال ۲۰۱۱ روزن و همكارانش دريافتند جواناني كه در فيس بوك زمان بيشتري را سپري مي‌‌نند توانايي بيشتري در همدلي مجازي دارند. اين همدلي همدلي واقعي را نيز پيش بيني مي‌كند.

تحقيقات از تاثير سبك‌هاي فرزند پروري حمايت مي‌كند. روزن در سال۲۰۰۷ دريافت فرزندِ والديني كه از سبك فرزند پروري مقتدرانه استفاده مي‌كنند، سبكي كه در آن محدوديت‌ها روشن است و در مورد نتايج منفي احتمالي صحبت مي‌شود، به نسبت كساني كه سبك تربيتشان وظيفه محور است، گرايش كمتري به اينترنت دارند، داراي عزت نفس بيشتري هستند و افسردگي كمتري نشان مي‌دهند.

در واقع نمي‌توان همه روابط كودكان و نوجوانان را چك كرد و براي همه فعاليت‌هاي آن‌ها محدوديت قائل شد. بايستي والدين فعاليت كودكان خود را ارزيابي كنند و آن‌ها را از ارتباطات مشكل‌زا منع كنند.

همچنين نياز است والدين به جريان‌هاي اينترنتي و آخرين تكنولوژي‌ها، وب سايت‌ها و در كل آنچه كودكان امروز با آن‌ها درگير هستند توجه كنند.

به گفته روزن «بايد با كودكان خود صحبت كنيد؛ ۱ دقيقه حرف بزنيد و ۵ دقيقه گوش دهيد».

دسته ها :
شنبه بیست و هفتم 12 1390 20:24
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
● مقدمه
از ديدگاه يونگ (۱۹۱۳) پديده‌هاي برونگرايي (Extraversion) و درونگرايي (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصيت انساني را تشكيل مي‌دهند.
▪ برونگرايي:هنگامي كه توجه به اشيا و امور خارج چنان شديد باشد كه افعال ارادي و ساير اعمال اساسي آدمي نتيجه ارزيابي ذهني نباشد، بلكه معلول مناسبات امور و عوامل خارجي باشد، برونگرايي خوانده مي‌شود. (سياسي، علي‌اكبر، ۱۳۷۱، ص ۸۲).
افراد درون گرا از لحاظ رواني داراي سرعت فعاليت مغزي بالاتر از حد طبيعي هستند و اين امر سبب مي‌‌شود كه افراد درون‌گرا به قواي محركه (Stimulation) كمتر از حد طبيعي نياز پيدا نمايند. افراد درون‌گرا داراي ديدگاه دروني و ذهني هستند و آمادگي بيشتري را براي خود داري و تسلط بر نفس خويش از خود نشان مي‌دهند.
اين افراد اوقات خود را به مطالعه و بيشتر در تنهايي سپري نموده و كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستند. (بنزيگو، ۱۹۹۹).
از سوي ديگر افراد برون‌گرا داراي سرعت فعاليت مغزي پايين‌تر از حد طبيعي هستند و از اين رو اين افراد براي اداره امور زندگي خويش به قواي محركه بالاتر از حد طبيعي نياز دارند.
افراد برون‌گرا بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي بوده و داراي فعاليت عملي عاليتري هستند (سياسي ـ علي‌اكبرـ همان منبع). ولي ميزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا كمتر است. اين افراد مايلند كه بر محيط افراد خود تأثير گذارده و به رقابت با ديگران پرداخته و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي‌شوند. (بنزيگر ـ ۱۹۹۹).
بنابراين اگر درونگرايي و برونگرايي در حد كمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصيت نابهنجار قرار مي‌دهند كه اولي به صورت اختلال اسكيزفرني و دومي به صورت اختلال هيستري تظاهر خواهد نمود. تعداداين افراد البته بسيار كم است و اكثريت مردم ميان اين دو قطب نهايي جاي دارند. عده‌اي نزديكتر به قطب نهايي درونگرايي و گروهي نزديكتر به قطب نهايي برون‌گرايي هستند. و عده كثيري هم هر دو جنبه برونگرايي و درونگرايي را به صورت متعادل دارا مي‌باشند كه اصطلاح آمبي‌وِرت (ambivert) به آنها اطلاق مي‌‌شود. (سياسي علي‌اكبر به نقل از يونگ (۱۹۱۳)).
از سوي ديگر اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارب دردآور تكرار شوند. از ديدگاه فرويد، اضطراب هسته مركزي روان نژندي است و علامت اخطاري است به «خود».

● اهميت پژوهش
زماني كه افراد به مدت نسبتاً طولاني در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار مي‌گيرند، سيستم‌هاي عصبي رتيكلوآندوتليال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌اي خود را تنظيم مي‌نمايند كه فرد به طور طبيعي در حالت بيداري، هوشياري بيشتري را نسبت به وقايع اطراف خويش نشان مي‌دهد. اين امر طبيعتاً سبب مي‌شود كه نياز به محرك خارجي در آنها كمتر شده و تا زماني كه منبع اضطراب كشف و رفع نگردد به سوي درونگرايي متمايل مي‌شوند. (بنزيگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده مي‌شود كه وجود اضطراب در افراد جامعه تأثير بسزايي در ميزان درونگرايي و برون‌گرايي آنها دارد. به گونه‌اي كه ممكن است يك فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهاي وارده ناشي از اضطراب به تدريج به فردي درون‌گرا تبديل شود و در صورتيكه اين فشار همچنان ادامه داشته باشد ممكن است در افرادي كه با مشاغل اجتماعي سر و كار دارند و بايد در تعامل دايم با جامعه باشند سبب كاهش شديد كارآيي آنها بشود. اين موضوع در جامعه معلمان بسيار حائز اهميت است.
براساس ديدگاه آيزنگ نظريه يونگ مبني بر اينكه «درونگرايي به عنوان يك حالت روانشناختي طبيعي در شرايط خاص محيطي است» كاملاً صحيح مي‌باشد و اين امر مبتني بر خواص فيزيولوژيكي بدن است و به عنوان يك واكنش طبيعي در برابر اضطراب تلقي مي‌شود.
از سوي ديگر افراد درونگرا در مواردي كه جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدير و ستايش قرار مي‌گيرند، دچار خجالت زدگي شده و احساس كم ارزشي مي‌كنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنين بسياري از افرادي كه در معرض اضطرابهاي مداوم قرار مي‌گيرند ممكن است نسبت به زندگي داراي ديدگاه منفي شوند. ولي بايد اعلام نمود كه اضطراب در زندگي افراد به علت انتخابي است كه آنها براي ادامه زندگي خويش انجام داده‌اند و اين انتخاب بنا به هر دليلي ممكن است آنها را با مشكلات مواجه كرده باشد. اما نكته مهم اين است كه تمايل افراد به درون‌گرايي در زمان رويارويي با اضطراب‌هاي ممتد اين توانايي را به آنها مي‌دهد كه با تمركز بيشتري به مشكل خود توجه نموده و نهايتاً درحل آن مشكل كوشش نموده و موفق شوند.
در اين موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر كه به جمع‌آوري اطلاعات در خصوص علل بروز مشكلات و چگونگي رفع آنها مي‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر كوشش مي‌كنند تا نهايتاً با حل مشكلات مورد نظر به طور طبيعي به ديدگاه مثبت نسبت به زندگي دست مي‌يابند.
دراينجا بايد به نظريه آيزنك اشاره نماييم كه بروز درون‌گرايي و برون‌گرايي در افراد هميشه حالت نسبي داشته و در ارتباط با وقايع خارجي زندگي آنها مي‌باشد به صورتي كه در شرايط مناسب افراد داراي يك حد تعادل در رفتارهاي درون‌گرا و برون‌گراي خويش بوده و برا�%B
دسته ها :
جمعه اول 1 1382 1:1
X