صفحه ها
دسته
سايت گوگل
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 53114
تعداد نوشته ها : 53
تعداد نظرات : 20
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

مهم نيست چقدر امكانات در اختيار داري


اگر ندوني چطور ازشون استفاده كني هيچ وقت كافي نيستند

دسته ها : مطالب جالب
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 20:9


10نكته كه به شما كمك مي‌كنند تا يك فرم درخواست عالي تنظيم كنيد و در مصاحبه بي نظير باشيد را خدمت شما ارائه مي‌كنيم.

 
اگر از شغل خود راضي نيستيد و آن را كسل كننده مي‌دانيد، دو راه پيش روي شماست. مي‌توانيد به روزهاي كسل كننده و حتي گاهي پر از بدبختي در اداره ادامه دهيد و يا مدتي كار را كنار بگذاريد تا شغل بهتري بيابيد.
 
در ادامه 10 نكته كه به شما كمك مي‌كنند تا يك فرم درخواست عالي تنظيم كنيد و در مصاحبه بي نظير باشيد را خدمت شما ارائه مي‌كنيم. اميدواريم در نهايت بتوانيد در كمپاني كه به آن علاقه داريد استخدام شويد.
 
10 - گردآوري يك رزومه‌كاري كه بتواند مخاطب را تحت تاثير قرار دهد.
با وجود اين كه من اصولا به رزومه اعتقادي ندارم (چرا كه معمولا خيلي سريع مرور مي‌شود و معمولا دقيق مورد بررسي قرار نمي گيرد ) اما اكثر مشاغلي كه به دنبالشان هستيد تقاضاي رزومه خواهند كرد. كمي خلاقيت مي‌تواند شما را به گزينه اي منحصر به فرد و متفاوت تبديل كند. ابزار آنلاين در اين زمينه مي‌توانند بسيار مفيد باشند، به خصوص اگر به دنبال چيزي نه چندان معمولي باشيد. Visualize.me مي‌تواند يك اينفوگرافيك جذاب را براي رزومه شما خلق كند. سايت هايي چون Re.vu و Zerply به شما كمك مي‌كنند تا صفحات حرفه اي را ايجاد كنيد كه مي‌توانند به عنوان رزومه ديجيتال مورد استفاده قرار گيرند. About.me و Flavors.me نيز مي‌توانند همين كاربرد را داشته باشند. بهترين ابزاري كه به كارتان مي‌آيد را استفاده كنيد و مطمئن شويد كه رزومه‌تان برجسته و منحصر به فرد باشد. بيشتر اوقات، اين كار به سادگي انتخاب فونت و رنگ مناسب است. زياد طول نمي كشد تا يك رزومه زيبا و حرفه اي بسازيد، پس در طراحي آن كمي دقت كنيد تا بخشي از توده رزومه هاي خوانده نشده نباشيد.
 
9 - هنگام تهيه رزومه از كلمات معمولي و عاميانه استفاده نكنيد.
وقتي رزومه خود را مي‌نويسيد، نبايد از لحني استفاده كنيد كه شما را مثل ساير افراد نشان مي‌دهد. يعني از اصطلاحات رايج و تكراري ( مثل با انگيزه، خلاق، پويا ) و عبارات كليشه اي ( مثل دقيق و جزء گرا، پايبند به كار تيمي، مهارت هاي ارتباطي عالي ) پرهيز كنيد. همچنين عباراتي چون "منابع و مدارك در صورت درخواست شما ارائه مي‌شوند" جملات زائدي هستند كه فقط فضا را اشغال مي‌كنند و نيازي نيست كه در رزومه نوشته شوند. بد نيست اگر در انتها يك بار رزومه را از انتها به ابتدا بخوانيد تا اگر خطايي بود آن را اصلاح كنيد و وقتي كار پايان يافت مي‌توانيد آن را روي RezScore اجرا كنيد تا در صورت امكان آن را بهينه كند.
 
8 - در سايت هاي كاريابي غير رسمي و مرتبط با يك شغل خاص نيز به جستجو بپردازيد.
 
اگر جاي خاصي را براي كار كردن مد نظر نداريد، مي‌توانيد به جستجوي در چندين گزينه بپردازيد. اما اگر براي اين كار سراغ سايت هاي محبوب مثل Monster و Craiglist برويد، به دنبال سوزني در كاهداني خواهيد بود. اين بدان معنا نيست كه اين سايت‌ها شغل مناسبي در جاهاي مختلف ندارند، اما در خيل عظيمي از موقعيت هاي نامطلوب پيشنهاد شده سر در گم خواهيد شد تا شايد بتوانيد گزينه مورد نظرتان را بيابيد. به جاي روش سنتي، يك سايت غير رسمي چون OneDayOneJob.com را امتحان كنيد، كه پيشنهاداتي را به صورت روزانه به شما ايميل مي‌كند. SimplyHired به ظاهر يك سايت كاريابي استاندارد است، اما ليست هايي را به طور مستقيم از وب سايت كمپاني‌ها تهيه مي‌كند. TweetMyJobs كار جستجو را براي شما ساده تر مي‌كند. كافي است بگوييد چه نوع كاري مي‌خواهيد تا گزينه هاي مختلف را به محض يافتن براي شما SMS، توييت و يا ايميل كند. حتي اگر چند سالي است كه از دانشگاه فارغ التحصيل شده ايد، شايد بدتان نيايد به ليست مشاغلي كه به فارغ التحصيلان جديد ارائه شده نگاهي بياندازيد. حتي اگر احساس كنيد بهتر از اين مشاغل حق شماست، از اين طريق مي‌توانيد بفهميد كدام كمپاني‌ها به دانش آموختگان دانشگاه شما علاقه بيشتري نشان مي‌دهند. مي‌توانيد براي موقعيت هاي بهتر نيز به سايت كمپاني مراجعه كنيد و براي آنها درخواست ارسال كنيد.
 
 

 

7 - به جاي جستجوي موقعيت و رتبه كاري بهتر است به دنبال كمپاني بهتري باشيد تا شغل بهتري داشته باشيد.
 
داشتن شغل عالي فقط به معناي لذت بردن از انجام آن نيست، بلكه محيط كاري مناسب نيز بسيار مهم است. يعني بايد به دنبال كمپاني هايي باشيد كه سابقه مقبولي در رفتار با كاركنانشان دارند. نيازي نيست تقاضاي كار به گوگل بدهيد، شما مي‌توانيد به دنبال شركت هايي باشيد كه مزاياي زيادي دارند. براي اين كار كمي تحقيق نياز است. همه كاري كه بايد بكنيد اين است كه با آنها تماس بگيريد و سعي كنيد با همه كاركنان صحبت كنيد. به آنها بگوييد "من قصد دارم به شركتي كه شما در آن كار مي‌كنيد تقاضاي كار بدهم اما قبل از آن مايلم درباره كار كردن در آنجا بيشتر بدانم. ممنون مي‌شوم اگر بگوييد كار كردن در آنجا چگونه است." اكثر افراد از به اشتراك گذاشتن نظراتشان خوشحال مي‌شوند و اگر سرشان شلوغ بود مي‌توانيد در وقت ديگري با آنها تماس بگيريد. اگر شرايط به نظر خوب بود، هنگام دادن درخواست كار مي‌توانيد روي دوستي كه در آنجا پيدا كرده ايد براي كمك حساب كنيد. در واقع با يك تير دو نشان زده ايد. اگر شرايط آن طور كه دوست داريد پيش نرفت، Glassdoor يك منبع آنلاين است كه تجربيات افراد را درباره كمپاني هاي مختلف در اختيار شما قرار مي‌دهد.
 
6 - ياد بگيريد كه حتي تجربه كاري بي ربط خود را نيز مرتبط با شغل مطلوبتان نشان دهيد.
من اكثر مواقع تلاش مي‌كنم به گونه اي از تجربه هاي كاري قبلي ام صحبت كنم كه مرتبط با شغل مورد نظرم به نظر برسند. معناي اين كار دروغگويي نيست. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بخشي از سابقه تان را كه در گرفتن شغل جديد موثر هستند پررنگ تر نماييد و تمركز بيشتري روي اين بخش‌ها بگذاريد.
 
اگر شغل كنوني شما كاملا متفاوت از شغلي است كه به دنبالش هستيد ، به همه كارهاي غير معمولي كه در شغل كنوني انجام داده ايد بيانديشيد. اكثر مواقع نمونه هايي مرتبط با شغل جديد پيدا خواهيد كرد، چرا كه شما به دليل علاقه تان به اين نوع كارها از فرصت هاي پيش آمده در كارتان براي انجام آنها با اشتياق استفاده كرده ايد. اگر موردي پيدا نكرديد ايرادي ندارد، هيچ وقت دير نيست. از همين حالا مي‌توانيد سابقه مرتبط با شغل مورد علاقه تان را در محل كار كنوني ايجاد كنيد تا بعدها هنگام مصاحبه كار جديد از آنها استفاده كنيد. به عنوان مثال اگر زمينه كاري تان به دور از ابتكار و نوآوري است، اما شما دوست داريد يك طراح خلاق باشيد فرصت هاي مناسب بسياري داريد.
 
اگر كارتان به گونه اي است كه بايد نمودارها و فلوچارت هاي زيادي توليد كنيد، راه هاي خلاقانه اي براي جذاب تر كردن آنها بيابيد. اگر شركتي كه در آن كار مي‌كنيد قرار است يك سفر كوتاه كاري يا آموزشي ترتيب دهد، از آنها بخواهيد تا بروشور يا بنر آن را شما طراحي كنيد. زماني كه من در دفتر پشتيباني مشتريان كار مي‌كردم، هميشه پوستر هايي با مضمون جوك هاي مربوط به دفتر يا تصاويري بر اساس گفته هاي خنده دار مشتريان درست مي‌كردم. گاهي آنها را در مصاحبه هاي كاري ام براي ارائه مهارت هاي فتوشاپ خود نشان مي‌دهم.
 
شايد فكر كنيد اين كار احمقانه است ولي نتيجه آن است كه نه تنها قابليت هاي من را به نمايش مي‌گذارد، بلكه نشان مي‌دهد كه چقدر با تيم رابطه نزديكي داشته ام. اگر خودتان را وقف كارتان كنيد متوجه مي‌شويد كه همان سابقه به ظاهر بي ربط شما مي‌تواند به راحتي به بسياري از مشاغلي كه درخواست آن‌ها را داده ايد مرتبط شود. ممكن است شروعي كه انتظارش را داريد برايتان اتفاق نيفتد اما اگر در كار سختكوش باشيد، به زودي راهش را خواهيد يافت.
 
5 - شيك و خوش لباس در مصاحبه حضور يابيد.
 
لباس مناسب براي مصاحبه لزوما به معناي لباس رسمي اتوكشيده نيست. بسته به شركت مورد نظر، ممكن است آنها شما را با لباس روزمره تان بيشتر بپسندند و يا ترجيح دهند چيزي بپوشيد كه نشان دهد شما بدون پوشيدن لباسي خاص، آراسته و شيك به نظر برسيد. اگر نمي دانيد در مصاحبه چه لباسي بپوشيد، كافي است با آن شركت تماس بگيريد و با بخش منابع انساني صحبت كنيد. ايرادي ندارد اگر آن‌ها بفهمند كه شما قصد آمدن به مصاحبه را داريد و براي اين كار مي‌خواهيد بدانيد چه لباسي بپوشيد. در اكثر موارد از كمك به شما خشنود خواهند شد. اگر مجبور شديد به طور ناگهاني به مصاحبه برويد لباس معمول كارمندان تجاري گزينه مناسبي است. از آنجا كه بسياري نمي دانند لباس كارمند تجاري چيست، احتمالا با يك شلوار پارچه اي مناسب و يك پيراهن يا پلوور دكمه دار مي‌توانيد مطمئن باشيد لباس نامناسبي انتخاب نكرده ايد. هدفتان بايد اين باشد كه نشان دهيد مي‌توانيد با نوع پوشش تان مقبوليت و اعتبارتان را به نمايش بگذاريد. اگر لباستان براي اندامتان مناسب است، خوب اتو شده و در خانه و اوقات فراغت از كار آن را نمي پوشيد، احتمالا انتخاب درستي داشته ايد.
 
4 - زبان اندام را ياد بگيريد تا مصاحبه موفق تري داشته باشيد.
 
فراگيري زبان اندام در بسياري از موقعيت‌ها كاربرد دارد، اما شناخت نشانه‌هايي كه شما ابراز مي‌كنيد و نشانه‌هايي كه از ديگران دريافت مي‌كنيد؛ مي‌تواند در يك مصاحبه كاري فوق العاده موثر باشد. اين موضوع موجب مي‌شود در برخورد اول كه بسيار تاثيرگذار است بتوانيد جذاب‌تر و مقبول‌تر باشيد. مهم‌ترين كار پرهيز از زبان اندام منفي است. بايد از تيك‌هاي عصبي مثل لمس مداوم صورت يا تكان دادن پا پرهيز كنيد. همچنين نبايد هنگام نشستن قوز كنيد. در كل بايد هدفتان اين باشد كه بسيار راحت اما حرفه اي به نظر برسيد. اگر اين توانايي را داريد، موقعيت بهتري در انتظار شماست.
 
 
3 - پاسخ هاي مناسب به سوالات هميشگي در مصاحبه را از قبل آماده كنيد.
 
نقطه ضعف اصلي تان چيست؟ اين سوال مسخره اي است اما در اكثر مصاحبه هاي كاري آن را مي‌شنويد. بحث در مورد چگونگي پاسخ به اين سوال بسيار است اما به نظر من بهترين روش آن است كه يك مهارت كه واقعا در آن بد هستيد و در ظاهر به شغل جديد مرتبط است اما عملا اين گونه نيست را بيان كنيد. با اين حال در حالت كلي نقطه ضعفتان خيلي نمي‌تواند تاثيري داشته‌باشد. اگر شغل جديد را مي‌خواهيد بايد به اين سوال پاسخ دهيد. پس دو راه پيش رو داريد: روند سوالات را كشف كنيد و از پيش پاسخ‌هايتان براي سوالات محتمل بعدي را آماده كنيد. براي اين كار كافي است خودتان را به جاي شركت مورد نظر قرار دهيد. چرا مي‌خواهند نقطه ضعف اصلي تان را بدانند؟ احتمالا بيشتر به دنبال اين هستند كه ببينند چگونه به سوالي كه در مورد آسيب پذيري شما است پاسخ مي‌دهيد، تا اين كه واقعا بخواهند بدانند در كدام بخش نياز به پيشرفت داريد.
 
همچنين ممكن است بخواهند بدانند آيا شما توانايي سنجش واقع بينانه و دقيق توانايي هايتان را داريد يا نه. اگر روند و انگيزه پشت اين سوالات مشترك اكثر مصاحبه‌ها را كشف كنيد، مي‌توانيد راحت تر پاسخ هاي مناسب را آماده كنيد. نيازي نيست پاسخ‌ها را طوطي وار به خاطر بسپاريد اما تهيه ليستي از كليت پاسخ‌ها مي‌تواند بسيار مفيد باشد هر چند بايد توانايي و انعطاف لازم براي دادن پاسخ مناسب را داشته باشيد تا طبيعي به نظر برسيد.
 
2 - درباره پيش پرداخت اوليه سوال كنيد.
 
تبريك مي‌گويم، شما موفق شديد براي شغل مورد نظرتان انتخاب شويد! اما اگر قبل از قبول اين موقعيت كاري درباره پاداش اوليه سوال نكنيد ممكن است حقوق يك ماه اضافه را از دست بدهيد. اگر درخواست شما براي يك كار، مهم و رقابتي باشد احتمال اين كه كمپاني پس از انتخاب تان شما را واقعا بخواهد بالا است و ممكن است در نظر داشته باشند تا با مقداري پاداش اوليه شما را بيشتر مشتاق كنند.
 
تنها كاري كه بايد بكنيد پرسشي در اين باره است. شما تقاضاي پاداش نمي كنيد و فقط يك سوال مي‌پرسيد. اين پرسش منجر مي‌شود كه اگر آنها واقعا مي‌خواهند استخدامتان كنند براي دادن اين پاداش مصمم تر شوند. اگر نمي توانند اين پاداش را بدهند به سادگي پاسخ منفي خواهند داد و مشكلي به وجود نخواهد آمد. اين از آن سوال هاي كم خطري است كه مي‌تواند پاداش فوق العاده اي به همراه داشته باشد.
 
1 - هنگام ترك شغل قبلي پل‌هاي پشت سرتان را خراب نكنيد.
 
اگر از شغل كنوني تان متنفريد ممكن است وسوسه شويد تا پس از ترك آن همه از اين نفرت باخبر شوند. همان قدر كه اين كار منجر به تخليه رواني تان مي‌شود، ممكن است در نهايت به ضررتان تمام شود. بايد شركت كنوني تان را با شرايطي مناسب ترك كنيد. كسي چه مي‌داند؟! شايد روزي با همكارتان دوباره روبرو شويد يا مجبور شويد با شركت سابقتان براي گرفتن اطلاعات يا انجام كاري تماس بگيريد. خراب كردن پل هاي پشت سر مسلما به سود شما نخواهد بود.
 
اگر آن قدر از كارتان متنفريد كه مي‌ترسيد كار دست خودتان بدهيد بد نيست به نمونه نامه هاي استعفا مراجعه كنيد و نكته هايي درباره چگونگي يك استعفاي موقرانه را بخوانيد. قبل از آن كه استعفايتان را تسليم كنيد، آن را با يك يا دو دوست تمرين كنيد و واكنش آن‌ها را بسنجيد. اگر نظر ديگران را بپرسيد و از آنها كمك بخواهيد مي‌توانيد مطمئن باشيد اشتباهي كه منجر به حسرت شود، نخواهيد كرد.
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 20:6
منم زيبا
كه زيبا بنده ام را دوست ميدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد
ترا در بيكران دنياي تنهايان
رهايت من نخواهم كرد
رها كن غير من را آشتي كن با خداي خود
تو غير از من چه ميجويي؟
تو با هر كس به غير از من چه ميگويي؟
تو راه بندگي طي كن عزيزا من خدايي خوب ميدانم
تو دعوت كن مرا با خود به اشكي .يا خدايي ميهمانم كن
كه من چشمان اشك الوده ات را دوست ميدارم
طلب كن خالق خود را.بجو مارا تو خواهي يافت
كه عاشق ميشوي بر ما و عاشق ميشوم بر تو كه
وصل عاشق و معشوق هم،اهسته ميگويم، خدايي عالمي دارد
تويي زيباتر از خورشيد زيبايم.تويي والاترين مهمان دنيايم.
كه دنيا بي تو چيزي چون تورا كم داشت
وقتي تو را من افريدم بر خودم احسنت ميگفتم
مگر ايا كسي هم با خدايش قهر ميگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشكستي.ببينم من تورا از درگهم راندم؟
كه ميترساندت از من؟رها كن ان خداي دور
آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را
اين منم پروردگار مهربانت.خالقت.اينك صدايم كن مرا.با قطره اشكي
به پيش اور دو دست خالي خودرا. با زبان بسته ات كاري ندارم
ليك غوغاي دل بشكسته ات را من شنيدم
غريب اين زمين خاكي ام.آيا عزيزم حاجتي داري؟
بگو جز من كس ديگر نميفهمد.به نجوايي صدايم كن.بدان اغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاك با ايمان
قسم بر اسبهاي خسته در ميدان
تو را در بهترين اوقات اوردم
قسم بر عصر روشن ، تكيه كن بر من
قسم بر روز، هنگامي كه عالم را بگيرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهايت من نخواهم كرد
براي درك اغوشم,شروع كن,يك قدم با تو
تمام گامهاي مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو ميگويد
ترا در بيكران دنياي تنهايان.رهايت من نخواهم كرد
سهراب سپهري
دسته ها : مطالب جالب
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 19:55
تست خودشناسي منطقي يا احساسي
 
با يك آزمايش ساده مي توانيد تشخيص دهيد كه احساسي هستيد يا منطقي؟اين آزمايش ساده به اينگونه است كه مطابق تصوير (1) دستانتان را در حاليكه انگشتان از هم فاصله دارند بلافاصله و بدون هيچ فكري مانند تصاوير (2) و (3) در هم گره كنيد.
 


اگر انگشت شست چپ مانند تصوير (2) روي انگشت شست راست قرار گرفت شما فرد احساسي هستيد و اگر بر عكس انگشت شست راست شما مانند تصوير (3)روي انگشت شست دست چپ قرار گرفت شما فردي منطقي هستيد. اگر كمي دقت كنيد در خواهيد يافت كه شما تنها يك حالت انگشتان را مي توانيد براحتي داشته باشيد و اگر بخواهيد حالت عكس آنرا با انگشتان اجرا كنيد قدري مشكل خواهد بود و حالتي كه براحتي بر شما مقدور مي باشد گويا نوع شخصيت شماست.....
 


خب... حالا كه فهميدي جزو كدوم دسته اي ميتوني در ادامه خصوصيات هر دسته رو بخوني.
 


انسان ها به دو  دسته تقسيم مي شوند.
 


الف) افراد احساسي       ب) افراد منطقي
 


افراد احساسي افرادي هستند كه بر پايه احساسات و عواطف خود ، تصميمات مختلف زندگي شان را مي گيرند.اما افراد منطقي افرادي هستند كه براساس عقل و منطق و استدلال خود تصميم گيري مي كنند. افراد احساسي نيمكره راست مغزشان فعال تر است در صورتي كه افراد منطقي نيم كره چپ مغزشان فعال تر است.
 
 
افراد احساسي داراي خصوصياتي همچون خلاقيت، احساسي بودن، كلي نگر بودن، بلند پروازي و رؤيايي بودن و دل رحم بودن و ... مي باشند و نيز افراد منطقي خصوصياتي همچون: نظم، منطقي بودن، پرداختن به جزئيات، واقع گرا بودن، تحليل و استنتاج را دارا مي باشند. افراد منطقي يا احساسي هر كدام به نوبه خود عالي هستند و هيچ كدام بر ديگري برتري ندارد در واقع اين دو گروه مكمل يكديگر در روابط اجتماعي سالم هست
دسته ها : تست روانشناسي
دوشنبه جهاردهم 1 1391 19:19
چاي سبز,انرژي بدن, افزايش انرژي بدن,مواد انرژي زا
 
 
عوامل بسياري مي تواند موجب از دست رفتن انرژي بدن شما شود اما روش هاي متعددي نيز براي افزايش سطح انرژي بدن شما در زماني كه انرژي تان به اتمام رسيده و تمركز كردن برايتان دشوار شده است، وجود دارد.يك راه افزايش دهنده انرژي، حفظ آب بدن است اما نيازي نيست كه شما به سراغ كافئين برويد. در ادامه چند روش انرژي زاي طبيعي و ساده به شما ارائه مي شود. اين چند روش انرژي افزاي طبيعي، موتور بدن شما را در كل روز روشن نگاه مي دارند:
 
۱) يك سيب ميل كنيد.
سيب داراي قند طبيعي است كه مي تواند به بدن انرژي بدهد. يك سيب همان اثر يك فنجان قهوه را دارد اما فاقد اثرات جانبي افت انرژي است. هر نوع سيبي (در انواع و اقسامي كه در طبيعت وجود دارد)، انرژي زاست. بنابراين شما مي توانيد سيبي را كه بيشتر از همه دوست داريد انتخاب كنيد.
 
۲) ۵ يا ۶ بار شناي روي زمين انجام دهيد.
ممكن است مصرف انرژي در هنگام خستگي غيرمنطقي به نظر برسد، اما در كمال تعجب انجام چند شناي روي زمين در زمان احساس خستگي برايتان مفيد است و انرژي تان را افزايش مي دهد. شناي روي زمين، خون را در سراسر بدنتان به جريان مي اندازد.با اين كار بدن شما اكسيژن را به مغز و بافت ها مي رساند و باعث مي شود با نشاط و پرانرژي شويد.
 
۳) يك خواب كوتاه ۱۵ تا ۳۰ دقيقه اي براي تجديد قواي سيستم هاي بدن كافي است و به شما در رفع خستگي تان كمك مي كند.
 
۴) يك فنجان چاي سبز بنوشيد.
يكي از دلايلي كه مردم احساس مي كنند كم انرژي شده اند، اين است كه بدن آنها واقعا بي آب شده است. آبرساني به بدن يك روش انرژي زاي طبيعي است. بهتر است براي تأمين مجدد مايعات بدنتان يك فنجان چاي سبز يا چاي سفيد كه از جوانه هاي چاي تهيه مي شود، ميل كنيد. چاي سبز حاوي مقدار اندكي كافئين است و كافئين چاي سفيد حتي از مقدار كافئين چاي سبز نيز كمتر است، اما مايعي است كه مي تواند باعث تجديد قوايتان شود. حتي نوشيدن آب ساده نيز مي تواند در تأمين انرژي شما مفيد باشد.
 
۵) بيرون از منزل قدم بزنيد.
نور خورشيد به شما انرژي مي بخشد زيرا شما زير نور خورشيد ويتامينD كسب مي كنيد و ويتامين D مي تواند روحيه و عملكرد ذهني تان را افزايش دهد. با اين حال صورتتان را در معرض نور خورشيد قرار ندهيد و خود را برنزه نكنيد و هميشه خود را از تماس با اشعه مضر UV خورشيد دور نگاه داريد. تنها ۱۰ تا ۱۵ دقيقه هوا خوري و استفاده از نور خورشيد در بيرون از منزل باعث مي شود كه شما شاداب و پرانرژي به سر كار خود بازگرديد.
 
۶) به يكي از دوستانتان زنگ بزنيد.
روابط اجتماعي يكي ديگر از عوامل انرژي زاي طبيعي است. مطالعات نشان داده است مردم مي توانند ضمن معاشرت با دوستان خود، با كمك به ديگران و خود را صرف ديگران كردن، سرشار از انرژي شوند. اگر شما احساس بي حوصلگي مي كنيد يا كم انرژي شده ايد، چند دقيقه با فردي كه صدايش به شما انرژي مي بخشد، تلفني صحبت كنيد. يا يك راه بهتر اينكه برنامه هايي را براي انجام يك كار مثبت براي افراد ديگر ترتيب دهيد؛ مثلا كمك داوطلبانه به مراكز عام المنفعه يا كمك به يكي از همسايگان سالخورده.
 
۷) مواد غذايي پرانرژي ميل كنيد.
منظور نوشيدني هاي انرژي زا نيست زيرا نوشابه هاي انرژي زا در عين تامين انرژي سريع مي توانند به محض به اتمام رسيدن اثرشان شما را از پا بيندازند. به جاي نوشابه هاي انرژي زا از مواد غذايي پرانرژي حاوي ويتامين و مواد معدني ضروري بدن استفاده كنيد. ويتامين B۱،B۲ و B۶ مي توانند به بدن شما در تبديل كربوهيدرات ها به انرژي كمك كنند.
مواد غذايي غني از ويتامين هاي گروه B كه مانند يك نوشابه انرژي زا عمل خواهند كرد شامل ماست، غلات كامل و تخمه آفتاب گردان است. مواد معدني موجود در آجيل، غلات كامل و فراورده هاي لبني با كمك به سوخت و ساز بدن نيز انرژي را افزايش مي دهند.
 
۸) از پله بالا برويد.
مانند شناي روي زمين، بالا رفتن سريع از پله هاي ساختمان دفتركارتان يك ورزش هوازي به شمار رفته و شما را پرانرژي خواهد كرد. ورزش نه تنها عملكرد بدنتان را بهتر مي كند بلكه ميزان اكسيژن خونتان را نيز افزايش مي دهد و موجب مي شود قلبتان تندتر بزند و در نتيجه جريان خون به ماهيچه و بازگشت به ريه ها تقويت شود. ورزش همچنين موجب ترشح آندرفين ( يك ماده شبه هورموني) مي شود و يك احساس خوب جسمي را در شما ايجاد مي كند.
 
۹) چند مسئوليتي (چند شغله بودن) را كنار بگذاريد.
مردم با قبول چند مسئوليت همزمان، واقعا به خود صدمه مي زنند. شما با برعهده گرفتن چند مسئوليت فشار بسياري را بر خود وارد مي كنيد و نمي توانيد به خوبي زماني كه تنها يك وظيفه برعهده داشتيد و توجه كامل تان را بر هر مسئوليت معطوف مي كرديد، متمركز شويد. اگر شما فعاليت هاي روزانه خود را يك به يك انجام دهيد، مي توانيد انرژي بيشتري را صرف هر كدام كنيد. اين كار مي تواند احساس پرانرژي بودن را به شما القا كند.
اكثر روش هاي انرژي افزاي طبيعي ساده هستند و حداكثر ۱۰ تا ۱۵ دقيقه وقت مي گيرند، اما فوايد آنها مي تواند ساعت ها به طول بينجامد.
دوشنبه جهاردهم 1 1391 16:44

 


 
تفكرات منفي افكار منفي خصلتهاي مثبتمنفي
 
اگر عادت داريد دائم بر روي كمبودها و نقاط ضعف خود تاكيد كنيد، اين عادت را كنار بگذاريد و به جنبه هاي مثبت خود (كه بسيار زياد هم هست) فكر كنيد.
هنگامي كه بيش از حد از خود انتقاد مي كنيد، درباره يك نكته يا حركت يا رفتار مثبتي هم كه داشته ايد فكر و براي خود بازگو كنيد. هر روز چند كار يا رفتاري كه انجام داده ايد و موجب رضايت و شادي تان شده است را بر روي كاغذ بنويسيد.
هدف تان انجام كار باشد نه انجام كامل و بي نقص آن؛ همچنين گاهي بعضي از افراد به حد كمال رسيدن را مانعي براي زندگي خود مي كنند و در نتيجه تا به آن حد مطلوب نرسند كاري انجام نمي دهند و در واقع زندگي خود را متوقف مي كنند در صورتي كه بايد نقاط مثبت را ديد و كار را انجام داد و از آن لذت برد.
اشتباهات را فرصتي براي يادگيري در نظر بگيريد؛ هميشه به خود بگوييد كه هركسي ممكن است اشتباه كند و از اشتباه كردن نهراسيد، اشتباه بخشي از يادگيري است.
كارها و تجربيات جديد را امتحان كنيد؛ انجام كارها و فعاليتهاي متفاوت در شناخت استعدادها و توانايي هاي تان كمك بزرگي به شما مي كند همچنين در نتيجه كسب مهارت هاي جديد احساس غرور و رضايت به شما دست مي دهد.
آنچه را كه مي توانيد، تغيير دهيد و آنچه را كه نمي توانيد، مشخص كنيد؛ درباره عادات و خصلت هاي خود فكر كنيد. اگر دريافتيد كه برخي از آنها شما را ناراحت مي كند، براي تغيير آن اقدام كنيد، اما اگر چيزي است كه نمي توان آن را تغيير داد (مانند قد) سعي كنيد از آنچه كه هستيد لذت ببريد و سازگاري كنيد.
اهدافتان را مشخص كنيد؛ فكر كنيد چه كاري دوست داريد انجام دهيد و سپس براي انجام آن برنامه ريزي كنيد و طبق برنامه جلو برويد.
از نظرات و عقايد خود احساس رضايت كنيد؛ از بيان افكار خود ابايي نداشته باشيد.
به ديگران كمك كنيد؛ با اين كار احساس مي كنيد مفيد هستيد كه خود در اعتماد به نفس نقش مهمي دارد.
ورزش كنيد؛ با ورزش از استرس رهايي مي يابيد و سالم تر و شادتر خواهيد بود.
تفريح كنيد؛ از وقت خود لذت ببريد، با دوستانتان معاشرت كنيد و زندگي خود را با افكار منفي متوقف نكنيد.
 
افرادي كه اعتماد به نفس بالايي دارند به راحتي با ديگران دوست مي شوند، شادترند و روابط بهتري با همكاران، همسالان و ... دارند و با آرامش و راحتي با اشتباهاتشان كنار مي آيند. هيچ وقت براي به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دير نيست. اعتماد به نفس از جمله مهارت هاي زندگي است.
دوشنبه جهاردهم 1 1391 16:14

سخنان بزرگان درباره‌ي پشيماني و تأسف

به جاست از سر حسرت آه بكشيم كه برخي با استعدادشان مي توانند ژرفترين ادراك ها را از احساس هاي خويش بيرون آورند، حال آنكه افرادي مانند ما با ترديد رنج آور و تلاش هاي مداوم مي تواند به آن راه پيدا كند.((زيگموند فرويد))  

فرزانه ترين انسانها براي آسايش خاطر من چنين گفته اند: دريغا كاش امروز نيز چنين مي بود! زيرا شر بهترين نيروي انسان است.((نيچه))  

براستي؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود، يا وفاداري و يا عدالت؛ اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن و آسودگي نكبت بار است.((نيچه))  

عشق همچون تعطيلات است: با لذت تدارك ديده مي‌شود، با رنج تجربه مي‌شود و از سر افسوس از آن ياد مي‌شود.((شي ويليامز))  

مي‌بايست به روشي زندگي كنيد و به گونه‌اي با مسائل و دشواري‌هايتان روبرو شويد كه در پايان زندگي، با افسوس نگوييد، اي كاش چنين و چنان كرده بودم.((آنتوني رابينز))  

افسوس كه نمي توان كساني را كه از پيش در خود احساسي نيافته اند، به درجه اي بالاتر از راستي و درستي رسانيد.((كريستين بوبن))  

هر شك و ترديدي تأخيرهاي خاص خود را به همراه دارد و ايام، با افسوس بر روزهاي از دست رفته مي گذرد.((گوته))  

لذتي كه هنر بر ما ارزاني مي دارد، نيازمنديم و چون به گونه اي هنر ما نيست، نه وجهي مي پردازيم و نه تاسف مي خوريم.((فرناندو پسوا))  

من هيچ جمله ي اسف باري را نمي شناسم كه بتواند انسانيت بشر را تمام و كمال افشا كند.((فرناندو پسوا))  

آه! جوان ها! افسوس كه شما قيمت و بهاي وقت را نمي دانيد!((گوته))  

افسوس گذشته را خوردن و به اميد آينده به سر بردن نادرست است؛ بايد از اين لحظه بيشترين بهره را برد.((جين وبستر))  

افسوس، كه همه ي ما مانند شركت كنندگان در مسابقه ي اتومبيل راني هستيم. هيجان اول شدن، باعث مي شود كه آسيب هاي وارده بر خود و ديگران را نبينيم.((مك ملين))  

زيان را به ثروتي كه از راه نادرست به دست آمده است، برتري دهيد؛ زيرا اولي، شما را زمان كوتاهي مي آزارد و دومي، شما را تا ابد پشيمان مي كند.((چيلو))  

اگر بخواهيد، مي توانيد هر گونه احساس بيزاري، افسوس و خشم را از خود دور كنيد.((ريچارد تمپلر))  

بر گامهاي برداشته شده و بر مرگهاي رخ داده، نبايد افسوس خورد.((هرمان هسه))  

بله گفتن از روي ترس، چيزي جز پشيماني در بر ندارد.((گاي فينلي))  

كار بد بهتر آنكه انجام نپذيرد، چه پشيماني آورد. كار نيك بهتر آنكه انجام گردد، چه كس از انجام آن پشيماني نخورد.((بودا))  

آنچه كس از كردنش پشيمان گردد، نيك نيست و پادافراه [ =سزاي ] وي شيون و چهره‌ي اشكبار باشد. آن كرده‌ي نيك است كه كس از آن پشيماني نخورد و پادافراه آن شادمانه و شادمان نبيند.((بودا))  

حقيقت پشيماني، ابري تيره است كه بر انديشه سايه مي‌افكند.((جبران خليل جبران))  

دردناك ترين امور زندگي دو چيز است: يكي درد ناشي از انضباط و ديگري درد ناشي از تاسف؛ درد تاسف به مراتب سنگين تر است.((؟))  

مي گويند زمان مي گذرد. افسوس كه چنين نيست؛ اين ما هستيم كه مي گذريم و زمان، باقي مي ماند.((هانري دابسن))  

يك لحظه اشتباه، يك عمر پشيماني به بار مي آورد.((مثل چيني))  

تاسف، ابر سياهي است كه آسمان ذهن آدمي را تيره مي سازد، در حالي كه تاثير جرايم را از بين نمي برد.((جبران خليل جبران))  

پشيماني، اولين گام براي پوزش است.((ارد بزرگ))  

بيكاري نه تنها موجب پريشاني فكر و ناراحتي خيال است، بلكه كدورت و پشيماني هميشگي و باطني پديد مي آورد.((فريدريش شيلر))  

كسي كه خرد ندارد، همواره از كرده هاي خويش پشيمان و در رنج است.((فردوسي))  

تاسف خوردن، جبران قرض را نمي كند.((مثل آمريكايي))  

چرا كسي از كاري پشيمان گردد كه يكبار ديگر هم از آن پشيمان شده است؟((؟))  

اگر با خونسردي گناهان كوچك را مرتكب شويم، روزي مي رسد كه بدترين گناهان را هم بدون خجالت و پشيماني انجام مي دهيم.((؟))  

نيمه اول زندگي صرف انتظار كشيدن براي نيمه دوم مي شود و نيمه دوم با حسرت خوردن بر نيمه اول مي گذرد.((؟))  

تبعيد، تنهـا يـك مفهوم جغرافيـايي نيست، بلكـه بيشتر يـك مفهوم دروني، عاطفي و فرهنگي است. تبعيد، حسرت خواستن هـايـي است كه در حيرت نتوانستن ها پرپر مي شوند و مي سوزند ... و تبعيدي، كسي است كه تنها از پشت شيشـه هاي اشك، ميهن و مجبوب خويـش را به ياد مي آورد.((علي ميرفطروس))  

افسوس كه جويندگان خرد اندكند. بايد كه به سخن دانندگان راه جست و بايد جهان را كاوش نمود و از هر كسي دانشي آموخت و يك دم را هم براي آموختن نبايد از دست داد.((فردوسي))  

افسوس كه پيش بيني هاي بشر در كار آينده، ناگزير از رخ دادن نيست و حتي درباره ي يكي از آنها هم نمي توان به گونه اي روشن و ثابت، حكم نمود. بسا كه يك عمر آرزو در يك لحظه، نابود گرديده است!((مَثَل چيني))  

بر سر دوراهي هاي زندگي گاهي اتفاق مي افتد كه عاطفه و وظيفه با هم تماس پيدا مي كنند؛ كساني كه از عاطفه پيروي كنند، هميشه از خود شادمانند، اما مردمي كه در اين گونه از مراحل، تبعيت عقل و وجدان را ترجيح داده و انجام وظيفه نمايند، غالبأ از كرده ي خود پشيمان هستند.((فرانسوا ولتر))  

زن و فرزندان خود را از كسب دانش و پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردي.((پندنامه آذرآباد))  

از كارهايي كه كرده ام پشيمان نيستم، تنها از كارهايي كه انجام نداده ام پشيمانم.((اينگريد برگمن))  

ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است.((سقراط))  

بيست سال بعد، بابت كارهايي كه نكرده اي بيشتر افسوس مي خوري تا بابت كارهايي كه كرده اي. بنابراين، روحيه تسليم پذيري را كنار بگذار، از حاشيه امنيت بيرون بيا، جستجو كن، بگرد، آرزو كن و كشف كن.((مارك تواين))  

كساني كه راهنمايي هاي خيرخواهانه را به رايگان نمي پذيرند، در نهايت ناگزير خواهند شد ندامت را به بهايي گزاف بخرند.((لرد آويبوري))  

پشيماني براي كارهايي كه انجام داده ايم، با مرور زمان كم مي شود؛ اما براي كارهايي كه انجام نداده ايم هميشگي است.((سيدني هاريس))  

هر عيش و لذتي را كه در دنيا مي بينيد، داراي رنج و زحمت است و اگر همان زمان براي ما زحمت ايجاد نكند، در آينده اسباب دردسر مي شود. فقط دو لذت وجود دارد كه هرگز نتيجه ناگوار و پشيماني دربر ندارند: نيكي كردن به مردم و انجام وظيفه.((ژان ژاك روسو))  

به هر عشق ناكام! به آتش پر شرار و بي دريغ دوزخ! اي كاش چيزي بدتر مي شناختم كه بتوانم بدان سوگند ياد كنم!((گوته))  

چه سبك سرانه است براي انسان كه بر فرصتهاي گذشته افسوس بخورد و دل بسوزاند.((آرتور شوپنهاور))  

ما چنان زندگي مي كنيم كه گويي همواره در انتظار چيزي بهتر هستيم، حال آنكه اغلب آرزو مي كنيم كه اي كاش گذشته باز گردد و بر آن حسرت مي خوريم.((آرتور شوپنهاور))  

جواني اشتباه است، كهولت، مبارزه و پيري پشيماني.((ديزرائيلي))  

قلب شما در سكوت و آرامش به اسرار روزها و شبها شناخت مي يابد، اما گوشهايتان در حسرت و آرزويند كه آواي چنين شناختي را كه بر قلبهايتان فرود مي آيد، بشنوند.((جبران خليل جبران))  

زندگي را نبايد تنها با پول سنجيد. من از اين كه بكارم و ديگران درو كنند ناراحت نيستم. زماني بايد تاسف خورد كه بكاريم و كسي درو نكند.((چارلز گوديِر))  

به حال كساني كه نمي توانند از كارشان به هيجان بيايند، تاسف مي خورم. اينها نه تنها هرگز راضي نمي شوند، بلكه هرگز به چيز ارزشمندي دست پيدا نمي كنند.((والتر كرايسلر))  

كسي كه بيشترين تلاش خود را مي كند، هرگز پشيمان نمي شود.((جرج هالاس))  

خيلي كم اتفاق مي افتد كه نسبت به آنچه داريم احساس رضايت و خشنودي كنيم و در عوض، هميشه براي آنچه كه نداريم تاسف مي خوريم و غصه دار هستيم.((آرتور شوپنهاور)) 

انديشه كردن كه چه گويم به از پشيماني خوردن كه چرا گفتم.((سعدي))  

سه نوع دوستي است كه در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستي ديگر هست كه زيان آور و باعث پشيماني است : دوستي با كساني كه در دوستي خود پايدار و با وفا هستند و با كساني كه درستكار و راستگويند و با آنان كه تجربه بسيار دارند، سودمند است، ولي دوستي و رفاقت با چاپلوسان، رياكاران و ياوه گويان موجب بدبختي و رسوايي است.((كنفوسيوس))  

اي پسر، مراقب باش كه به خاموشي عادت كني. من از سكوت هيچ گونه شرمسار نشدم، ليكن بسيار وقت سخن گفتم و پشيماني بردم.((لقمان))  

زندگي دو نيمه است : نيمه اول در انتظار نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.((اسپنسر جانسون))  

كسي كه پند ارزان را رد كند، طولي نمي كشد كه پشيماني را با بهاي زيادي خريداري خواهد كرد.((مثل فرانسوي))  

همه مي خواهند بشريت را عوض كنند، ولي افسوس هيچ كس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند.((لئو نيكولايويچ تولستوي))  

خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد.((فيثاغورث))  

يك بار پشيمان نشدم از اينكه چرا نگفتم، ولي بارها پشيمان شدم از آنچه گفتم.((؟))  

عشق يعني هرگز پشيمان نشدن.((اريش سكال))  

چه بسا آن كه به ظاهر آراسته و مايه حسرت شماست، درمانده و محتاج دلداري و ياري شما باشد.((حجازي)) 

آزادي هيچ وقت انتظار ما را نمي كشد، ما بايد در بدست آوردنش، از دل و جان دريغ نكنيم. چون در هيچ جايي از زواياي تاريخ سراغ نداريم كه آزادي و دموكراسي، سهل و آسان به دست آمده باشد.((رالف والدو امرسون))



 
دسته ها : مطالب جالب
يکشنبه سیزدهم 1 1391 21:16
 
 
 
 
 
 
 
   
   
 
● مقدمه
از ديدگاه يونگ (۱۹۱۳) پديده‌هاي برونگرايي (Extraversion) و درونگرايي (Introvwersion) دو جنبه مهم از شخصيت انساني را تشكيل مي‌دهند.
▪ برونگرايي:هنگامي كه توجه به اشيا و امور خارج چنان شديد باشد كه افعال ارادي و ساير اعمال اساسي آدمي نتيجه ارزيابي ذهني نباشد، بلكه معلول مناسبات امور و عوامل خارجي باشد، برونگرايي خوانده مي‌شود. (سياسي، علي‌اكبر، ۱۳۷۱، ص ۸۲).
افراد درون گرا از لحاظ رواني داراي سرعت فعاليت مغزي بالاتر از حد طبيعي هستند و اين امر سبب مي‌‌شود كه افراد درون‌گرا به قواي محركه (Stimulation) كمتر از حد طبيعي نياز پيدا نمايند. افراد درون‌گرا داراي ديدگاه دروني و ذهني هستند و آمادگي بيشتري را براي خود داري و تسلط بر نفس خويش از خود نشان مي‌دهند.
اين افراد اوقات خود را به مطالعه و بيشتر در تنهايي سپري نموده و كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستند. (بنزيگو، ۱۹۹۹).
از سوي ديگر افراد برون‌گرا داراي سرعت فعاليت مغزي پايين‌تر از حد طبيعي هستند و از اين رو اين افراد براي اداره امور زندگي خويش به قواي محركه بالاتر از حد طبيعي نياز دارند.
افراد برون‌گرا بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي بوده و داراي فعاليت عملي عاليتري هستند (سياسي ـ علي‌اكبرـ همان منبع). ولي ميزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون گرا كمتر است. اين افراد مايلند كه بر محيط افراد خود تأثير گذارده و به رقابت با ديگران پرداخته و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي‌شوند. (بنزيگر ـ ۱۹۹۹).
بنابراين اگر درونگرايي و برونگرايي در حد كمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصيت نابهنجار قرار مي‌دهند كه اولي به صورت اختلال اسكيزفرني و دومي به صورت اختلال هيستري تظاهر خواهد نمود. تعداداين افراد البته بسيار كم است و اكثريت مردم ميان اين دو قطب نهايي جاي دارند. عده‌اي نزديكتر به قطب نهايي درونگرايي و گروهي نزديكتر به قطب نهايي برون‌گرايي هستند. و عده كثيري هم هر دو جنبه برونگرايي و درونگرايي را به صورت متعادل دارا مي‌باشند كه اصطلاح آمبي‌وِرت (ambivert) به آنها اطلاق مي‌‌شود. (سياسي علي‌اكبر به نقل از يونگ (۱۹۱۳)).
از سوي ديگر اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارب دردآور تكرار شوند. از ديدگاه فرويد، اضطراب هسته مركزي روان نژندي است و علامت اخطاري است به «خود».

● اهميت پژوهش
زماني كه افراد به مدت نسبتاً طولاني در معرض اضطراب مزمن (Chronic anxiety) قرار مي‌گيرند، سيستم‌هاي عصبي رتيكلوآندوتليال (Reticlo endothelial system-R.A.S) آنها به گونه‌اي خود را تنظيم مي‌نمايند كه فرد به طور طبيعي در حالت بيداري، هوشياري بيشتري را نسبت به وقايع اطراف خويش نشان مي‌دهد. اين امر طبيعتاً سبب مي‌شود كه نياز به محرك خارجي در آنها كمتر شده و تا زماني كه منبع اضطراب كشف و رفع نگردد به سوي درونگرايي متمايل مي‌شوند. (بنزيگرـ ۱۹۹۹).
با توجه به موارد فوق مشاهده مي‌شود كه وجود اضطراب در افراد جامعه تأثير بسزايي در ميزان درونگرايي و برون‌گرايي آنها دارد. به گونه‌اي كه ممكن است يك فرد برون‌گرا در اثر شدت فشارهاي وارده ناشي از اضطراب به تدريج به فردي درون‌گرا تبديل شود و در صورتيكه اين فشار همچنان ادامه داشته باشد ممكن است در افرادي كه با مشاغل اجتماعي سر و كار دارند و بايد در تعامل دايم با جامعه باشند سبب كاهش شديد كارآيي آنها بشود. اين موضوع در جامعه معلمان بسيار حائز اهميت است.
براساس ديدگاه آيزنگ نظريه يونگ مبني بر اينكه «درونگرايي به عنوان يك حالت روانشناختي طبيعي در شرايط خاص محيطي است» كاملاً صحيح مي‌باشد و اين امر مبتني بر خواص فيزيولوژيكي بدن است و به عنوان يك واكنش طبيعي در برابر اضطراب تلقي مي‌شود.
از سوي ديگر افراد درونگرا در مواردي كه جامعه‌شان افراد برون‌گرا مورد تقدير و ستايش قرار مي‌گيرند، دچار خجالت زدگي شده و احساس كم ارزشي مي‌كنند (آرون ـ ۱۹۹۶).
همچنين بسياري از افرادي كه در معرض اضطرابهاي مداوم قرار مي‌گيرند ممكن است نسبت به زندگي داراي ديدگاه منفي شوند. ولي بايد اعلام نمود كه اضطراب در زندگي افراد به علت انتخابي است كه آنها براي ادامه زندگي خويش انجام داده‌اند و اين انتخاب بنا به هر دليلي ممكن است آنها را با مشكلات مواجه كرده باشد. اما نكته مهم اين است كه تمايل افراد به درون‌گرايي در زمان رويارويي با اضطراب‌هاي ممتد اين توانايي را به آنها مي‌دهد كه با تمركز بيشتري به مشكل خود توجه نموده و نهايتاً درحل آن مشكل كوشش نموده و موفق شوند.
در اين موارد افراد درون‌گرا با دقت هر چه تمام‌تر كه به جمع‌آوري اطلاعات در خصوص علل بروز مشكلات و چگونگي رفع آنها مي‌پرازند.(Aron, Elaine w. )و آنقدر كوشش مي‌كنند تا نهايتاً با حل مشكلات مورد نظر به طور طبيعي به ديدگاه مثبت نسبت به زندگي دست مي‌يابند.
دراينجا بايد به نظريه آيزنك اشاره نماييم كه بروز درون‌گرايي و برون‌گرايي در افراد هميشه حالت نسبي داشته و در ارتباط با وقايع خارجي زندگي آنها مي‌باشد به صورتي كه در شرايط مناسب افراد داراي يك حد تعادل در رفتارهاي درون‌گرا و برون‌گراي خويش بوده و براساس شرايط زندگي خويش ممكن است بيشتر به سوي درون‌گرايي و يا برون‌گرايي متمايل شوند.
به طور مثال فردي كه درحالت عادي برون‌گرا است ممكن است پس از تماس طولاني مدت با اضطراب مزمن تبديل به يك فرد درون‌گرا بشود و پس از رفع اضطراب مي‌تواند دوباره به شخصيت برون‌گراي خويش برگشت نمايد. (آيزنك Eysenek- ۱۹۸۱).
بنابراين با توجه به روابط پويا و ديناميك ما بين دو بعد رفتاري درونگرايي و برون‌گرايي و ارتباط آن با اضطراب، اهميت اين امر مشاهده مي‌‌شود.
Eysenck, Hans J. A Model of Personality, Springer-Verlag, Berlin, ۱۹۸۱.
از پرسشنامة مربوط به ۱۶ فاكتور شخصيتي (۱۶PF) كه توسط كاتل (Cattel) و اِبِر (Eber) و تاتسوكا (Tatsuoka) در ۱۹۸۶ طراحي شده است براي ارزيابي جنبه‌هاي شخصيتي افراداستفاده مي‌‌شود. در اين پرسشنامه اختصاصاً سوالات مربوط به چهارگونه شخصيتي شامل برون‌گرايي، درون‌گرايي، اضطراب
شديد و اضطراب خفيف استخراج و ارائه مي‌شوند.

● تعريف واژه‌ها
▪ اضطراب: anxiety
ـ تعريف نظري: اضطراب يك ترس دروني شده است از اينكه مبادا تجارت دردآور گذشته تكرار شوند. از ديدگاه فرويد فرويد كششهاي غريزي نامطلوب موجب اضطراب مي‌شوند. اضطراب با احساس ترس مترادف است با اين تفاوت كه ترس منشاء خارجي دارد ولي اضطراب منشاء دروني دارد. (شفيع‌آبادي ـ ۱۳۷۸ ص ۵۲).
▪ درون گرايي: Introversion
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه دروني ذهني همراه بوده و فرد درون گرا آمادگي بيشتري براي خود داري و تسلط بر نفس از خود نشان مي‌دهد. اين افراد كمتر تمايل به حضور در جمع دارند و و بيشتر دقت خود را به مطالعه و فعاليتهاي ذهني انفرادي مي‌گذرانند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
▪ برون گرايي: (Extraversion)
ـ تعريف نظري: رفتاري است كه با ديدگاه عيني و خارجي مشخص شده و با فعاليت عملي بالاتري همراه است، افراد برون‌گرا (آمادگي كمتري براي تسلط بر نفس خويش برخوردارند. (آيزنگ ـ ۱۹۴۷).
از پرسشنامه (MBTI) (Myers-Briggs) براي ارزيابي ميزان برون‌گرايي ـ درون‌گرايي و از پرسشنامه اضطراب (State-Trait) براي ارزيابي ميزان اضطراب استفاده خواهد شد.
در پرسشنامه ۱۶PF كه توضيح داده شد هر چهار موضوع درون‌گرايي ـ برون‌گرايي، اضطراب خفيف و شديد با هم قابل محاسبه هستند
شنبه دوازدهم 1 1391 20:6

اهميت نه گفتن

  • چرا بايد نه بگوئيم؟
  • آيا نه يك مهارت است؟
  • چگونه مي‌توان آنرا ياد گرفت؟


اينها سوالاتي هستند كه شايد براي برخي افراد مطرح شده باشند. از آنجايي كه زندگي اجتماعي مستلزم رعايت مواردي است كه هم حقوق ديگران و هم حقوق فرد در آن بايد مورد توجه قرار گيرد مهارت نه گفتن يكي از لازمه‌هاي موفقيت فرد در زندگي شخصي اجتماعي‌اش است. هر فردي ، براي خود عقايد ، ايده‌ها و اهدافي دارد، شيوه زندگي را براي خود برگزيده است و لازم است در مواردي كه احساس كند اين اهداف و ايده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشكل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهاي خاصي استفاده كند تا بتواند خود را در مسير مناسبي كه براي خود برگزديده است، نگه دارد. انسان اراده و اختيار و آگاهي دارد. بر اساس اراده خود مي‌تواند تصميمهايي براي زندگي داشته باشد. اين تصميمها از موارد بسيار جزئي يا موارد بزرگ و پراهميت را شامل مي‌شود، آنچه كه به عنوان مانعي او را عملي ساختن تصميمات خود باز دارد بايد به نحوي از گذر مسير او برداشته شود. براي چنين اقدامي قاطعيت ، قدرت و به عبارتي مهارتهايي چون نه گفتن و ... مورد نياز است.



تصوير

 

از چه سني نه گفتن را ياد بگيريم؟

كودكان در سنين خاصي ويژگيهايي دارند كه اندكي متفاوت از ويژگيهاي آنها در سالهاي ديگر زندگي است. در حدود سنين 4 - 5 سالگي تمايل دارند، استقلال بيشتري داشته باشند. در مقابل خواسته‌هاي ديگران مخالفت مي‌كنند و به عبارتي از قول والدين لجبازي مي‌كنند. اين دوره سني به سن ، نه گفتن معروف است. بطوري كه رفتار معكوس به نحوي در اكثر عملكردهاي كودك ديده مي‌شود و او به نحوي مي‌خواهد بر خلاف خواسته والدين خود عمل بكند. اين ويژگيها بطور طبيعي در اين سنين آغاز مي‌شوند و مي‌توان گفت تمرينات اوليه‌اي براي پيدا كردن مهارتهاي مرتبط در سنين بزرگسالي هستند.

مشابه اين حالت را ما يكبار ديگر در دوره نوجواني مشاهده مي‌كنيم. در اين دوره سني نيز فرد بويژه نسبت به خواسته‌هاي والدين فرد حالت عناد و منفي كاري به خود مي‌گيرد و تلاش مي‌كند بيشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل كند. اين كار روشي براي نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اينكه اين دوره‌ها به عنوان دوره‌هاي اختصاصي نه گفتن معروفند، اما يادگيري نه گفتن در هر سني امكان پذير است، با توجه به اينكه جهت دهي ويژگيهاي فرد اهميت قابل توجهي پيدا مي‌كند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهيم انواع مواردي كه ما در آنها ناچار به استفاده از اين مهارت هستيم را دسته بندي كنيم، به دو طبقه كلي مي‌رسيم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به ديگران.

نه گفتن به خود

هر فرد براي خود اهدافي در نظر مي‌گيرد و بر اين اساس تصميماتي اتخاذ مي‌كند. بر اين اساس و براي عملي ساختن تصميمات خود لازم است با هر آنچه كه در ارتباط با خود و مانع عملي شدن تصميمات او مي‌شود، مبارزه كند. در چنين حالتي فرد بايد به خواسته‌هاي خود نه بگويد تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور كنيد فردي را كه تصميم گرفته است با اجراي يك رژيم غذايي مناسب تعدادي از وزن خود را كاهش دهد. كاهش دادن وزن هدف اساس اوست كه براي رسيدن به آن بايد دست از برخي رفتارهاي خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شيرينجات خودداري كنيد.

زماني كه فرد در مقابل و وسوسه خوردن يك تكه شيريني خوشمزه مقاومت مي‌كند، در واقع به خواسته‌هاي خود جواب نه مي‌دهد. خواسته‌هايي كه با خواسته‌هاي اساسي‌تر او منافات دارد. به عنوان يك مثال ديگر دانش آموزي را در نظر بگيريد كه قصد دارد نمرات بالايي در امتحان پايان سال بدست آورد. برنامه ريزي مي‌كند و تصميماتي مي‌گيرد. طبعا در چنين برنامه ريزي ما زمان كمتري صرف تفريحات و غيره خواهد شد. زماني كه در مقابل وسوسه تماشاي يك برنامه تلويزيوني مقاومت مي‌كند، در واقع از مهارت خود براي نه گفتن به خود استفاده مي‌كند.

نه گفتن به ديگران

زماني كه خواسته‌هاي فرد و تمايلات فرد با خواسته‌هاي ديگران منافات پيدا مي‌كند. در اين حالت فردي كه تمايلات و خواسته‌هاي خود را ترجيح مي‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كند. چگونه مي‌تواند اين كار را انجام دهد؟ تصور كنيد دانش آموزي كه كتاب درسي خود را براي مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش كه كتاب او را شب امتحان به امانت مي‌خواهد، چه عكس العملي بايد داشته باشد. در چنين مواردي معمولا مهارت نه گفتن احساس مي‌شود.

در چه مواردي نه مي‌گوييم؟

آيا در همه موارد بايد از اين مهارت استفاده كرد؟ آيا هميشه در مقابل خواسته‌هاي ديگران مقاومت كرد و با جديت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است كه بايد طبقه بندي مناسبي روي موارد و موضوعاتي كه نه گفتن در آنها لازم به نظر مي‌رسد، داشته باشيم. زماني كه قبول درخواستها خطرات و مشكلات جدي براي فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعيت رفتار كند. مثل درخواست فردي مبني بر استفاده از سيگار ، يا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اينها مواردي هستند كه نتايج وخيم و جدي براي فرد به بار مي‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم براي ابراز قاطعيت در اين موارد را داشته باشد. در موارد ديگري چون امانت دادن كتاب به دوستي كه خودمان آنرا نياز داريم يا موارد مشابه ديگري مي‌توان در ابتدا به دنبال راهكارهاي ديگر بود در صورت عدم وجود اين راهكارها از اين مهارتها استفاده كرد.

ويژگي افرادي كه مهارت نه گفتن دارند.

اين افراد قاطعيت خوبي دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌هاي شخصي در زندگي دارند و اهدافشان روشن و واضح است و مي‌دانند كه از چه راهي به اهداف خود خواهند رسيد. در مقابل افرادي كه توان كافي براي نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعيفي دارند، به راحتي تسليم ديگران مي‌شوند. ممكن است اهداف و برنامه ريزيهاي مشخصي نداشته باشند و اگر داشته باشند اهميت لازم را به آنها نمي‌دهند. اين افراد معمولا به برآورده شدن خواست ديگران اهميت مي‌دهند كه مي‌تواند ناشي از ترس آنها به از دست دادن دوستيها ، طرد شدن و ... باشد.

تقويت مهارتهاي نه گفتن

  • مشخص كردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در اين راه است. اهداف مشخصي داشته باشيد و مسيرهاي خود را براي رسيدن به اين اهداف معين كنيد.
  • اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد.
  • نه گفتن را با تمرين در مسائل جزئي‌تر تكرار كنيد.
  • به افرادي كه قاطعيت دارند و مهارتهاي خوبي در اين زمينه دقت كنيد و ويژگيهاي آنها را مورد توجه قرار دهيد.
  • اطلاعات و آگاهيهاي خود را افزايش دهيد.

 

  • خود را تقويت كنيد و مطمئن باشيد كه نه گفتن ، روابط اجتماعي شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردي هم كه نه گفتن به مسائل جدي و خطرناكي مربوط مي‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراري روابط سالمتر اجتماعي جايگزيني براي رابطه از دست رفته خواهيد داشت.
شنبه دوازدهم 1 1391 20:3

كدام شخصيت‌ها به درد هم مي‌خورند؟

توصيه‌هايي به آنها كه دنبال نيمه گمشده خودشان مي‌گردند

مي‌گويند اگر دنبال همسر ايده‌آل‌تان مي‌گرديد، راهش اين است كه اول، شخصيت خودتان را بشناسيد و بعدش براساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد كه با شما سازگار باشد. اگر شما هم اين تئوري را قبول داريد، با ما همراه شويد...


● ماجراجويان با ماجراجويان ازدواج كنند
افراد ماجراجو عاشق ريسك كردن هستند. اگر چنين شخصيتي داشته باشيد، احتمالا بسيار كنجكاو، خلاق و پرانرژي هستيد و معمولا فرد خودانگيخته‌اي هستيد. علايق فراواني داريد؛ از كوهنوردي و ماهي‌گيري گرفته تا رفتن به سينما و تئاتر.
▪ گزينه ازدواج: شما با افراد ماجراجويي كه درست مانند خودتان باشند، به خوبي رابطه برقرار مي‌كنيد. اگر دنبال همسر ايده‌آل خودتان هستيد، عجله نكنيد؛ چون ماجراجويي شما باعث مي‌شود خيلي سريع در عشق گرفتار شويد و عاقلانه‌ عمل نكنيد. اگر به كسي واقعا علاقه داريد، به خودتان فرصت دهيد تا بهتر او را بشناسيد. در عين حال گاهي ماجراجويي بيش از اندازه ممكن است شما را وسوسه‌ كند كه روابط جديد را امتحان كنيد ولي بايد با اين خصوصيت نادرست مبارزه كنيد.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جان‌اف‌كندي، پرنسس دايانا، آنجلينا جولي.
▪ روان‌شناسي شخصيت: افراد ماجراجو شخصيت خود را بيش از همه مديون ميزان ترشح زياد هورمون دوپامين در مغزشان هستند. اين هورمون، همان هورموني است كه به شما احساس شادي و شادابي و سرزندگي مي‌بخشد.


● خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج كنند
اگر آدم خلاقي باشيد، احتمالا خصلتا باوفا هستيد و وظيفه‌شناسي و آبروداري از خصوصيات عالي شخصيت شماست. آرامش، اجتماعي بودن و مديريت عالي منابع انساني از خصوصيات عالي شخصيت شماست. شما دوست داريد از قوانين پيروي كنيد و مي‌توانيد به راحتي براي زندگي خودتان برنامه‌ريزي داشته باشيد و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسيد. ديگران از شما بسيار راضي و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمي قابل اعتماد مي‌شناسند.
▪ گزينه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبي براي شما هستند. طرف مقابل‌تان ممكن است قدرت حمايت‌گري شما را بپرستد ولي مواظب باشيد اين حمايت همه‌جانبه، اين احساس را در همسرتان ايجاد نكند كه داريد مرتب او را كنترل مي‌كنيد. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگي خواهيد كرد چون افرادي مثل شما براي حفظ و تداوم زندگي‌شان هر كاري مي‌كنند و وفاداري به طرف مقابل ركن نخست زندگي‌شان است.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: جورج واشنگتن، ملكه اليزابت، جنيفرانيستون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: شخصيت آرام و موقر خود را بايد مديون هورمون سروتونين باشيد. اين ماده شيميايي مي‌تواند اخلاق شما را تعديل كرده و عصبانيت و حالت تهاجمي شما را كنترل كند.

 
● مديرها با سازگارها ازدواج كنند
اگر مديريت بخش غالب از شخصيت‌ شما است، حتما مي‌دانيد كه بسيار رك و راست هستيد و بدون پرده نظرتان را مي‌دهيد. از سوي ديگر با مسايل بسيار منطقي و واقع‌بينانه برخورد مي‌كنيد. قاطعيت و استواري از شما جدانشدني است. شما به آساني مي‌توانيد در روابط و كار خودتان تمركز كنيد و در رياضيات، مكانيك و موزيك مي‌توانيد زبردست باشيد. رقابت‌جويي و جاه‌طلبي عشق هميشگي زندگي شماست.


▪ گزينه ازدواج: افرادي مي‌توانند براي شما بهترين زوج باشند كه خصوصيت اصلي شخصيت‌شان كنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطاف‌پذيري داشته باشند و گرنه كار شما با يك مدير به دعوا و جنگ قدرت مي‌كشد. اگر شما در روابط خانوادگي و عاشقانه خود دست از كنترل و امر و نهي برداريد، عشق آرام آرام وارد زندگي شما خواهد شد و از درگير شدن در رابطه عاشقانه كه نمي‌توانيد آن را كاملا كنترل كنيد، نمي‌هراسيد. شما شخصيت محكمي داريد كه مشكلات خود را نشان نمي‌دهيد ولي اين خصوصيت شما ممكن است باعث شود همسرتان فكر كند شما پنهان‌كار، مرموز، سرد و بي‌روح هستيد. اجازه دهيد دست‌كم در روابط خانوادگي احساسات شما بر قدرت مديريت مطلق و محكم و دست‌نيافتني شما غلبه كند.
▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: آلبرت اينشتين، دانلدترامپ (مشاور املاك مشهور آمريكايي)، هيلاري كلينتون و مارگارت‌تاچر.
▪ روان‌شناسي شخصيت: هورمون مردانه تستوسترون كه در بدن مردان بيشتر و در بدن بانوان كمتر ترشح مي‌شود اين خصوصيت شخصيتي شما را پررنگ تر مي‌كند.


● انعطاف‌پذيرها با مبادي آداب‌ها ازدواج كنند
اگر شما شخصيت انعطاف‌پذيري داشته باشيد، ديگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانايي زيادي در روابط اجتماعي داريد و در صحبت كردن عالي هستيد. احساسات قوي و روشن و واضح از خصوصيات برجسته شماست.
▪ گزينه ازدواج: شما بيش از همه با افرادي كه مبادي آداب و مؤدب هستند كنار خواهيد آمد. اين افرد كه سياست بالايي در روابط خود دارند، رفتار شما را مي‌پذيرند. فقط مراقب باشيد با زبان بازي و صحبت‌هاي بي‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نكنيد. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نكنيد. توصيه ما به همسر شما اين است كه در صحبت كردن كم نياوريد. گرچه طرف مقابل شما بسيار خوش‌صحبت است ولي شما هم با اعتماد به نفس از خصوصيات خودتان بگوييد. افرادي مثل همسر شما دوست دارند كه شما نظرتان را درباره شخصيت و رفتارشان بي‌پرده بگوييد.


▪ مشاهيري كه شخصيت‌شان شبيه شماست: گاندي، بيل كلينتون.
▪ روان‌شناسي شخصيت: استروژن كه يك هورمون زنانه است و در بدن بانوان بيش از آقايان ترشح مي‌شود نقش اصلي را در بروز اين خصوصيات شخصيت شما ايفا مي‌كند.

چهارشنبه نهم 1 1391 14:13
X